به گزارش انرژی مدیا (آریا اکوپرس)، پاسخ به این سؤال ساده نیست؛ چون «هزینه تولید» با «هزینه تمامشده فروش نفت» تفاوت دارد. هزینه استخراج از چاه تنها یک بخش ماجراست و هزینههای توسعه میدان، حفاری، نگهداری، اکتشاف، تأمین مالی، حملونقل، بیمه، انتقال پول، واسطهگری و تخفیفهای احتمالی فروش نیز باید در محاسبه نهایی دیده شود.
اتفاقاً همینجا یکی از خلأهای مهم اطلاعاتی صنعت نفت ایران آشکار میشود: عدد شفاف و بهروز و قابل استناد عمومی از هزینه نهایی هر بشکه نفت صادراتی منتشر نشده است.
بررسیهای انجامشده بر پایه صورتهای مالی ۱۳ شرکت تولیدی زیرمجموعه شرکت ملی نفت برای سالهای ۱۳۹۸ تا ۱۴۰۲ نشان میدهد هزینههای سرچاهی تولید روند افزایشی داشته و هزینه شرکتهای تولیدکننده نفت خام ۷۸ درصد از هزینههای سرچاهی را تشکیل داده است. در همین بررسی تأکید شده که هزینه شرکتهای تولیدی تنها حدود ۲۹ درصد از مجموع هزینه تولید نفت خام است؛ یعنی برای رسیدن به تصویر کاملتر باید هزینههای ادارات مرکزی، تأمین مالی و اکتشاف نیز به حساب بیاید.
پس وقتی گاهی اعداد بسیار پایینی برای هزینه تولید نفت ایران مطرح میشود، باید پرسید: دقیقاً کدام هزینهها در این عدد محاسبه شدهاند؟
در سالهای گذشته نیز ارقام مختلفی برای هزینه تولید نفت ایران اعلام شده است؛ از حدود ۳ تا ۶ دلار برای برخی میادین گرفته تا اعداد بالاتر در برآوردهای جامعتر. حتی در برخی گزارشهای قدیمی، هزینه تولید نفت ایران ۵ تا ۸ دلار در هر بشکه برآورد شده بود.
اما این ارقام را نمیتوان بدون توجه به تاریخ، نوع میدان و روش محاسبه، مستقیماً به وضعیت امروز تعمیم داد.
مسئله اصلی؛ نفت ارزان تولید میشود اما فروش آن ارزان نیست
ایران برای فروش نفت در شرایط تحریم با هزینههایی مواجه است که تولیدکنندگان عادی با آن روبهرو نیستند.
نفت باید به مشتری تحویل شود، حمل شود، بیمه شود، پول آن منتقل شود و در نهایت درآمد حاصل از فروش به چرخه مالی کشور بازگردد. هرکدام از این مراحل میتواند هزینه یا ریسک مالی ایجاد کند.
یک نمونه از شرایط فعلی را میتوان در اظهارات اخیر محسن پاکنژاد، وزیر نفت، دید. او پنجم شهریور ۱۴۰۵ اعلام کرد فروش و تحویل نفت ایران به مشتریان ادامه دارد و گفت در مقاطعی امکان انتقال بخشی از نفت به نقطه تحویل مشتری فراهم شده است؛ اما از ارائه جزئیات خودداری کرد و دلیل آن را احتمال سوءاستفاده دشمن دانست.
این اظهارات یک واقعیت مهم را نشان میدهد: هزینه و مسیر فروش نفت ایران، صرفاً یک معامله ساده «چاه تا مشتری» نیست.
از سوی دیگر، حمید بورد، مدیرعامل شرکت ملی نفت ایران، در شهریور امسال در واکنش به گزارشهایی درباره فروش نفت به یک فرد خاص اعلام کرد که فروش نفت در چارچوب دستورالعملها و با رعایت ملاحظات دستگاههای نظارتی انجام میشود.
این تأکید، اهمیت شفافیت در زنجیره فروش را بیشتر میکند؛ زیرا وقتی هزینه واقعی فروش، تخفیفها، کارمزدها و مسیر دریافت پول منتشر نشود، محاسبه «سود واقعی هر بشکه» نیز برای افکار عمومی ممکن نیست.
۲۵۰ هزار بشکه جدید؛ هزینه تولید بیشتر چقدر است؟
ماجرا زمانی مهمتر میشود که پای سرمایهگذاری برای افزایش تولید به میان میآید.
در طرح ضربتی جهش تولید نفت خام، هدف افزایش تولید ۲۵۰ هزار بشکه در روز تعیین شده و برای آن حدود ۳ میلیارد دلار سرمایهگذاری پیشبینی شده است. بر اساس برنامه مصوب، تولید نفت شرکت ملی نفت از حدود ۱.۹۳۹ میلیون بشکه در روز به ۲.۱۸۹ میلیون بشکه افزایش مییابد.
در اردیبهشت ۱۴۰۵ نیز اعلام شد که صندوق توسعه ملی برای این طرح حدود ۳۰۰ میلیون دلار بهصورت علیالحساب اختصاص داده و پرداختهای بعدی به ارائه گزارش عملکرد و افزایش تولید مشروط شده است.
این یعنی نفت جدید، اگرچه از ذخایر موجود کشور برداشت میشود، اما «رایگان» نیست.
حفاری، تعمیر و تکمیل چاه، خطوط لوله، تجهیزات فرآورشی، کمپرسورها و تأسیسات جدید همگی هزینه دارند. بنابراین برای محاسبه اقتصادی واقعی هر بشکه باید پرسید:
برای تولید یک بشکه اضافه، چقدر سرمایهگذاری شده و این سرمایه در چه مدت بازمیگردد؟
نفت ۱۰۰ دلاری؛ سهم واقعی ایران چقدر است؟
موضوع زمانی حساستر میشود که قیمت جهانی نفت بالا میرود. در شهریور ۱۴۰۵، در مقطعی قیمت برنت به محدوده ۹۷ دلار در هر بشکه رسید و افزایش ریسکهای منطقهای باعث شد بازار برای نفت یک «حق ریسک» بالاتر در نظر بگیرد.
اما قیمت جهانی نفت، لزوماً همان درآمدی نیست که ایران از هر بشکه دریافت میکند. اگر نفتی با قیمت مشخص جهانی فروخته شود، باید از آن هزینههای حمل، بیمه، انتقال پول، هزینههای مرتبط با تحریم و در صورت وجود، تخفیف فروش کسر شود تا مشخص شود درآمد خالص واقعی هر بشکه برای کشور چقدر است.
به همین دلیل، مقایسه ساده قیمت نفت با هزینه استخراج، تصویر کاملی ارائه نمیدهد.
سؤال اصلی هنوز بیپاسخ است
اکنون که وزارت نفت بر تداوم تولید، صادرات و افزایش ظرفیت تولید تأکید دارد، یک مطالبه مشخص میتواند روی میز قرار گیرد: وزارت نفت و شرکت ملی نفت ایران هزینه واقعی تولید و فروش هر بشکه نفت ایران را با چه عددی محاسبه میکنند؟
نه فقط هزینه استخراج از چاه؛ بلکه با احتساب سرمایهگذاری، اکتشاف، حفاری، نگهداری، تأمین مالی، حمل، بیمه، تخفیف فروش و هزینه انتقال درآمد.
اگر این عدد منتشر شود، میتوان دقیقتر درباره اقتصادی بودن پروژههای افزایش تولید، میزان واقعی درآمد نفتی و بازده سرمایهگذاریهای میلیارددلاری قضاوت کرد. در غیر این صورت، گفتن اینکه «نفت ایران ارزان تولید میشود» فقط نیمی از داستان است.
نفت ممکن است در چاه ارزان باشد؛ اما سؤال واقعی این است که وقتی از چاه خارج میشود، تا زمانی که پولش به کشور برگردد، هر بشکه واقعاً چند دلار برای ایران تمام میشود؟ این عدد باید شفاف شود./

