به گزارش انرژی مدیا (آریا اکوپرس)، بخشی از ظرفیت تولیدی که در جریان جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران از مدار خارج شده، هنوز بهطور کامل بازنگشته است و مسئولان از برنامه بازگرداندن حدود ۱۰۰ میلیون مترمکعب در روز از این ظرفیت تا پیش از فصل سرد خبر دادهاند که قطعاً مشکلات پیش رو را حل نخواهد کرد.
وضعیت کسری گاز شدید در کشور در حالی رقم میخورد که ایران سالهاست در کنار برنامههای افزایش تولید داخلی، به دنبال ایجاد مسیرهای مطمئن برای واردات یا سوآپ گاز از کشورهای همسایه و شمالی بوده است.
با این حال، تجربه سالهای گذشته نشان میدهد فاصله میان «توافق برای واردات گاز» و «ورود واقعی گاز به شبکه» همچنان یکی از ضعفهای جدی سیاست انرژی کشور است.
مذاکرات ایران و روسیه از جمله مهمترین مصادیق این مبحث است که در سالهای گذشته بارها از امکان واردات گاز روسیه به ایران سخن گفته شد.
در سال ۱۴۰۳ نیز موضوع انتقال حجم بسیار بزرگی از گاز روسیه به ایران بهطور رسمی مطرح شد. در یکی از مهمترین اظهارات آن زمان، صحبت از امکان انتقال روزانه حدود ۳۰۰ میلیون مترمکعب گاز بود؛ رقمی که اگر عملیاتی میشد، معادل حدود ۱۰۹.۵ میلیارد مترمکعب در سال بود و از نظر حجم، میتوانست تأثیر قابل توجهی بر تراز گاز کشور داشته باشد.
اما در ادامه مذاکرات، ارقام عملیاتی واقعبینانهتر شد و نهایت در سال ۲۰۲۵ اعلام شد که ایران و روسیه بر سر تأمین سالانه حدود ۵۵ میلیارد مترمکعب گاز به توافق کلی رسیدهاند؛ حجمی که معادل حدود ۱۵۰ میلیون مترمکعب در روز است.
مسیر زمینی انتقال نیز از طریق خاک جمهوری آذربایجان مورد توافق قرار گرفت؛ با این حال، قیمت نهایی، جزئیات اجرایی و مهمتر از همه آغاز جریان واقعی گاز، همچنان موانعی بودهاند که پروژه را از مرحله توافق به مرحله بهرهبرداری کامل نرساندهاند.
پیامدهای خُلف وعده های گازی
اهمیت این عدد زمانی مشخص میشود که آن را با کسری پیشبینیشده برای زمستان مقایسه کنیم. اگر کسری گاز کشور در مقطع اوج مصرف حدود ۱۳۰ میلیون مترمکعب در روز باشد، حجم ۱۵۰ میلیون مترمکعب گاز در روز که برای واردات از روسیه مطرح شده، در صورت تحقق کامل میتواند حتی تمام این شکاف را پوشش دهد.
اما این یک محاسبه روی کاغذ بود؛ چراکه رقم ۵۵ میلیارد مترمکعب در سال هنوز به معنای آن نیست که ایران در زمستان امسال چنین حجمی را بهصورت مستمر دریافت خواهد کرد.
در واقع، یکی از مشکلات اصلی همین جاست؛ ایران اکنون به گاز نیاز دارد، اما پروژه واردات گاز روسیه، پروژهای میانمدت و بلندمدت است و باتوجه به وضعیت جنگ روسیه و اوکراین ومشکلات جانبی آن، برای انتقال چنین حجمی باید مسیر انتقال، ظرفیت خطوط، ایستگاههای تقویت فشار، سازوکار مالی، قرارداد خرید و فروش و توافقهای ترانزیتی به مرحله عملیاتی برسد؛ بنابراین نمیتوان روی این پروژه بهعنوان راهکار فوری برای عبور از زمستان ۱۴۰۵ حساب کرد.
گزینه واردات گاز از ترکمنستان
علاوه بر روسیه، ترکمنستان یکی از مهمترین گزینههای ایران برای تأمین گاز از شمال شرق است که هم ذخایر عظیم گازی دارد و هم از نظر جغرافیایی و زیرساختی سابقه طولانی در تجارت گاز با ایران دارد.
ایران در گذشته یکی از واردکنندگان گاز ترکمنستان بود و در برخی سالها حجم واردات به بیش از ۳۰ میلیون مترمکعب در روز می رسید، اما اختلافات مالی و قراردادی ناشی از عدم تسویه حسابهای مالی موجب شد واردات گاز از ترکمنستان برای مدتی متوقف شود. پس از آن، دو کشور به سمت احیای همکاریهای گازی و بهویژه مدل سوآپ حرکت کردند.
یکی از مهمترین توافقهای سالهای اخیر، قرارداد سالانه ۱۰ میلیارد مترمکعب گاز ترکمنستان برای انتقال به عراق از مسیر ایران بود که در سال ۱۴۰۳ به امضا رسید. در این مدل، گاز ترکمنستان از مسیر ایران عبور میکند و ایران در ازای خدمات انتقال و سوآپ از مزایای قراردادی برخوردار میشود.
باوجود اهمیت این قرارداد از نظر ژئوپلیتیکی، اما یک تفاوت مهم با واردات مستقیم برای مصرف داخلی ایران دارد وآن هم اینکه سوآپ لزوماً به معنای اضافه شدن کل حجم گاز به منابع قابل مصرف کشور نیست؛ بنابراین نباید رقم ۱۰ میلیارد مترمکعب را مستقیماً بهعنوان گازی که قرار است کسری زمستانی ایران را جبران کند محاسبه کرد.
موقعیت مطلوب ژئوپلیتیکی ایران در بازار گاز
بسیاری از کارشناسان معتقدند موقعیت ایران میان ترکمنستان و بازارهای غرب و جنوب منطقه یک مزیت استراتژیک ایجاد میکند. حتی در سال ۲۰۲۵، توافقی برای انتقال گاز ترکمنستان به ترکیه از طریق شبکه ایران مطرح و اجرایی شد؛ موضوعی که نشان میدهد ظرفیت ترانزیتی ایران در صورت استفاده درست، میتواند کشور را از یک مصرفکننده و واردکننده صرف، به یک بازیگر مهم در تجارت منطقهای گاز تبدیل کند.
اما مسئله این است که ایران هنوز نتوانسته از این موقعیت ژئوپلیتیکی بهطور کامل برای حل ناترازی داخلی استفاده کند. کشوری که در شمال خود به ترکمنستان، آذربایجان و روسیه دسترسی دارد و در جنوب نیز به یکی از بزرگترین منابع گازی جهان یعنی پارس جنوبی متصل است، همچنان در زمستان برای تأمین نیاز داخلی با کسری جدی مواجه میشود.
واکاوی کسری جدی گاز
برخی از تحلیلگران معتقدند ریشه این تناقض را باید در ساختار مصرف و تولید جستوجو کرد. رشد مستمر مصرف خانگی، مصرف بالای نیروگاهها، اتلاف در شبکه، محدودیت سرمایهگذاری، افت فشار میدانهای قدیمی و بهویژه پارس جنوبی و تأخیر در توسعه میادین جدید، همگی باعث شدهاند فاصله میان ظرفیت عرضه و تقاضا بزرگتر شود.
البته همزمان جنگ نیز این وضعیت را تشدید کرده است. بر اساس اظهارات اخیر مسئولان، بخشی از ظرفیت تولید گاز کشور در جریان حوادث اخیر از مدار خارج شده و حدود ۲۳۰ میلیون مترمکعب از ظرفیت روزانه تولید تحت تأثیر قرار گرفته است.
برنامهریزی برای بازگرداندن حدود ۱۰۰ میلیون مترمکعب از این ظرفیت به شبکه تا مهرماه انجام شده، اما حدود ۱۳۰ میلیون مترمکعب دیگر همچنان به ناترازی موجود اضافه میشود.
تجمیع مشکلات گاز ایران در مسیر اجرا
به اعتقاد صاحبنظران، این ارقام یک واقعیت مهم را آشکار میکند و آن اینکه مشکل گاز ایران با یک عامل منفرد ایجاد نشده است، بلکه جنگ ممکن است وضعیت را تشدید کرده باشد، اما ناترازی پیش از آن نیز وجود داشت. حتی در زمستان گذشته، ارقام مربوط به کسری گاز در برخی برآوردها به حدود ۳۵۰ تا ۴۰۰ میلیون مترمکعب در روز رسیده بود.
بنابراین واردات گاز، حتی اگر از روسیه، ترکمنستان یا هر کشور دیگری انجام شود، تنها میتواند بخشی از مسئله را حل کند. ایران اگر بخواهد از چرخه تکراری «زمستان، افزایش مصرف، کسری گاز، فشار بر صنایع و نیروگاهها و سپس وعده افزایش تولید» خارج شود، ناچار است همزمان چند مسیر را دنبال کند: افزایش تولید، سرمایهگذاری در توسعه میادین، فشارافزایی پارس جنوبی، کاهش مصرف، اصلاح الگوی مصرف خانگی و صنعتی و ایجاد ظرفیت ذخیرهسازی بیشتر.
در این میان، واردات میتواند یک ابزار مهم برای عبور از دورههای اوج مصرف باشد؛ بهخصوص اگر قراردادها به شکلی طراحی شوند که در ماههای سرد، امکان افزایش تحویل گاز وجود داشته باشد.
اما تجربه سالهای اخیر یک هشدار جدی دارد: صرف امضای تفاهمنامه، امنیت انرژی ایجاد نمیکند. برای ایران، تفاوت میان یک قرارداد ۵۵ میلیارد مترمکعبی روی کاغذ و ۱۵۰ میلیون مترمکعب گاز تحویلی در روز بسیار تعیینکننده است. اولی یک ظرفیت بالقوه است و دومی یک منبع واقعی انرژی.
پیچ تند ناترازی برای بزرگترین مالک گاز جهان
در نهایت اینکه به باور مسئولان و کارشناسان، در شرایطی که زمستان ۱۴۰۵ میتواند یکی از سختترین زمستانهای سالهای اخیر برای شبکه گاز باشد، زمان برای اجرای وعدهها محدود است.
روسیه میتواند یکی از منابع مهم تأمین گاز ایران باشد، ترکمنستان میتواند در شمال شرق نقش مؤثری ایفا کند و آذربایجان میتواند به مسیر مهم انتقال تبدیل شود؛ اما همه این ظرفیتها زمانی ارزش واقعی پیدا میکنند که از مرحله مذاکره، تفاهم و قرارداد عبور کرده و به جریان واقعی گاز در شبکه ایران تبدیل شوند. در غیر این صورت، ایران همچنان با یک تناقض بزرگ روبهرو خواهد بود؛ اینکه دارنده یکی از بزرگترین ذخایر گاز جهان، اما واردکننده گاز در زمستان؛ کشوری که قراردادهای بزرگ انرژی امضا میکند، اما در سختترین ماههای سال همچنان نگران تأمین گاز خانهها، نیروگاهها و صنایع است./

