به گزارش انرژی مدیا (آریا اکوپرس)، بر اساس اعلام وزارت نفت، میدان جدید گازی کشف شده در استان فارس بیش از ۷۵۰۰ میلیارد فوتمکعب گاز درجا دارد و با ضریب بازیافت حدود ۷۲ درصد، نزدیک به ۵۷۰۰ میلیارد فوتمکعب گاز قابل برداشت خواهد داشت؛ ظرفیتی که گفته شده میتواند معادل نیاز یک فاز پارس جنوبی برای حدود ۱۵ سال باشد، اما اینجا یک سؤال مهم شکل میگیرد:
اگر گاز داریم، چرا کم میآوریم؟
بر اساس این گزارش، ذخیره گاز با گاز قابل مصرف یکی نیست، بزرگترین اشتباه در تحلیل خبر کشف میدان جدید این است که تصور کنیم از فردا این گاز وارد شبکه سراسری میشود.
بین کشف ذخیره و تولید تجاری فاصله زیادی وجود دارد؛ فاصلهای شامل حفاری، طراحی، توسعه میدان، احداث تأسیسات فرآورشی، خطوط انتقال و سرمایهگذاری؛ بنابراین میدان جدید فارس میتواند یک خبر بسیار مهم برای آینده انرژی ایران باشد، اما الزاماً پاسخ فوری به نیاز گاز زمستان پیشرو نیست.
و همین تفاوت، قلب گزارش است.
ایران مشکل «نداشتن گاز» ندارد؛ مشکل «تولید و عرضه بهموقع» دارد
ایران یکی از بزرگترین دارندگان ذخایر گاز جهان است، اما داشتن ذخیره زیر زمین با داشتن گاز در شبکه در یک روز سرد زمستانی متفاوت است.
صنعت گاز باید همزمان سه مسئله را مدیریت کند که شامل تولید، انتقال و مصرف می شود و هر اختلالی در این زنجیره میتواند خود را به شکل ناترازی نشان دهد.
پارس جنوبی؛ قطبی که دیگر نمیتوان فقط به آن تکیه کرد
سالها بخش بزرگی از رشد تولید گاز ایران بر دوش پارس جنوبی بوده است، اما با افزایش عمر میدان، مسئله افت فشار و ضرورت حفظ تولید اهمیت بیشتری پیدا کرده است. به همین دلیل، طرح فشارافزایی پارس جنوبی در مرداد ۱۴۰۵ در شورای اقتصاد تصویب شد؛ طرحی که هدف آن حفظ توان تولید و افزایش برداشت گاز و میعانات گازی از این میدان است.
یعنی صنعت گاز عملاً با یک دوئل روبهروست؛ از یک طرف باید تولید امروز را حفظ کند و از طرف دیگر باید برای گاز فردا میدانهای جدید را توسعه دهد.
میدان تازه کشفشده؛ ناجی زمستان یا ذخیره نسل آینده؟
۵۷۰۰ میلیارد فوت مکعب گاز قابل برداشت، عدد بسیار بزرگی است، اما ارزش واقعی آن زمانی مشخص میشود که بدانیم توسعه میدان چه زمانی آغاز میشود؟ چه میزان سرمایه لازم دارد؟ چه زمانی نخستین گاز وارد شبکه خواهد شد؟ ظرفیت تولید روزانه میدان چقدر خواهد بود؟ آیا این میدان میتواند بخشی از ناترازی سالهای آینده را پوشش دهد؟
تا زمانی که پاسخ این پرسشها روشن نباشد، «کشف گاز» را نباید با «افزایش عرضه گاز» یکی دانست.
نسخه قدیمی دیگر جواب نمی دهد
مشکل گاز ایران فقط سمت تولید نیست. وقتی مصرف گاز خانگی، نیروگاهی و صنعتی همزمان بالا میرود، حتی افزایش تولید نیز ممکن است نتواند شکاف عرضه و تقاضا را بهطور پایدار پر کند؛ بنابراین میدان جدید فارس اگرچه یک پشتوانه مهم برای آینده است، اما بدون اصلاح سمت مصرف و سرمایهگذاری در زیرساخت، نمیتواند بهتنهایی مسئله ناترازی را حل کند.
گاز زیر زمین ثروت است و گاز روی شبکه، امنیت انرژی.
وقتی تولید، فرآورش و انتقال به شکل مناسب شد، تبدیل به منبع انرژی قابل استفاده میشود و زمانی که بتواند در سردترین روزهای سال بدون اختلال به نیروگاه، صنعت و خانه مردم برسد، تبدیل به امنیت انرژی شده است.
میدان جدید فارس، بنابراین بیش از آنکه پاسخ امروز باشد، یک هشدار برای فردا است: ایران هنوز منابع دارد، اما باید برای تبدیل این منابع به تولید پایدار، سرمایهگذاری و زیرساخت ایجاد کند.
و اما آخر
مسئله ایران کمبود گاز نیست؛ فاصله میان «ذخیره» و «دسترسی» است.
کشف میدان جدید گازی فارس یک اتفاق مهم برای صنعت انرژی ایران است؛ میدانی با حدود ۵۷۰۰ میلیارد فوتمکعب گاز قابل برداشت که ظرفیت آن با نیاز یک فاز پارس جنوبی برای حدود ۱۵ سال مقایسه شده است.
اما این کشف نباید ما را از سؤال اصلی دور کند: چرا کشوری با چنین ذخایر عظیمی، هر زمستان باید نگران ناترازی گاز باشد؟
پاسخ را باید در فاصله میان ذخایر زیرزمینی، ظرفیت تولید، افت فشار میادین، سرمایهگذاری، زیرساخت و رشد مصرف جستوجو کرد.
ایران برای عبور از ناترازی، فقط به کشف میدان جدید نیاز ندارد؛ به تبدیل سریع ذخایر به تولید، حفظ ظرفیت پارس جنوبی و مدیریت مصرف نیاز دارد؛ چون در نهایت، گازی که هزاران متر زیر زمین خوابیده، در یک روز سرد زمستانی خانهها را گرم نمیکند؛ این تولید و زیرساخت است که امنیت انرژی میسازد./

