به گزارش انرژی مدیا (آریا اکوپرس)، بنابر تحقیقات صورت گرفته، در هر مترمکعب آبی که از منبع برداشت میشود تا رسیدن به مزرعه، حدود ۳۰ درصد آن بر اثر فرسودگی شبکه، نفوذ در کانالهای خاکی، تبخیر یا روشهای ناکارآمد آبیاری از چرخه مصرف خارج میشود و همین موضوع عملاً به تشدید بحران کمک میکند.
هنوز در بخشهایی از کشاورزی کشور، آبیاری غرقابی و سنتی رواج دارد؛ روشی که راندمان آن حدود ۳۵ درصد برآورد شده است.
در مقابل، راندمان آبیاری تحت فشار حدود ۵۵ درصد و در برخی روشهای آبیاری زیرسطحی حتی تا ۸۵ درصد گزارش شده و متوسط راندمان آبیاری کشاورزی کشور حدود ۴۰ درصد اعلام شده است.
این اعداد یک پرسش جدی را پیش روی سیاستگذار قرار میدهد: در کشوری که هر سال از بحران آب و کاهش منابع زیرزمینی سخن گفته میشود، چرا هنوز بخش قابل توجهی از آب کشاورزی با شبکهها و روشهایی منتقل و مصرف میشود که امکان کاهش تلفات آن وجود دارد؟
صاحبنظران معتقدند؛ البته اصلاح الگوی آبیاری به تنهایی به معنای «خلق آب جدید» نیست، اما اگر آب صرفهجوییشده دوباره صرف توسعه سطح زیرکشت شود، ممکن است صرفهجویی واقعی در مقیاس حوضه آبریز اتفاق نیفتد؛ به همین دلیل، افزایش بهرهوری باید همزمان با کنترل برداشت، اصلاح الگوی کشت و مدیریت آب صرفهجوییشده انجام شود.
مدیریت بحران
نگاهی به تجربه کشورهای خشک نشان میدهد کمآبی الزاماً به معنای ناتوانی در تأمین آب نیست؛ آنچه اهمیت دارد، ترکیب مدیریت، فناوری و کاهش تلفات است.
رژیم صهیونیستی با وجود اختلافات سیاسی عمیق با ایران، از منظر فنی نمونهای قابل بررسی در این زمینه است؛ کشوری با اقلیم خشک که طی دهههای گذشته سرمایهگذاری گستردهای روی نمکزدایی، بازچرخانی آب، شبکه انتقال و فناوریهای آبیاری انجام داده است.
آب قبل ازرسیدن به گیاه خشک می شود
اسماعیل کهرم، کارشناس محیط زیست، معتقد است بخش قابل توجهی از مشکل آب کشور را باید در شیوه انتقال و مصرف جستوجو کرد.
موضوعی که به گفته او، در کنار شرایط اقلیمی، ساختار مدیریت منابع آب را با چالش جدی مواجه کرده است.
کهرم با اشاره به سهم بالای کشاورزی در مصرف آب کشور گفت: بیش از ۹۰ درصد منابع آبی کشور صرف فعالیتهای زراعی و کشاورزی میشود، در حالی که سهم آب شرب حدود سه تا چهار درصد و سهم صنعت حدود پنج درصد است.
وی افزود: وقتی چنین حجم بزرگی از منابع آب در بخش کشاورزی مصرف میشود، کوچکترین ناکارآمدی در شیوه انتقال و آبیاری میتواند آثار گستردهای بر منابع آبی کشور داشته باشد.
۳۰ درصد آب کشور تبخیر می شود
این کارشناس محیط زیست با اشاره به تبخیر آب اظهار کرد: حدود یکسوم یا ۳۰ درصد از آب مصرفی میتواند بر اثر تبخیر از دست برود؛ موضوعی که به گفته او، فقط ناشی از شرایط طبیعی نیست و نوع سازهها و شیوه انتقال و ذخیره آب نیز در افزایش آن نقش دارد.
کهرم ادامه داد: زمانی که آب در کانالهای روباز و در معرض تابش مستقیم خورشید منتقل میشود، بخشی از آن در طول مسیر تبخیر خواهد شد.
به گفته او، این مسئله در مناطق گرم و جنوبی کشور اهمیت بیشتری پیدا میکند و استفاده از شبکههای روباز در چنین شرایطی باید مورد بازنگری قرار گیرد.
سدها هم از تبخیر در امان نیستند
او در ادامه به مسئله تبخیر از مخازن سدها اشاره کرد و گفت: هنگامی که جریان طبیعی رودخانه پشت یک سد متوقف و به یک پهنه گسترده آب تبدیل میشود، سطح تماس آب با هوا افزایش پیدا میکند و در مناطق گرم، میزان تبخیر نیز بالا میرود.
کهرم با اشاره به شرایط اقلیمی مناطق جنوبی و گرم کشور افزود: در چنین مناطقی، آب ذخیرهشده در مخازن بزرگ میتواند پیش از آنکه به شبکه مصرف منتقل شود، بخشی از حجم خود را بر اثر گرما و تبخیر از دست بدهد.
وی تأکید کرد که ارزیابی عملکرد سدها نباید تنها بر میزان آب ذخیرهشده متمرکز باشد، بلکه باید میزان تلفات ناشی از تبخیر و همچنین بازده واقعی انتقال آب از مخزن تا محل مصرف نیز مورد توجه قرار گیرد.
معضل کانالهای فرسوده آبی در کشاورزی سنتی
کهرم یکی دیگر از مشکلات را به شبکههای انتقال آب ارتباط داد و گفت: بخش قابل توجهی از آب در مسیر انتقال از طریق کانالهای روباز و خاکی هدر میرود.
او توضیح داد: این کانالها از یک سو آب را در معرض تبخیر قرار میدهند و از سوی دیگر، امکان نفوذ آب به لایههای خاک را افزایش میدهند؛ نفوذی که الزاماً به معنای تغذیه مؤثر آبخوان نیست.
وی افزود: اگر شبکههای انتقال با استفاده از پوششهای مناسب، لولهگذاری و روشهای استاندارد بازسازی شوند، میتوان بخشی از این تلفات را کاهش داد.
کهرم تأکید کرد: در شرایط فعلی، سرمایهگذاری برای اصلاح شبکههای انتقال باید همزمان با توسعه روشهای نوین آبیاری دنبال شود؛ زیرا انتقال آب با شبکه فرسوده و سپس استفاده از روشهای سنتی در مزرعه، عملاً بخش قابل توجهی از تلاش برای تأمین آب را خنثی میکند.
هدررفت بیشتر و بهرهوری کمتر
این کارشناس همچنین به شیوه آبیاری سنتی اشاره کرد و گفت: در روشهای قدیمی، حجم زیادی از آب وارد زمین میشود، در حالی که ریشه بسیاری از محصولات در عمق محدودی از خاک قرار دارد.
به گفته او، زمانی که آب بیش از نیاز واقعی گیاه در زمین رها میشود، بخشی از آن به اعماق خاک نفوذ میکند و از محدوده دسترسی ریشه خارج میشود. بخش دیگری نیز در سطح زمین و در اثر گرمای هوا تبخیر خواهد شد.
کهرم استفاده از سامانههای قطرهای، میکرو و روشهای آبیاری تحت فشار را از راههای کاهش این اتلاف دانست و افزود: در این روشها آب با دقت بیشتری در اختیار ریشه گیاه قرار میگیرد و میزان آبی که در سطح زمین یا اعماق غیرقابل استفاده از دست میرود، کاهش مییابد.
بحران آب فقط بارش نیست
او با اشاره به شرایط اقلیمی ایران گفت: میانگین بارش سالانه کشور حدود ۲۳۰ تا ۲۴۰ میلیمتر است که فاصله زیادی با میانگین جهانی دارد؛ با این حال، مسئله فقط کمبود بارندگی نیست.
کهرم تأکید کرد: کشوری با چنین شرایط اقلیمی نمیتواند منابع محدود آب خود را با سازوکارهای پراتلاف مدیریت کند.
به گفته او، اصلاح شبکههای انتقال، تغییر روشهای آبیاری و افزایش بهرهوری باید در مرکز سیاستگذاری آب قرار گیرد.
وی همچنین به برداشتهای غیرمجاز از منابع آب اشاره کرد و گفت: در برخی حوضههای آبریز، برداشتهای غیرقانونی از رودخانهها و منابع سطحی، فشار بیشتری بر اکوسیستمهای آبی وارد کرده است.
کهرم با اشاره به حوضه دریاچه ارومیه افزود: برداشت آب از مسیر رودخانههای ورودی به این حوضه و استفاده از موتورپمپهای غیرمجاز، یکی از عواملی است که میتواند سهم طبیعی آب ورودی به دریاچه را کاهش دهد.
ایران می تواند آب بفروشد
این صاحبنظر در حوزه آب و منابع طبیعی گفت: برخی از کشورهای منطقه مانند رژیم صهیونیستی که سیاستهای خصمانه آن بر همه آشکار است، توانسته به فروشنده آب به برخی از کشورها همسایه خود مانند اردن شود.
او اضافه کرد: نتیجه این سیاستها فقط تأمین نیاز داخلی نبوده است. رژیم صهیونیستی در چارچوب توافقهای خود با اردن، از دهه ۱۹۹۰ سالانه حدود ۵۰ میلیون مترمکعب آب به این کشور میفروخت و در توافق سال ۲۰۲۱ این رقم به حدود ۱۰۰ میلیون مترمکعب افزایش یافت. مقایسه ایران و رژیم اشغالگر قدس البته به معنای یکسان دانستن شرایط این دو نیست؛ اما تجربه نشان میدهد حتی در سرزمینهای خشک نیز میتوان با مدیریت منابع، فناوری و کاهش تلفات، معادله آب را تغییر داد.
او تاکید کرد: این پتانسیل برای ایران بسیار بیشتر وجود دارد و قطعاً ایران می تواند با اتخاذ روشهای مناسب در همه زمینه ها اقتدار خود را بر این کشور نشان دهد و به رخ بکشد، چراکه ایران ظرفیت بارش و منابع خوبی را با وجود اینکه در اقلیم گرم و خشک قرار دارد، داراست و حتی در صورت مدیریت مناسب
می تواند ظرفیت فروش بیشتر آب بسیار زیادتر از آنچه که رژیم صهیونیستی انجام می دهد را صورت دهد.
تغییر مسیر سرمایهگذاری در مدیریت آب
کهرم در پایان تأکید کرد: مدیریت آب نیازمند تغییر رویکرد است. منابع مالی باید بیش از گذشته به سمت کاهش تلفات، اصلاح کانالهای انتقال، لولهگذاری شبکهها، توسعه آبیاری نوین و جلوگیری از برداشتهای غیرمجاز هدایت شود.
او گفت: تا زمانی که آب در مسیر انتقال هدر میرود و بخشی از آن در مخازن یا کانالهای روباز تبخیر و بخش دیگری نیز در شیوههای سنتی آبیاری از دسترس ریشه گیاه خارج میشود، افزایش منابع به تنهایی نمیتواند مشکل را حل کند.
کهرم تاکید کرد: مسئله آب ایران فقط آن چیزی نیست که در سدها ذخیره میشود یا از چاهها برداشت میشود؛ بخشی از بحران در فاصله میان «منبع» و «مزرعه» شکل میگیرد؛ جایی که کانالهای فرسوده، مسیرهای روباز، تبخیر، نفوذ کنترلنشده و شیوههای سنتی آبیاری، هر کدام بخشی از منابع محدود کشور را پیش از رسیدن به هدف نهایی از چرخه بهرهوری خارج میکنند.
در شرایطی که فشار بر سفرههای زیرزمینی افزایش یافته و فرونشست به یکی از پیامدهای جدی مدیریت ناپایدار آب تبدیل شده، اصلاح همین مسیر میتواند یکی از مهمترین حلقههای بازنگری در سیاست آب کشور باشد؛ بنابراین پرسش اصلی فقط این نیست که ایران چقدر آب دارد؛ پرسش مهمتر این است که از آبی که داریم، چه مقدار واقعاً به مزرعه و مصرفکننده میرسد و چه مقدار در مسیر، پیش از آنکه به کار بیاید، از دست میرود. همینجاست که مسئله کانالهای انتقال، شبکههای فرسوده و شیوههای سنتی آبیاری به یکی از حلقههای مهم بحران آب ایران تبدیل میشود./

