به گزارش انرژی مدیا ( آریا اکوپرس)، چند ماه بیشتر از هشدار درباره تشدید النینو و احتمال بارشهای فراتر از نرمال نگذشته، اما نخستین تصاویر از بارشهای سنگین پاییزی، خیلی زودتر از آنچه تصور میشد به دست ایران رسیده است؛ سیلاب عظیمیه کرج خودروها را با خود برد و همزمان تهران شاهد وزش بادهای شدید و بارشهای رگباری شد.
این فقط یک باران پاییزی نیست
سازمان هواشناسی از احتمال بارشهای فراتر از نرمال در پاییز خبر داده و دامنههای البرز را نیز در زمره مناطق مستعد این شرایط قرار داده است. از سوی دیگر، کارشناسان نسبت به ظرفیت بالای سیلابخیزی روددرههای شمال تهران هشدار دادهاند.
بحران آب ایران حالا وارد مرحلهای متناقض شده است؛ کشوری که سالها با خشکسالی، افت آبخوانها و کمآبی دستوپنجه نرم کرده، ممکن است همزمان با بارشهای شدید و سیلابهای مخرب نیز مواجه شود.
مشکل فقط کمبود آب نیست؛ مشکل، ناتوانی در مدیریت آبی است که گاهی ناگهان از آسمان میرسد.
النینو همراه با پاییز رسید
النینو در ادبیات اقلیمی فقط به معنای «باران بیشتر» نیست؛ این پدیده میتواند الگوهای جوی را تغییر دهد و احتمال رخدادهای شدید آبوهوایی را افزایش دهد.
رئیس سازمان هواشناسی اعلام کرده است که پیشبینیهای فعلی، بارش پاییز امسال را فراتر از نرمال نشان میدهد و بخشهایی از غرب، جنوب، جنوبغرب و دامنههای زاگرس و البرز در کانون این شرایط قرار دارند.
پیشتر نیز مرکز ملی اقلیم و مدیریت بحران خشکسالی درباره احتمال بارشهای بیش از نرمال در نیمه دوم پاییز و افزایش خطر سیلاب در برخی مناطق هشدار داده بود.
اما نکته مهم اینجاست که بارش بیشتر الزاماً به معنای عبور ایران از بحران آب نیست واگر باران در مدت کوتاه و با شدت بالا ببارد، بخشی از آن بهجای نفوذ به خاک و تغذیه آبخوانها، تبدیل به روانآب میشود؛ روانآبی که اگر مسیر طبیعیاش مسدود یا محدود شده باشد، مستقیماً وارد خیابانها، خانهها و زیرساختهای شهری میشود.
عظیمیه؛ یک هشدار که فقط چند ساعت طول کشید
شنبه ۱۱ مهر، عظیمیه کرج تصویری از همین تناقض را به نمایش گذاشت: بارش شدید و رگباری در استان البرز موجب جاری شدن سیلاب و گلولای شد؛ خودروها در بخشهایی از کرج جابهجا شدند و نیروهای امدادی برای نجات افراد گرفتار در جریان سیلاب وارد عمل شدند.
این اتفاق در حالی رخ داد که تنها چند روز قبل، فرمانداری کرج درباره نقاط حادثهخیز حوزههای آبخیز بالادست از جمله عظیمیه، آتشگاه، محمودآباد و دره وسیه هشدار داده و خواستار تقویت سیلبندها، مرمت سازههای آبخیزداری، لایروبی مسیرهای آب و رفع نقاط پرخطر شده بود.
این یعنی هشدار وجود داشت و نقطه خطر هم شناسایی شده بود؛ اما باران که آمد، ضعف زیرساخت خودش را نشان داد.
این همان حلقه مفقوده مدیریت بحران آب است: هشدار زمانی ارزش دارد که پیش از حادثه به اقدام تبدیل شود.
تهران؛ شهری که رودخانههایش را فراموش کرده است
ماجرای تهران حتی حساستر است. پایتخت در دامنه البرز ساخته شده و مسیرهای طبیعی متعددی برای عبور روانآب از ارتفاعات به سمت مناطق شهری دارد. کارشناسان در هفتههای اخیر نسبت به خطر سیلاب ناگهانی در روددرههای مشرف به تهران هشدار دادهاند.
بررسیها از وجود حوضههای متعدد سیلابی در شمال تهران حکایت دارد؛ مسیرهایی که در صورت بارش شدید میتوانند روانآب را به داخل محدوده شهری هدایت کنند.
در برخی نقاط، مسیر طبیعی آب در طول دهههای گذشته با خیابان، ساختمان، پل و سایر سازههای شهری تلاقی پیدا کرده است ولی شرایط عادی، این مسئله شاید دیده نشود.
اما در یک بارش شدید، آب مسیر خودش را پیدا میکند؛ حتی اگر شهر آن مسیر را سالها پیش فراموش کرده باشد.
۱۰ گلوگاه سیلابی تهران
تهران البته کاملاً بدون برنامه نیست. مدیریت شهری اعلام کرده که بیش از ۱۰ گلوگاه سیلابی پایتخت که احتمال میرفت در بارشهای بسیار شدید مشکلساز شوند، در دوره اخیر رفع خطر شدهاند و سایر نقاط نیز در حال پیگیری هستند.
اما همین واقعیت، عمق مسئله را نشان میدهد که وقتی بارشهای شدیدتر در حال تبدیل شدن به یکی از سناریوهای محتمل اقلیمی هستند، مدیریت سیلاب دیگر نمیتواند پروژهای مقطعی باشد که بعد از هر حادثه دوباره روی میز بیاید و تهران باید برای بارانی آماده شود که با بارانهای گذشته فرق دارد.
خطر اصلی؛ باران زیاد نیست، «بارش ناگهانی» است
بحران واقعی زمانی شکل میگیرد که حجم زیادی از بارش در مدت کوتاه وارد یک حوضه آبریز شود و زمین فرصت جذب آب را پیدا نمیکند، کانالها ظرفیت محدود دارند و همچنین مسیلها باریک یا مسدود شدهاند و سطوح بتنی و آسفالتی اجازه نفوذ کافی نمیدهند؛ در نهایت، آب از مسیر خیابان حرکت میکند.
به همین دلیل است که ممکن است یک منطقه از نظر مجموع بارش سالانه هنوز با کمآبی مواجه باشد، اما در یک روز مشخص با سیلاب شدید روبهرو شود.
ایران میتواند همزمان تشنه و سیلزده باشد
این شاید مهمترین تناقض بحران آب ایران در سالهای آینده باشد، باران اگر مدیریت نشود، دوباره تبدیل به بحران آب میشود.
در ظاهر، بارش سنگین باید برای کشوری که سالها با کاهش منابع آبی روبهرو بوده، خبر خوبی باشد.
اما اگر بخش قابلتوجهی از این آب به روانآب تبدیل شود و همراه با گلولای و رسوبات از حوضه خارج شود، فرصت بزرگی برای تغذیه منابع زیرزمینی از دست میرود.
در همین نقطه، آبخیزداری اهمیت پیدا میکند.
فرمانداری کرج نیز پیش از بارشهای اخیر بر نقش سازههای آبخیزداری در کنترل روانآب، کاهش فرسایش و حتی تقویت منابع آب زیرزمینی تأکید کرده بود.
بنابراین مسئله فقط ساخت دیوار و کانال در شهر نیست؛ مدیریت سیلاب باید از ارتفاعات شروع شود.
آبی که بالادست کنترل نشود، دیر یا زود هزینهاش را در پاییندست از مردم میگیرد.
تهران و کرج فقط نمونهاند؛ مسئله ملی است
هشدارهای اقلیمی محدود به البرز و تهران نیست. پیشبینیهای فصلی، بخشهایی از غرب، جنوبغرب و دامنههای زاگرس را نیز در معرض بارشهای بالاتر از نرمال قرار دادهاند و کارشناسان نسبت به افزایش احتمال سیلاب در برخی مناطق هشدار دادهاند.
بنابراین نباید سیلاب عظیمیه را یک حادثه محلی و تمامشده تلقی کرد. عظیمیه یک نمونه واقعی از سناریویی است که میتواند در نقاط مختلف کشور تکرار شود.
ایران باید از «مدیریت کمآبی» به «مدیریت افراطهای آبی» برسد
سالها سیاست آبی ایران حول یک مسئله چرخیده است: چگونه با کمبود آب کنار بیاییم؟ اما تغییرات اقلیمی و افزایش رخدادهای حدی، معادله را پیچیدهتر کرده است. اکنون ایران باید برای دو سر طیف آماده باشد ، یک روز خشکسالی و افت منابع آب و روز دیگر بارش شدید و سیلاب.
النینو را نمیتوان متهم اصلی تمام بارشها و سیلابهای ایران معرفی کرد؛ حتی سازمان هواشناسی نیز تأکید کرده که اثر آن بر ایران غیرمستقیم است و عوامل دیگری هم در شکلگیری وضعیت بارشی نقش دارند.
اما یک واقعیت غیرقابل انکار است: اگر بارشهای شدیدتر در راه باشند، شهری که مسیر آب را بسته، آبخیزداری را عقب انداخته و نقاط حادثهخیزش را فقط روی نقشه شناسایی کرده، با باران نمیجنگد؛ با نتیجه سالها توسعه بدون تابآوری میجنگد.
سیلاب عظیمیه شاید فقط یک اتفاق چندساعته باشد؛ اما پیام آن بسیار بزرگتر است، بحران آب ایران دیگر فقط «آب نداریم» نیست؛ از این پس باید برای «آب ناگهانی و مخرب» هم آماده باشیم./

