به گزارش انرژی مدیا (آریا اکوپرس)، اویلپرایس در مقالهای نوشت: جنگ ایران ممکن است پیامدی برخلاف هدف اعلامشده دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، به همراه داشته باشد و به تقویت انگیزه کشورها برای کاهش وابستگی به سوختهای فسیلی منجر شود.
بر اساس این گزارش، محدودیتهای ایجادشده در تردد از تنگه هرمز نشان داده است که بسیاری از کشورها تا چه اندازه برای تأمین نفت و گاز مورد نیاز خود به این گذرگاه راهبردی وابستهاند. چنین وابستگیای، دولتها را به بررسی مسیرهای جایگزین تأمین انرژی واداشته و توجه به منابع داخلی و تجدیدپذیر را افزایش داده است.
تنگه هرمز در شرایط عادی یکی از مهمترین مسیرهای انتقال انرژی در جهان است و حدود یکپنجم تجارت جهانی نفت و گاز از این منطقه عبور میکند. اختلال در این مسیر پس از آغاز حملات آمریکا و اسرائیل به ایران در فوریه ۲۰۲۶، نگرانیها درباره تداوم عرضه و هزینه تأمین انرژی را افزایش داد.
اویلپرایس مینویسد که واکنش کشورها به این وضعیت یکسان نبوده است. برخی دولتها برای کاهش مصرف نفت و گاز و توسعه انرژی خورشیدی و بادی اقدام کردهاند، در حالی که در بعضی کشورها افزایش استفاده از زغالسنگ نیز بهعنوان راهکاری برای جبران محدودیت عرضه گاز مطرح شده است. بنابراین، بحران انرژی لزوماً به معنای حرکت یکپارچه و فوری همه کشورها به سمت انرژی پاک نیست.
کاهش احتمالی انتشار کربن و تغییر چشمانداز نفت
یکی از نکات مورد اشاره در گزارش اویلپرایس، برآورد مؤسسه کربن بریف درباره تغییر احتمالی انتشار دیاکسیدکربن ناشی از سوختهای فسیلی در سال ۲۰۲۶ است. بر اساس این تحلیل، انتشار جهانی ممکن است در پی پیامدهای بحران هرمز حدود ۰.۵ درصد کاهش یابد؛ برآوردی که کاهش مصرف نفت و گاز را عامل اصلی آن میداند، هرچند مصرف زغالسنگ در برخی بازارها افزایش یافته است.
این برآورد به معنای حل بحران اقلیمی یا تثبیت روند کاهش انتشار در بلندمدت نیست. تغییر قیمتها، وضعیت اقتصاد جهانی، سیاستهای انرژی دولتها و مدتزمان اختلال در عرضه میتوانند مسیر مصرف سوختهای مختلف را تغییر دهند.
گزارش همچنین به احتمال جلو افتادن زمان اوج تقاضای نفت اشاره میکند. با این حال، پیشبینی زمان اوج مصرف نفت به مفروضات و سناریوهای مورد استفاده در تحلیلها وابسته است و نباید آن را نتیجهای قطعی از جنگ دانست.
در همین زمینه، گوین نیوسام، فرماندار کالیفرنیا، دونالد ترامپ را بهدلیل پیامدهای ناخواسته جنگ برای جنبش محیطزیستی، «بزرگترین هدیه ناخواسته» این جنبش توصیف کرده است. از نگاه نیوسام، بحران نشان داده که وابستگی به سوختهای فسیلی و مسیرهای محدود انتقال آنها میتواند امنیت انرژی کشورها را در معرض تهدید قرار دهد.
با این حال، سیاستهای داخلی دولت ترامپ، از جمله کاهش حمایت از برخی برنامههای انرژی تجدیدپذیر و تعدیل مقررات زیستمحیطی، با این برداشت تناقض دارد و به همین دلیل، اثر احتمالی جنگ بر توسعه انرژی پاک در سطح جهانی را نباید معادل تغییر رویکرد دولت آمریکا در سیاستهای اقلیمی دانست.
امنیت انرژی؛ محرک تازه سرمایهگذاری در تجدیدپذیرها
به نوشته اویلپرایس، بحران هرمز دولتها را به بازنگری در ترکیب منابع انرژی خود واداشته است. افزایش ظرفیت تولید برق از منابع تجدیدپذیر، توسعه سامانههای ذخیرهسازی باتری و تقویت بهرهوری انرژی از جمله اقداماتی هستند که میتوانند وابستگی به واردات سوختهای فسیلی را کاهش دهند.
این روند بر بستری از رشد سرمایهگذاری در انرژی پاک شکل گرفته است. طی دهه گذشته، سرمایهگذاری جهانی در انرژیهای تجدیدپذیر افزایش چشمگیری داشته و در بسیاری از بازارها، انرژی خورشیدی و بادی به گزینههایی رقابتی برای توسعه ظرفیت جدید تولید برق تبدیل شدهاند. رشد خودروهای برقی نیز میتواند در بلندمدت بر تقاضای نفت در بخش حملونقل اثر بگذارد.
با وجود این، وابستگی به سوختهای فسیلی تنها به تولید برق و حملونقل محدود نیست. صنایع پتروشیمی، تولید کودهای شیمیایی و ساخت بسیاری از کالاهای مورد استفاده روزمره همچنان به نفت و گاز وابستهاند. تغییر این الگو، علاوه بر توسعه فناوریهای جایگزین، به سرمایهگذاری صنعتی و اصلاح زنجیرههای تأمین نیاز دارد.
دلفین لوی آلوارس، مسئول کارزار جهانی پتروشیمی در مرکز حقوق بینالملل محیطزیست، بر ضرورت کاهش وابستگی به سوختهای فسیلی در تأمین انرژی و تولید مواد تأکید کرده است. این دیدگاه نشان میدهد که گذار انرژی صرفاً به جایگزینی نیروگاههای فسیلی با نیروگاههای تجدیدپذیر محدود نمیشود و بخشهای صنعتی را نیز دربرمیگیرد.
بیش از ۳۰ دولت در مسیر اصلاح سیاستهای انرژی
بر اساس اطلاعاتی که اویلپرایس به ردیاب بحران آژانس بینالمللی انرژی نسبت داده است، بیش از ۳۰ دولت در واکنش به تحولات خاورمیانه، سیاستهایی را برای کاهش مصرف سوختهای فسیلی یا بهبود بهرهوری انرژی اتخاذ کردهاند.
با این حال، کارشناسان هشدار میدهند که اقدامات اضطراری در واکنش به بحران عرضه، بهتنهایی برای ایجاد تحول پایدار در نظام انرژی جهان کافی نیست. تحقق چنین تغییری به سیاستهای باثبات، مشوقهای اقتصادی، توسعه زیرساختها و تداوم سرمایهگذاری در طول سالهای آینده نیاز دارد.
پولین هاینریش، مدرس مطالعات جنگ در کینگز کالج لندن، وضعیت کنونی را نشانه همزمانی دو رویکرد متضاد میداند: دولتها از یک سو اهمیت انرژی پاک را میپذیرند و از سوی دیگر، همچنان از توسعه منابع فسیلی حمایت میکنند.
راب جکسون، دانشمند محیطزیست دانشگاه استنفورد، نیز بر ضرورت تداوم اقدامات اقلیمی در بازهای طولانیتر از چند سال تأکید کرده است. از این منظر، بحران هرمز ممکن است انگیزه تغییر را تقویت کند، اما تبدیل این انگیزه به کاهش پایدار انتشار گازهای گلخانهای به تصمیمهای بلندمدت وابسته است.
در مجموع، گزارش اویلپرایس نشان میدهد که جنگ ایران و اختلال در مسیرهای انتقال انرژی میتواند انگیزه تنوعبخشی به منابع تأمین و توسعه انرژیهای تجدیدپذیر را افزایش دهد. با این حال، اینکه این بحران به نقطه عطفی در گذار جهانی از سوختهای فسیلی تبدیل شود یا صرفاً واکنشی موقت به اختلال عرضه باقی بماند، به سیاستهای دولتها، سرمایهگذاریها و تحولات بازار انرژی در سالهای آینده بستگی دارد./

