به گزارش انرژی مدیا (آریا اکوپرس)، حالا این تجربه یک سؤال مهم برای ایران ایجاد میکند: اگر زمستان امسال با فشار بیشتری بر شبکه گاز مواجه شویم، آیا ایران همان ابزارهای مقابله با بحران را در اختیار دارد؟
اروپا نخستین کار را پیش از رسیدن سرمای شدید انجام داد؛ مخازن گاز را پر کرد. کشورهای عضو اتحادیه اروپا تا اول نوامبر ۲۰۲۲ توانستند ذخایر خود را به حدود ۹۴.۹ درصد برسانند؛ رقمی بالاتر از هدف ۸۰ درصدی تعیینشده برای آن سال. کمیسیون اروپا میگوید همین ذخایر بالا نقش مهمی در امنیت عرضه زمستان ۲۰۲۲-۲۰۲۳ داشت.
اما ذخیرهسازی به تنهایی کافی نبود. اروپا همزمان مصرف گاز را کاهش داد. اتحادیه اروپا برای زمستان ۲۰۲۲-۲۰۲۳ هدف کاهش داوطلبانه ۱۵ درصدی مصرف را تعیین کرد و در عمل، مصرف گاز در سهماهه چهارم ۲۰۲۲ نسبت به مدت مشابه سال قبل حدود ۲۱ درصد کاهش یافت؛ یعنی حدود ۲۵ میلیارد مترمکعب کمتر.
بخشی از این کاهش از صنعت آمد. صنایع انرژیبر مصرف خود را پایین آوردند و در برخی موارد تولید کاهش یافت یا به سوختهای دیگر تغییر کرد. بنابراین اروپا بخشی از بحران را با مدیریت تقاضا پاسخ داد، نه فقط با افزایش عرضه. همزمان، اروپا سراغ LNG رفت.
پس از کاهش شدید گاز خط لوله روسیه، واردات LNG اتحادیه اروپا در سهماهه چهارم ۲۰۲۲ حدود ۱۳ میلیارد مترمکعب، معادل ۷۰ درصد، نسبت به مدت مشابه سال قبل افزایش یافت. آمریکا در همان دوره بزرگترین تأمینکننده LNG اتحادیه اروپا بود و نروژ نیز نقش مهمی در جبران کاهش گاز روسیه داشت. سهم گاز خط لوله روسیه از واردات اتحادیه اروپا در آن مقطع از بیش از ۴۰ درصد در سهماهه چهارم ۲۰۲۱ به حدود ۱۵ درصد کاهش پیدا کرد. اروپا حتی زیرساخت دریافت LNG را نیز توسعه داد و ظرفیت بازگازسازی را افزایش داد.
اما یک عامل دیگر هم به کمک اروپا آمد: زمستان نسبتاً ملایم. کمیسیون اروپا صراحتاً افزایش ذخایر، کاهش تقاضا، واردات بالای LNG و هوای نسبتاً گرم را از عوامل مهم عبور بازار اروپا از بحران گاز در آن مقطع اعلام کرده است.
پس نسخه اروپا را میتوان در چند کلمه خلاصه کرد:
ذخیرهسازی، واردات متنوع، LNG، کاهش مصرف، مدیریت صنایع و توسعه زیرساخت.
ایران در کجای این معادله قرار دارد؟
ایران برخلاف اروپا، کشور واردکننده بزرگ گاز نیست و بخش عمده نیاز خود را از تولید داخلی تأمین میکند. بنابراین مسئله ایران در نگاه اول متفاوت است؛ اما یک شباهت بسیار مهم وجود دارد: در هر دو مورد، مسئله اصلی در زمستان فاصله میان عرضه و تقاضاست.
ایران طی سالهای اخیر با ناترازی فزاینده گاز مواجه بوده است. در آذر ۱۴۰۴، معاون وزیر نفت از عبور ناترازی زمستانی از مرز ۳۰۰ میلیون مترمکعب در روز خبر داده بود. برای زمستان ۱۴۰۵ نیز وزارت نفت از شرایط خاص در یکی از ماههای سرد سال سخن گفته است.
محسن پاکنژاد، وزیر نفت، اعلام کرده بخشی از ظرفیت تولید گاز و سوخت مایع که در جریان جنگ آسیب دیده، باید بازیابی شود و وزارت نفت امیدوار است حداکثر ظرفیت ممکن را برای عبور از ماههای سرد در اختیار داشته باشد.
البته در مقابل، وزارت نفت از اقدامات انجامشده برای افزایش آمادگی خبر میدهد. مجتمع گاز پارس جنوبی اعلام کرده تعمیرات اساسی پالایشگاههای خود را به پایان رسانده و برای فرآورش پایدار و حداکثری گاز در زمستان آماده است.
در بخش ذخیرهسازی نیز ظرفیت افزایش یافته است. طبق گزارش شرکت نفت مناطق مرکزی ایران، در سال ۱۴۰۵ رکورد بیش از ۳.۱ میلیارد مترمکعب ذخیرهسازی گاز در مخازن شوریجه و سراجه ثبت شده است. همچنین برنامه توسعه این مخازن در دستور کار قرار دارد.
اما اینجا یک تفاوت اساسی با اروپا وجود دارد.
اروپا در بحران ۲۰۲۲ توانست با خرید LNG در بازار جهانی، افزایش واردات از نروژ و دیگر تأمینکنندگان و توسعه ظرفیت دریافت LNG بخشی از کمبود گاز روسیه را جبران کند. ایران چنین گزینهای را در مقیاس مشابه ندارد؛ چرا که خود دارای منابع عظیم گاز است اما زیرساخت LNG صادراتی و دسترسی گسترده به بازار جهانی LNG را در اختیار ندارد. از سوی دیگر، ایران نمیتواند صرفاً با افزایش تولید مشکل را حل کند؛ چون بخش مهمی از مسئله، رشد مصرف است.
در واقع، اگر تولید افزایش پیدا کند اما مصرف نیز با همان سرعت یا سریعتر رشد کند، ناترازی همچنان باقی میماند. به همین دلیل، تجربه اروپا یک پیام مهم برای ایران دارد: امنیت انرژی فقط مسئله تولید نیست؛ مسئله مدیریت همزمان عرضه و تقاضاست.
اروپا در بحران گاز، به مردم و صنایع پیام کاهش مصرف داد، ذخایر را پر کرد، منابع تأمین را متنوع کرد و برای جایگزینی گاز روسیه پول و زیرساخت جدید ایجاد کرد. ایران نیز امروز از ذخیرهسازی، تعمیرات، افزایش تولید و مدیریت مصرف سخن میگوید؛ اما تفاوت در مقیاس و ابزارهاست.
سؤال اصلی برای سیاستگذار ایرانی بنابراین فقط این نیست که «چقدر گاز تولید میکنیم؟» سؤال مهمتر این است: اگر سرمای شدید از راه برسد و تقاضا جهش کند، ذخیره گاز ایران چند روز میتواند فشار شبکه را تحمل کند؟ چه میزان از کسری را میتوان با ذخیرهسازی جبران کرد؟ سهم صنایع در مدیریت مصرف چقدر خواهد بود؟ نیروگاهها چه میزان سوخت مایع در اختیار دارند؟ و مهمتر از همه، آیا برنامه مشخصی برای مدیریت تقاضای خانگی وجود دارد که بدون آسیب به رفاه مردم اجرا شود؟
تجربه اروپا نشان داد که حتی یک بحران بزرگ گازی را میتوان با ترکیبی از ذخیره، تنوع عرضه، کاهش مصرف و سرمایهگذاری زیرساختی مدیریت کرد؛ اما این تجربه یک هشدار هم دارد: عبور از بحران لزوماً به معنای عبور بدون هزینه نیست.
اروپا برای حفظ امنیت انرژی، هزینه سنگینی پرداخت کرد؛ از افزایش قیمت گاز و برق گرفته تا فشار بر صنایع و هزینههای دولت برای حمایت از مصرفکنندگان.
ایران نیز اگر زمستان سختی پیش رو داشته باشد، انتخاب میان «بحران» و «بیهزینه بودن» نیست؛ مسئله اصلی این است که هزینه ناترازی را کجا و چگونه مدیریت کند.
و این شاید مهمترین درس زمستان جنگ اوکراین برای ایران باشد: بحران گاز را نمیتوان در دیماه مدیریت کرد؛ زمستان، نتیجه تصمیمهایی است که ماهها و سالها قبل گرفته شدهاند./

