به گزارش انرژی مدیا (آریا اکوپرس)، حدود ۲۳۰ هزار حلقه چاه کشاورزی برقی در کشور فعال است که سالانه نزدیک به ۳۰ میلیارد مترمکعب آب از منابع زیرزمینی برداشت میکنند. این میزان، حدود ۸۰ درصد کل برداشت از آبخوانهای کشور را شامل میشود؛ سهمی که اهمیت مدیریت مصرف در این بخش را دوچندان میکند.
اما با وجود چنین حجمی از برداشت، بهره وری مطلوب و مورد نظر از این مقدار آب و برق در این فرآیند با میزان محصولات نهایی تولیدشده برابری نمی کند.
طبق بررسیهای کارشناسی، راندمان متوسط برخی پمپهای کشاورزی حدود ۲۷ تا ۳۰ درصد است که به معنای آن است که بخش قابل توجهی از انرژی مصرفی این تجهیزات به عملکرد مفید مورد انتظار تبدیل نمیشود و همین مسئله هزینه برداشت آب را افزایش میدهد.
چاههای برقی، حلقه پرهزینه تولید
اسکندری، کارشناس حوزه آب و کشاورزی درباره ناترازی مصرف برق و بهره وری آن در حوزه آب به انرژی مدیا گفت: استفاده از پمپهای فرسوده یا نامتناسب با مشخصات چاه، طراحی نامناسب سامانه پمپاژ و نبود تجهیزات کنترل دور از جمله عواملی هستند که در این وضعیت نقش دارند؛ در نتیجه، برای تأمین آب مورد نیاز مزرعه برق بیشتری مصرف میشود. البته این افزایش مصرف لزوماً به معنای دسترسی مؤثرتر به آب یا افزایش تولید محصول نیست.
او با اشاره به ضرورت صرفه جویی و بهره وری صحیح از آب در بخشهای مختلف گفت: بخشی از انرژی به دلیل ضعف تجهیزات هدر می رود و آب برداشتشده نیز به شکل بهینه در تولید محصول به کار گرفته نمی شود و در نتیجه هزینه اقتصادی تولید افزایش می یابد.
از مصرف برق تا برداشت بیرویه آب
این کارشناس اضافه کرد: افزایش مصرف برق در بخش کشاورزی را نمیتوان جدا از شیوه مدیریت منابع آب بررسی کرد، چراکه اگر یک چاه بیش از ظرفیت مجاز از آبخوان برداشت کند، مصرف انرژی بیشتر میتواند به تداوم بهرهبرداری ناپایدار منجر شود، بدون آنکه ضرورتاً افزایش متناسبی در بهرهوری اقتصادی یا تولید محصول ایجاد کند.
او تاکید کرد: از سوی دیگر، میزان آب برداشتشده نیز بهتنهایی معیار مناسبی برای سنجش کارایی نیست. آنچه اهمیت دارد، نسبت برق مصرفی به آب استحصالشده، میزان آب مفید رسیده به مزرعه و مقدار محصول تولیدشده در برابر منابع مصرفی است.
اسکندری توضیح داد: برای مثال، ممکن است دو واحد کشاورزی با مصرف برق مشابه، به دلیل تفاوت در راندمان پمپ، روش آبیاری، نوع محصول و شرایط زمین، نتایج کاملاً متفاوتی به دست آورند. بنابراین، سیاستگذاری در این حوزه باید فراتر از شمارش ساعات فعالیت چاهها یا اندازهگیری میزان برق مصرفی باشد.
وی یادآور شد: ارزیابی عملکرد چاهها بر اساس شاخصهای مشترک آب، انرژی و تولید میتواند مشخص کند کدام واحدها ظرفیت بیشتری برای صرفهجویی دارند و سرمایهگذاری در کدام بخشها نتیجه مؤثرتری به همراه خواهد داشت.
حواشی بهره وری نامناسب برق در چاههای آب
اسکندری ادامه داد: البته نباید از این مسئله غافل شد که افزایش تعرفه برق و محدودیت ساعات فعالیت چاهها نیز به مشکلات کشاورزان افزوده است.
به گفته او افزایش شدید قبوض برق کشاورزان ناشی از مصرف برق زیاد چاه ها باعث صدور قبضهای ماهانه حدود ۴ تا ۵ میلیون تومان شده که حتی گاهی به حدود ۱۰۰ میلیون تومان نیز رسیده است.
او درپاسخ به این سوال که آیا افزایش تعرفه های برای این کاربران می تواند مشکل را حل کند؟ گفت: افزایش قیمت برق نمیتواند بهخودیخود تجهیزات ناکارآمد را اصلاح کند. علاوه بر این خاموشی ها هم هرچند ممکن است در کوتاهمدت مصرف شبکه را کاهش دهد، الزاماً به افزایش بهرهوری در مصرف انرژی یا آب منجر نمیشود.
به اعتقاد او سیاست مؤثر باید میان ضرورت مدیریت ناترازی برق، توان اقتصادی کشاورز و نیاز به حفاظت از منابع زیرزمینی تعادل برقرار کند.
راهکار چیست؟
اسکندری درباره راه حل مناسب برای این مشکل گفت: قطعاً اصلاح تجهیزات میتواند بخشی از مصرف برق را بدون کاهش متناسب در خدمات پمپاژ کم کند. تعویض پمپهای شافتوغلاف با پمپهای شناور، نوسازی تجهیزات موجود، استفاده از اینورتر یا درایو کنترل دور و مهندسی مجدد سامانههای پمپاژ از جمله راهکارهای مطرح در این زمینه هستند.
او توضیح داد: در یک بررسی صورت گرفته مشاهده شده است که چاههایی با تجهیزات ناکارآمد در زمان اوج ناترازی، حدود ۵۰ درصد از اوج مصرف برق را به خود اختصاص میدهند، اما با اصلاحات انجام شده حداقل ۶۵ مگاواتی صرفه جویی برق صورت گرفته است.
وی تاکید کرد: نوسازی پمپها و استفاده از کنتورهای هوشمند نیز امکان کنترل دقیقتر مصرف را فراهم میکند.
به گفته او رعایت کامل پروانههای بهرهبرداری و کنترل برداشت میتواند سالانه تا ۷ میلیارد مترمکعب از برداشت آب زیرزمینی بکاهد که قطعاً این کار به اجرای مؤثر مقررات و پیوند میان اطلاعات مصرف برق و میزان برداشت آب وابسته است.
معیار تازه مدیریت برق در چاههای آب
اسکندری معتقد است حل مسئله مصرف برق چاههای کشاورزی مستلزم تغییر نگاه از مدیریت صرف مصرف به مدیریت بهرهوری است، چون موفقیت تنها با کاهش کیلوواتساعت مصرفی یا افزایش ساعات خاموشی سنجیده نمیشود، بلکه باید مشخص باشد چه مقدار برق برای برداشت هر مترمکعب آب مصرف شده، چه سهمی از آب بهصورت مؤثر در اختیار گیاه قرار گرفته و در نهایت چه میزان محصول از این منابع به دست آمده است.
این گزارش می افزاید؛ قطعاً مسئله چاههای کشاورزی فقط گران بودن برق، پایین بودن راندمان پمپها و نظایر اینها نیست بلکه مسئولان در فرآیندی هماهنگ باید تناسب مطلوب میان انرژی مصرفشده، آب برداشتشده و محصول تولیدی را عملیاتی کنند، چراکه اصلاح این رابطه میتواند هم هزینه تولید را کاهش دهد، هم از فشار بر شبکه برق بکاهد و هم به حفاظت از منابع زیرزمینی کمک کند. در غیر این صورت، در شرایط محدودیت همزمان آب و انرژی، هر سیاستی که این سه هدف را جدا از یکدیگر دنبال کند، تنها بخشی از مسئله را حل خواهد کرد./

