به گزارش انرژی مدیا (آریا اکوپرس)، گازهایی که در میادین نفتی و تأسیسات پالایشی از طریق مشعلها یا همان فلرها سوزانده میشوند، نهتنها به معنای از دست رفتن پتانسیل موجود برای تولید برق است، بلکه با تبدیل شدن به گرما و آلاینده، تبعات زیستمحیطی قابلتوجهی نیز برای مناطق نفتخیز به همراه دارد.
واقعیت های تلخ فلرسوزی به روایت آمار
مسئله فلرسوزی در ایران را نمیتوان فقط از زاویه آلودگی هوا یا اتلاف یک ماده اولیه بررسی کرد؛ چراکه در شرایطی که کشور برای تأمین برق با کسری جدی مواجه است، گازهایی که امروز در مشعلهای نفتی سوزانده میشوند، عملاً بخشی از یک ظرفیت انرژی بالفعل اما بلااستفاده هستند.
بر اساس آمار موجود؛ روزانه حدود ۵۰ میلیون مترمکعب گاز در مشعلهای میادین نفتی ایران سوزانده میشود؛ حجمی که در طول یک سال به حدود ۱۸.۴ میلیارد مترمکعب بالغ می شود. ارزش اقتصادی این حجم گاز حدود ۵ میلیارد دلار در سال برآورد شده و ایران از نظر میزان فلرسوزی پس از روسیه در جایگاه دوم جهان قرار دارد.
مسئله زمانی جدیتر میشود که بدانیم از برنامه جمعآوری این گازها تنها حدود ۵ درصد پیشرفت حاصل شده و به این ترتیب حدود ۹۵ درصد گاز قابل جمعآوری همچنان در مشعلها از بین میرود.
از این رو، صحبت از یک ظرفیت حاشیهای نیست، بلکه با منبعی مواجهیم که هر روز در حال تولید است و بدون آنکه به مصرف صنعتی یا نیروگاهی برسد، مستقیماً وارد فرآیند احتراق در فلر میشود.
برای درک ابعاد این اتلاف، در بررسی ارزش انرژی این گاز برای تولید می توان گفت که طبق برآوردهای انجام شده هر مترمکعب گاز طبیعی حدود ۱۰.۵ کیلوواتساعت انرژی در خود دارد.
اگر این گاز به جای سوختن در مشعل وارد نیروگاه سیکل ترکیبی شود، با فرض راندمان ۵۰ تا ۵۵ درصد، از هر مترمکعب آن حدود ۵.۵ کیلوواتساعت برق قابل استحصال خواهد بود.
بر همین اساس، استفاده از ۵۰ میلیون مترمکعب گاز فلر در روز، از نظر تئوریک میتواند حدود ۲۷۵ هزار مگاواتساعت برق در شبانهروز ایجاد کند؛ رقمی که معادل متوسط ظرفیتی حدود ۱۱ تا ۱۲ هزار مگاوات است.
نبود تکنولوژی و تجهیزات به دلیل تحریم
البته تبدیل این ظرفیت بالقوه به برق قابل تحویل به شبکه، نیازمند سرمایهگذاری، تجهیزات، جمعآوری گاز و ایجاد زیرساخت است و نمیتوان کل رقم ۱۲ هزار مگاوات را ظرفیت آماده و قابل بهرهبرداری تلقی کرد. با این حال، حتی اگر تنها ۳۰ درصد ظرفیت محاسبهشده قابلیت عملیاتی پیدا کند، حدود ۳۵۰۰ مگاوات ظرفیت برق به دست میآید؛ ظرفیتی که برآورد مطرحشده آن را معادل حدود یکچهارم تا یکسوم کسری برق کشور میداند.
یکی از موانع، پراکندگی محل مشعلها و فاصله آنها از شبکههای انتقال است، اما همین محدودیت الزاماً به معنای غیرممکن بودن استفاده از این گازها نیست.
میتوان به جای انتقال گاز یا احداث خطوط طولانی انتقال برق، تولید برق را به محل تولید گاز منتقل کرد. توربینهای گازی کوچک با ظرفیت یک تا ۲۵ مگاوات میتوانند در مجاورت تأسیسات نفتی نصب شوند و گاز فلر را همانجا به برق تبدیل کنند. چنین برقی میتواند یا وارد شبکه شود یا ابتدا نیاز خود تأسیسات نفتی را تأمین کند و به همان میزان، برق شبکه برای مصرفکنندگان دیگر آزاد شود. اما به گفته کارشناسان، نبود تکنولوژی و تحریم ها مانع از محقق شدن این رویکرد در کشور شده است.
اهمیت این راهکار فقط در تولید برق خلاصه نمیشود. جمعآوری گازهای همراه نفت به معنای جلوگیری از سوختن منبعی ارزشمند و همزمان کاهش انتشار آلایندههای ناشی از فلرسوزی در مناطقی است که سالها در مجاورت این مشعلها قرار داشتهاند؛ بنابراین، مهار فلرها میتواند همزمان سه نتیجه داشته باشد؛ کاهش اتلاف ثروت ملی، ایجاد ظرفیت جدید برای تأمین برق و کاهش فشارهای زیستمحیطی در مناطق نفتخیز.
تجربه استفاده از مدل تولید برق در محل در کشورهایی مانند نیجریه و عراق نیز نشان میدهد که تبدیل گازهای فلر به برق صرفاً یک ایده نظری نیست.
در واقع، بخشی از پاسخ به ناترازی انرژی ممکن است نه در افزایش تولید نفت و گاز، بلکه در جلوگیری از هدررفت آنچه همین امروز تولید میشود، نهفته باشد. وقتی سالانه ۱۸.۴ میلیارد مترمکعب گاز با ارزشی حدود ۵ میلیارد دلار سوزانده میشود، مسئله فقط این نیست که چه میزان گاز از دست میرود؛ پرسش مهمتر این است که چه میزان انرژی، برق، درآمد و فرصت توسعه همزمان با آن از بین میرود.
هدررفت فرصتهای انرژی
محمود خاقانی، مدیرکل سابق وزارت نفت، در گفت وگو با انرژی مدیا اظهار کرد: سالهاست شعله های گاز در میدانهای نفت جنوب کشور شبانهروز به آسمان بلند می شود و هیچکس به فکر جمع آوری و بهره برداری از آن نیست؛ در حالیکه می توان با آن میلیونها مترمکعب انرژی رایگان برای کشور تولید کرد. در حال حاضر در کشورهایی مانند عراق و نیجر، در جوار همان پالایشگاهها، گازهای سوخته به کمک توربینهای کوچک به برق تبدیل می شوند و هم پالایشگاه را از تهدید کمبود نیرو نجات می دهند و هم بخش بزرگی از بار برق شبکه را به خانه ها و صنایع برمی گردانند؛ رویکردی که نه یک ایده نوگرایانه بلکه یک ضرورت فنی پذیرفته شده است.
شعله های سوخته
خاقانی در ادامه از یک واقعیت تلخ پرده می دارد و می گوید: در مناطق نفت خیز جنوب، گاز همراه نفت که به زبان فنی «گاز مشعل» نامیده می شود، بدون هیچ بازیافت و منفعتی سوزانده می شود. این همان گازی است که در کشورهای دیگر با آن به مثابه یک «منبع درآمد و انرژی» رفتار می شود.
عقیم ماندن طرح های اقتصادی با انگیزه های سیاسی
به گفته وی بحث جمع آوری این گازها در ایران پایانی ندارد. در اواخر دوره ریاست جمهوری مرحوم هاشمی رفسنجانی اقداماتی شکل گرفت؛ یعنی ایده و مطالعاتش از دهها سال پیش موجود بوده است اما مشکل، همچنان «اجرا» است و نه عدم معرفت و آگاهی به این امر.
او افزود: به تدریج بعد از مخالفتهایی که پس از ارائه ایده اولیه در دولت مرحوم رفسنجانی ارائه شد، نیروهایی که در آن زمان از آنها به عنوان نیروهای نفوذی یاد می شد، مانع از شکل گیری برخی از پروژه های نفتی در کشور شدند که منافع بسیاری برای کشور داشتند و به نوعی دستهایی برای عقب نگهداشتن ایران در حوزه انرژی فعال شدند که در ارتباط با موساد و رژیم اسرائیل بودند.
خاقانی در ادامه به یکی از جنجال برانگیزترین پرونده های انرژی ایران اشاره و بیان کرد: قرارداد کرسنت، که از بهمن ماه سال ۱۳۸۴ امضا شد، یکی از اهداف آن جلوگیری از هدررفت گاز میدان سلمان بود؛ اما این قرارداد به دلایل مانع تراشی نفوذی ها هیچ وقت اجرایی نشد.
به گفته خاقانی این یکی از چندین موارد نمونه سنگ اندازیهایی است که باعث شد قراردادهای کلیدی انرژی در ایران، نه به دلیل نبود امکان فنی بلکه به دلیل موانع بیرونی از مسیر خارج شدند و شعله ور ماندن گازهای مشعل و بدون استفاده ماندن آن تا کنون نیز از جمله همین موارد است.
تحریم «کاغذ پاره» و فناوری ای که هیچ وقت نیامد
خاقانی همچنین تحریمها را یکی از مواردی دانست که باعث شده تکنولوژی تبدیل گازهای مشعل به انرژی برق در کشور عملیاتی نشود؛ در حالی که هنوز هم برخی، از تحریمها به عنوان کاغذ پاره هایی یاد می کنند که اثری بر کشور ندارد.
او از این افراد به عنوان تحریم پیشه کارانی یاد کرد که باعث شدند قراردادهای بزرگ بین المللی و قراردادهای طرحهای LNG با شرکت ال جی کره جنوبی هیچ گاه به نتیجه نرسند، درحالیکه اگر می توانستیم تکنولوژی تبدیل گازهای فلر در توربین ها را در اختیار داشته باشیم، می توانسیتم بخشی از انرژی برق را به شبکه تامین برق خانگی یا دیگر صنایع بازگردانیم./

