به گزارش انرژی مدیا (آریا اکوپرس)، ایران در مجموع حدود ۲۸ میدان مشترک نفت و گاز با کشورهای همسایه دارد که این میدانها با عراق، عربستان، قطر، امارات، عمان، کویت و ترکمنستان مشترک هستند و برآوردهای مطالعاتی نشان میدهد حدود ۳۰ درصد ذخایر گاز ایران در مخازن مشترک قرار گرفته است.
در بخش گاز، مهمترین میدان مشترک ایران، پارس جنوبی با قطر است که در طرف قطری «گنبد شمالی» نام دارد؛ میدانی که همچنان ستون اصلی تولید گاز هر دو کشور محسوب میشود.
ایران در سالهای اخیر حدود ۷۱۵ میلیون مترمکعب گاز در روز از پارس جنوبی تولید کرده، اما افت فشار مخزن و نیاز به اجرای طرحهای فشارافزایی، استمرار این سطح تولید را با چالش مواجه کرده است.
در مقابل، قطر با توسعه مستمر بخش خود، ظرفیت تولید و صادرات LNG را افزایش داده و حتی در شرایط فعلی نیز توسعه جدید گنبد شمالی را دنبال میکند.
میادین مشترک بلاتکلیف گازی
در کنار پارس جنوبی، فرزاد A و B دو میدان گازی مشترک ایران و عربستان هستند. عربستان در بخش خود سالهاست تولید دارد، در حالی که ایران پس از سالها تأخیر، توسعه فرزاد B را با هدف تولید حدود ۲۸ میلیون مترمکعب گاز در روز آغاز کرده است.
همچنین آرش/الدره میان ایران، کویت و عربستان قرار دارد که ایران تاکنون از آن تولیدی نداشته و اختلاف بر سر حقوق و سهم ایران همچنان پابرجاست.
به علاوه میدان گنبدلی نیز در مرز ایران و ترکمنستان قرار دارد و در بخش ایران سابقه تولید گاز دارد. در مجموع، آمارهای جدید منتشرشده درباره ۲۸ میدان مشترک نشان میدهد شکاف تولید ایران و همسایگان همچنان قابل توجه است. یک برآورد در ژانویه ۲۰۲۶، تولید ایران از مجموع میدانهای مشترک را حدود ۴۹۸ میلیون مترمکعب گاز در روز در برابر حدود ۶۰۹ میلیون مترمکعب در روز برای کشورهای همسایه برآورد کرده است.
تضاد کمبود گاز و منابع بکر مشترک
البته این رقم یک برآورد تجمیعی است و به دلیل تفاوت منابع و نبود داده شفاف درباره همه میدانها، نباید آن را معادل آمار رسمی تولید دانست، اما آنچه اهمیت دارد این است که ایران با وجود برخورداری از دومین ذخایر گازی جهان، در حالی با ناترازی گاز روبهروست که بخش قابل توجهی از ذخایرش در میدانهای مشترک قرار دارد و همزمان برخی همسایگان با سرعت بیشتری در حال توسعه سهم خود هستند؛ وضعیتی که اهمیت تسریع توسعه فرزاد، حفظ تولید پارس جنوبی و تعیین تکلیف سایر میدانهای مشترک گازی را دوچندان میکند.
باخت از قطر در پارس جنوبی
در بخش گاز، مهمترین نمونه بدون تردید پارس جنوبی ـ گنبد شمالی است؛ میدان عظیمی که میان ایران و قطر مشترک است و بخش قطری آن طی سالها به یکی از پایههای اصلی اقتصاد انرژی این کشور تبدیل شده است.
قطر با تکیه بر همین میدان، ظرفیت تولید گاز و LNG خود را توسعه داده و اکنون در زمره بزرگترین صادرکنندگان LNG جهان قرار دارد.
طبق دادههای اداره اطلاعات انرژی آمریکا، قطر در سالهای اخیر تولید گاز خود را در سطح بالایی حفظ کرده و پروژههای توسعه جدید میدان شمال نیز از ۲۰۲۶ به بعد وارد مدار میشوند.
در مقابل، ایران با وجود سهم قابل توجه خود از همین ساختار عظیم گازی، اکنون با چالش افت فشار در برخی فازهای قدیمی پارس جنوبی مواجه است.
نبود سرمایه برای فشارافزایی در میادین مشترک
بر اساس آمار رسمی بین المللی، ایران برای جلوگیری از افت تولید به سرمایهگذاری حدود ۲۰ میلیارد دلاری در ایستگاههای فشارافزایی نیاز دارد و بدون این سرمایهگذاری، تولید پارس جنوبی میتواند پیش از پایان دهه جاری با کاهش قابل توجه مواجه شود.
این مسئله در حالی اهمیت بیشتری پیدا میکند که ایران خود با ناترازی گاز دستوپنجه نرم میکند؛ یعنی کشوری با یکی از بزرگترین ذخایر گازی جهان، در مقاطعی برای تأمین مصرف داخلی با کمبود مواجه است؛ بنابراین مسئله فقط این نیست که چه میزان گاز در زیر زمین وجود دارد؛ پرسش اساسی این است که چه مقدار از این ذخایر با سرمایه، تجهیزات و فناوری کافی به تولید واقعی تبدیل میشود؟
فرزاد، نمونهای از تأخیر در میدان مشترک
این گزارش همچنین اضافه می کند؛ فرزاد B نیز در همین چارچوب اهمیت پیدا میکند. این میدان در مرز آبی ایران و عربستان قرار دارد و برآورد شرکت نفت و گاز پارس، حجم گاز درجای آن را حدود ۲۳ هزار میلیارد فوت مکعب اعلام کرده است.
قرارداد توسعه آن در سال ۱۴۰۰ با هدف تولید حدود ۲۸ میلیون مترمکعب گاز در روز امضا شد. در سمت مقابل، عربستان سالها زودتر توسعه بخش خود از ساختار مشترک را آغاز کرده است.
گزارشهای منتشرشده درباره میدانهای حصبه و عربیه نشان میدهد عربستان از میانه دهه ۲۰۱۰ تولید گاز از این ساختار را آغاز کرده و تولید میدان عربیه به حدود ۳۴ میلیون مترمکعب در روز رسیده است. هرچند ایران پس از سالها مذاکره و توقف، تازه در سالهای اخیر وارد مرحله عملیاتی توسعه فرزاد B شده است.
ساخت جکت سکوی سرچاهی پروژه نیز پیش رفته و گزارشهای منتشرشده از پیشرفت اجرایی پروژه حکایت دارد که هنوز فاصله بسیاری با شریک کشورعربی در مرحله عمل دارد.
در میادین مشترک وضعیت مناسبی نداریم
هدایتالله خادمی، نماینده ادوار مجلس و عضو پیشین کمیسیون انرژی، با اشاره به همین وضعیت معتقد است: عملکرد ایران در بهرهبرداری از میادین مشترک با همسایگان، متناسب با ظرفیت منابع کشور نبوده است.
او میگوید ایران امروز با کمبود جدی گاز مواجه است؛ در حالی که از بزرگترین دارندگان ذخایر گازی جهان محسوب میشود و حتی نگرانی درباره تأمین گاز بخش خانگی در زمستان مطرح است.
به گفته خادمی، آسیبهایی که در جریان جنگ به بخشی از تأسیسات پالایشگاهی و زیرساختهای انرژی وارد شده، ضرورت بازسازی و بازگرداندن ظرفیتهای از دسترفته را بیشتر کرده، اما حتی با ترمیم این ظرفیتها نیز مسئله اصلی ناترازی از بین نمیرود.
توصیه به صرفه جویی در حین ثروتمندی
خادمی میزان ناترازی گاز را حدود ۴۰۰ میلیون مترمکعب عنوان میکند و معتقد است: در چنین شرایطی، صرفاً توصیه به صرفهجویی و مدیریت مصرف نمیتواند جای توسعه ظرفیت تولید را بگیرد.
او با اشاره به تجربه واردات گاز از ترکمنستان نیز میگوید ایران در گذشته از این مسیر برای تأمین بخشی از نیاز خود استفاده میکرد، اما اختلافات مالی و مشکلات مربوط به تسویه حسابها این همکاری را با مشکل مواجه کرد.
به گفته او، اکنون نیز ترکمنستان بیشتر به مدل سوآپ و ترانزیت گاز علاقهمند است و در همین زمینه با کشورهای منطقه از جمله آذربایجان وارد تعامل شده است.
او یادآور شد: مسئله فقط فرزاد نیست، بلکه میادین مشترک ایران با عراق، عربستان و قطر نیز در بسیاری از این میادین، همسایگان با سرعت بیشتری در حال توسعه و برداشت هستند.
تاخیر در برداشت با میادین مشترک با عراق
خادمی درباره عراق نیز به برنامه این کشور برای افزایش تولید نفت اشاره میکند و میگوید: در حالی که بخش قابل توجهی از میادین نفتی ایران وارد نیمه دوم عمر خود شدهاند و برای حفظ تولید نیازمند سرمایهگذاری و فناوریهای افزایش برداشت هستند، عراق در میادین مشترک با ایران برنامه توسعه خود را با جدیت دنبال میکند.
او درباره فرزاد نیز تأکید دارد: عربستان سالهاست در سمت خود فعال است و تجهیزات و امکانات توسعه را به کار گرفته، در حالی که ایران برای مدت طولانی در این میدان عملاً از برنامه توسعه عقب مانده بود.
معمای ناترازی گاز با منابع بلاتکلیف
این تفاوت در سرعت توسعه، به گفته خادمی، زمانی نگرانکنندهتر میشود که ایران همزمان با بحران ناترازی گاز روبهروست.
به اعتقاد او، کشوری که با کمبود گاز مواجه است نمیتواند نسبت به میادین مشترک خود رویکردی کند و بلندمدت داشته باشد؛ چرا که ذخیرهای که تولید نشود، عملاً نمیتواند به حل مسئله انرژی، درآمد ارزی یا توسعه صنعتی کشور کمک کند.
این نماینده ادوار مجلس اضافه کرد: فرزاد از یک پروژه منفرد به بخشی از یک مسئله بزرگتر تبدیل میشود و آن اینکه؛ ایران منابع دارد، اما مسئله اصلی سرعت تبدیل منابع به تولید است؛ آن هم در شرایطی که رقبای منطقهای منتظر نمیمانند./

