به گزارش انرژی مدیا (آریا اکو پرس)، بر اساس سناریوهای اعلامشده، در صورت بروز کمبود ۳۰ درصدی گاز، محدودیت ابتدا متوجه نیروگاهها و صنایع سیمان خواهد شد.
در سناریوی کمبود ۵۰ درصدی، دامنه محدودیت به صنایعی مانند پتروشیمی، پالایشگاه، فولاد، آلومینیوم، مس و آجرپزی نیز گسترش پیدا میکند و در صورت رسیدن کمبود به ۷۰ درصد، تقریباً تمامی صنایع در معرض محدودیت قرار خواهند گرفت.
این سناریوها البته به معنای اعلام قطعی میزان قطع گاز در زمستان نیست، بلکه برنامهای برای مدیریت شرایط مختلف کمبود است.
سیمان؛ اولین صنعت در معرض محدودیت
صنعت سیمان در میان صنایع انرژیبر، یکی از نخستین بخشهایی است که آثار ناترازی گاز را احساس میکند.
علیاکبر الوندیان، دبیر انجمن صنفی کارفرمایان صنعت سیمان، شهریورماه اعلام کرد نیاز روزانه این صنعت حدود ۲۸ میلیون مترمکعب گاز است، اما گاز تحویلی به کارخانهها به کمتر از ۵ میلیون مترمکعب در روز رسیده است.
این فاصله قابل توجه میان نیاز و گاز تحویلی نشان میدهد که محدودیت انرژی برای سیمانیها تنها یک نگرانی مربوط به زمستان نیست و بخشی از کارخانهها همین حالا نیز با کاهش دسترسی به گاز مواجهاند.
فولاد؛ وابستگی مستقیم به گاز
پس از سیمان، فولاد از جمله صنایعی است که محدودیت گاز میتواند تاثیر مستقیمی بر تولید آن داشته باشد. در واحدهای احیای مستقیم، گاز طبیعی نقش مهمی در فرآیند تولید دارد و امکان جایگزینی آن با سوختهای دیگر مانند برخی صنایع حرارتی محدودتر است و به همین دلیل، کاهش گاز فولاد تنها به معنای افت تولید یک کارخانه نیست و میتواند زنجیرهای از تولید گندله، آهن اسفنجی، فولاد و صنایع پاییندستی را تحت تأثیر قرار دهد.
پتروشیمی؛ گاز هم سوخت است و هم خوراک
پتروشیمی وضعیت متفاوتی دارد. در بسیاری از مجتمعهای گازمحور، گاز طبیعی علاوه بر مصرف انرژی، خوراک اصلی تولید است؛ بنابراین کاهش گاز میتواند مستقیما ظرفیت تولید محصولاتی مانند متانول و اوره را کاهش دهد. تجربه زمستانهای گذشته نیز نشان داده است که افت فشار و محدودیت گاز در برخی مجتمعهای پتروشیمی به کاهش یا توقف تولید منجر شده است.
اهمیت این موضوع زمانی بیشتر میشود که بدانیم کاهش تولید پتروشیمی میتواند بر صادرات، درآمد ارزی و عرضه مواد اولیه صنایع پاییندستی نیز اثر بگذارد.
هزینهای که فقط در قبض انرژی دیده نمیشود
مسئله ناترازی گاز برای صنعت تنها قطع شدن گاز نیست. کارخانه در صورت محدودیت با سه انتخاب اصلی روبهروست: کاهش تولید، استفاده از سوخت جایگزین یا توقف موقت که هر سه گزینه هزینهبر هستند. استفاده از سوخت جایگزین میتواند هزینه تولید را افزایش دهد و توقف یا کاهش تولید نیز به معنای از دست رفتن ظرفیت تولید، فروش و در برخی موارد بازار صادراتی است.
سعید شجاعی، معاون برنامهریزی وزیر صمت، مردادماه اعلام کرد عدمالنفع بخش صنعت از محل ناترازیها در سال ۱۴۰۳ حدود ۳۳۰ همت بوده و این رقم در سال ۱۴۰۴ به حدود ۴۰۳ همت رسیده است.
این ارقام مربوط به مجموع آثار ناترازیهاست و صرفا به ناترازی گاز اختصاص ندارد، اما ابعاد اقتصادی مسئله انرژی برای تولید را نشان میدهد.
دو روایت درباره زمستان پیشرو
وزارت نفت اعلام کرده است که بخشی از ظرفیت از دسترفته تولید گاز در حال بازگشت به مدار است و حدود ۹۵ میلیون مترمکعب در روز از ظرفیت ازدسترفته قرار بوده تا پایان شهریور احیا شود.
در مقابل، هاشم اورعی، استاد دانشگاه صنعتی شریف، در اظهارات کارشناسی خود نسبت به احتمال تشدید کسری گاز در زمستان هشدار داده و در صورت سرد بودن هوا، کسری روزانه چندصد میلیون مترمکعبی را محتمل دانسته است. البته این ارقام، برآورد کارشناسی است و با پیشبینی رسمی شرکت ملی گاز تفاوت دارد.
زمستان ۱۴۰۵ آزمون دیگری برای سیاست انرژی
آنچه از مجموعه گزارشها و اظهارات رسمی و کارشناسی برمیآید این است که صنعت ایران وارد زمستانی میشود که در آن تأمین پایدار گاز به یکی از متغیرهای تعیینکننده تولید تبدیل شده است.
دولت از بازسازی تأسیسات آسیبدیده، افزایش عرضه و مدیریت مصرف سخن میگوید و بخشی از ظرفیت از دسترفته نیز در حال بازگشت است.
اما از طرف دیگر، برنامهریزی برای سناریوهای ۳۰، ۵۰ و ۷۰ درصدی محدودیت نشان میدهد که شبکه باید برای شرایط مختلف کمبود آماده باشد.
در این میان، سیمان در صورت محدودیت گازی، یکی از نخستین صنایع در معرض خطر است؛ فولاد به دلیل وابستگی فرآیند تولید به گاز، در برابر کاهش عرضه آسیبپذیر است؛ و پتروشیمیهای گازمحور به دلیل استفاده از گاز به عنوان خوراک، با ریسک مضاعف مواجهاند.
در نهایت، مسئله اصلی برای صنعت فقط این نیست که «گاز قطع میشود یا نه». پرسش مهمتر این است که آیا صنعت میتواند میزان، زمان و مدت محدودیت را از پیش بداند و برای آن برنامهریزی کند یا خیر؟
پیشبینیپذیری در چنین شرایطی، به اندازه خودِ تأمین انرژی اهمیت دارد. کارخانهای که از یک ماه قبل بداند چه میزان گاز دریافت خواهد کرد، میتواند برنامه تولید، تعمیرات و تأمین مواد اولیه خود را تنظیم کند؛ اما محدودیتهای ناگهانی، هزینهای به مراتب بیشتر از کاهش ساده مصرف انرژی به اقتصاد تحمیل میکند.
از همین رو، زمستان ۱۴۰۵ را باید نه فقط آزمون شبکه گاز، بلکه آزمون سیاستگذاری انرژی و میزان تابآوری تولید صنعتی ایران دانست./

