به گزارش انرژی مدیا (آریا اکوپرس)، در شرایطی که حمید بورد، مدیرعامل پیشین شرکت ملی نفت ایران، سرپرستی وزارت نفت را برعهده گرفته، بررسی کارنامه او و گزینههای مطرحشده برای جانشینی محسن پاکنژاد میتواند به روشنتر شدن این بحث کمک کند.
بخش اول؛ پیش از سرپرستی؛ تجربه در بدنه عملیاتی نفت
حمید بورد، متولد ۱۳۴۳ و دانشآموخته مهندسی مکانیک، سابقه فعالیت در بخشهای مختلف عملیاتی صنعت نفت را دارد. مدیریت شرکت بهرهبرداری نفت و گاز مارون، شرکت ملی مناطق نفتخیز جنوب، شرکت عملیات اکتشاف نفت و شرکت نفت فلات قاره ایران از جمله مسئولیتهای او بوده است؛ مجموعهای از سوابق که با حوزههایی چون حفاری، اکتشاف، تولید و فعالیتهای فراساحلی ارتباط مستقیم دارد.
بورد در شهریور ۱۴۰۳ به مدیرعاملی شرکت ملی نفت ایران منصوب شد؛ شرکتی که مسئولیت بخش مهمی از فعالیتهای بالادستی صنعت نفت، از اکتشاف و توسعه میدانها تا تولید نفت و گاز را برعهده دارد. از این منظر، کارنامه او با مسائل عملیاتی و فنی صنعت نفت پیوند خورده است.
بخش دوم؛ پس از سرپرستی؛ از بازسازی تأسیسات تا فروش نفت
پس از پذیرش استعفای محسن پاکنژاد در ۱۲ مهر ۱۴۰۵، حمید بورد با حکم رئیسجمهور به سرپرستی وزارت نفت منصوب شد. او در روزهای نخست بر تداوم برنامههای تولید و توسعه، بازسازی تأسیسات آسیبدیده در جنگ و پیگیری فروش نفت تأکید کرد. بورد همچنین درباره تأمین سوخت صنایع در زمستان، تصمیمگیری در کمیته سوخت دولت را مورد اشاره قرار داد و از ضرورت صرفهجویی در مصرف انرژی سخن گفت.
بازدیدهای میدانی؛ فاصله گرفتن از مدیریت پشت میز
یکی از نکات قابل توجه در روزهای ابتدایی سرپرستی حمید بورد، حضور میدانی او در تأسیسات صنعت نفت و گاز است. بورد در ۲۱ مهر ۱۴۰۵ به عسلویه رفت تا روند بازسازی تأسیسات آسیبدیده، پیشرفت تعمیرات و موانع بازگشت ظرفیتهای ازدسترفته تولید را از نزدیک بررسی کند. این بازدید با توجه به نزدیک شدن فصل سرما و اهمیت پایداری تولید گاز، از جنبه عملیاتی اهمیت ویژهای دارد. حضور در محل تأسیسات، بهویژه در شرایطی که صنعت نفت باید همزمان بازسازی، حفظ تولید و تأمین انرژی زمستانی را پیش ببرد، میتواند امکان ارزیابی مستقیم مشکلات و پیگیری سریعتر تصمیمها را فراهم کند.
این رویکرد میدانی، در کنار سابقه طولانی بورد در بخشهای عملیاتی نفت، بار دیگر اهمیت شناخت مستقیم صنعت را در مدیریت وزارت نفت برجسته میکند؛ وزارتخانهای که تصمیمهای آن باید در میدان تولید و تأسیسات به نتیجه برسد، نه صرفاً در سطح جلسات و مکاتبات اداری.
سه گزینه مطرح؛ تفاوت سوابق و معیار انتخاب
در گمانهزنیهای منتشرشده، نامهای محمد اسلامی، مسعود کرباسیان و سیدمحمد اتابک بهعنوان گزینههای احتمالی وزارت نفت مطرح شده است.
محمد اسلامی، رئیس سازمان انرژی اتمی و وزیر پیشین راه و شهرسازی، سابقه مدیریت در حوزههای فنی و زیرساختی دارد؛ اما انتقال او از سازمان انرژی اتمی، با توجه به مسئولیتهای جاری این سازمان، ملاحظات مدیریتی خاص خود را خواهد داشت.
مسعود کرباسیان، وزیر پیشین امور اقتصادی و دارایی و مدیرعامل سابق شرکت ملی نفت ایران، در میان این گزینهها تجربه مستقیمتری در مدیریت شرکت ملی نفت دارد. با این حال، سوابق مدیریتی او نیز باید با توجه به نیازهای امروز صنعت، وضعیت حقوقی و الزامات تصدی وزارتخانه بررسی شود.
سیدمحمد اتابک، وزیر صنعت، معدن و تجارت، تجربه مدیریتی در حوزه صنعت و اقتصاد دارد. انتقال احتمالی او به وزارت نفت نیز مستلزم ارزیابی میزان انطباق تجربهاش با الزامات تخصصی و عملیاتی این وزارتخانه و همچنین تعیین تکلیف مدیریت وزارت صمت خواهد بود.
معیار اصلی؛ توان اداره صنعت نفت
وزارت نفت صرفاً یک دستگاه اداری نیست. تصمیمهای آن بر تولید و صادرات، درآمدهای ارزی، تأمین سوخت صنایع، امنیت انرژی و عملکرد بخش بزرگی از اقتصاد کشور اثر میگذارد. ازاینرو، تجربه عملیاتی، شناخت فنی، توان مدیریت بحران و آشنایی با فناوریها و شیوههای مدیریتی روز باید در ارزیابی گزینهها وزن جدی داشته باشد.
رئیسجمهور باید فردی را انتخاب کند که بتواند در دانش فنی، تجربه عملیاتی و توان مدیریتی با مدیرانی مانند حمید بورد رقابت کند؛ نه اینکه صرفاً سابقه سیاسی یا حزبی، معیار اصلی انتخاب باشد. در وزارت نفت، ملاک نهایی باید توان اداره صنعت و حفظ منافع ملی باشد./

