به گزارش انرژی مدیا ( آریا اکوپرس)، بحران آب در ایران تنها به کمبود منابع آبی محدود نمیشود؛ چرا که بخش قابل توجهی از آب تصفیهشده نیز در مسیر شبکههای توزیع شهری هدر میرود.
بهمن یارقلی، کارشناس حوزه آب در گفت وگو با خبرنگار ما با اشاره به وضعیت شبکههای توزیع آب شرب میگوید فرسودگی این شبکهها، بهویژه در شهرهای بزرگ، موضوعی غیرقابل انکار است و میزان هدررفت آب در برخی شبکهها از استانداردهای جهانی فراتر رفته است.
به گفته این کارشناس حوزه آب، بازسازی کامل شبکههای فرسوده در شرایط فعلی امکانپذیر نیست، اما اقدامات مرحلهای برای شناسایی مناطق دارای هدررفت بالا و مرمت و بازسازی آنها در حال انجام است.
با این حال، یارقلی تأکید میکند بازسازی کامل شبکههای توزیع آب باید در برنامه و اولویت مسئولان آب کشور قرار گیرد.
از سوی دیگر، آمار مصرف آب شرب نشان میدهد ایران همچنان در گروه کشورهای با مصرف بالای آب قرار دارد. در کنار مصرف بالا، هدررفت آب تصفیهشده در شبکه و میزان آب بدون درآمد نیز قابل توجه است.
یارقلی معتقد است برای عبور از این وضعیت، تنها اقدامات عمرانی و مهندسی کافی نیست و باید همزمان برنامههای فرهنگی و آموزشی، مدیریت مصرف و استفاده از فناوریهای نوین نیز دنبال شود.
آبشیرینکنها؛ برای تأمین آب شرب یا توسعه صنایع آببر؟
اما بخش مهمتر ماجرا به طرحهای نمکزدایی و انتقال آب از جنوب کشور به مناطق مرکزی و شرقی بازمیگردد. به اذعان یارقلی، انتقال آب شیرینشده از جنوب به استانهایی مانند کرمان، اصفهان، یزد و خراسان، بیش از آنکه صرفاً با هدف تأمین پایدار آب شرب انجام شود، با گسترش صنایع، بهویژه صنایع آببر در مناطقی که از نظر آمایش سرزمین با محدودیت منابع آبی مواجهاند، ارتباط دارد.
او معتقد است نیاز آبی بخش شرب در این مناطق را میتوان تا حد زیادی از طریق مدیریت مصرف، بهینهسازی مصارف، استفاده از فناوریهای جدید و اصلاح شیوه تأمین، توزیع و مصرف آب پاسخ داد؛ بنابراین در چنین شرایطی، صرف هزینههای سنگین برای نمکزدایی و انتقال آب در مسافتهای طولانی، بدون اصلاح الگوی توسعه میتواند توجیه اقتصادی و زیستمحیطی نداشته باشد.
بر اساس محاسباتی که این کارشناس حوزه آب به آن اشاره میکند، هزینه نمکزدایی و انتقال آب تا مشهد حدود سه یورو برآورد شده است.
از نگاه یارقلی، جلوگیری از استقرار و توسعه صنایع پرمصرف آب در مناطق کمآب میتواند بخش قابل توجهی از این نیاز را کاهش دهد.
در مقابل، استفاده از آبشیرینکنها برای استانهای ساحلی به دلیل نزدیکی به دریا، کاهش طول خطوط انتقال و نیاز کمتر به انرژی برای پمپاژ میتواند گزینهای منطقیتر و علمیتر باشد. در شرایط ناترازی انرژی، یکی از مهمترین پرسشها درباره توسعه آبشیرینکنها و میزان انرژی مورد نیاز این تأسیسات است؛ بهویژه در شرایطی که کشور با ناترازی برق و گاز مواجه است.
بهمن یارقلی میگوید انرژی یکی از مهمترین مؤلفههای هزینه عملیاتی در فرآیند نمکزدایی آب دریاست و بالغ بر ۳۰ درصد از کل هزینههای عملیاتی را تشکیل میدهد که در صورت نیاز به انتقال آب و استفاده از ایستگاههای پمپاژ، سهم انرژی در هزینهها نیز افزایش پیدا خواهد کرد.
به گفته او، از آنجا که بخش اصلی سرمایهگذاری این پروژهها بر عهده صنایع است، تأمین برق، انرژی و خطوط انتقال مورد نیاز نیز بر عهده خود آنها قرار گرفته است. همچنین در اسناد مربوط به این پروژهها، صنایع ملزم شدهاند بخشی از انرژی مورد نیاز خود را از منابع تجدیدپذیر تأمین کنند.
یارقلی با اشاره به ظرفیتهای ایران در حوزه انرژیهای تجدیدپذیر، از انرژی خورشیدی، بادی و زمینگرمایی بهعنوان گزینههایی مناسب برای تأمین انرژی مورد نیاز سامانههای نمکزدایی نام میبرد.
به گفته این کارشناس، مناطق جنوبی کشور به دلیل برخورداری از ساعات طولانی تابش خورشید و پتانسیل مناسب باد، ظرفیت بالایی برای توسعه چنین منابعی دارند.
درس کشورهای عربی برای ایران
کشورهایی مانند عربستان و امارات چندین دهه است که از فناوری نمکزدایی استفاده میکنند؛ اما تجربه آنها نشان داده که توسعه این صنعت بدون توجه به مصرف انرژی و پیامدهای زیستمحیطی، نمیتواند یک راهکار پایدار باشد.
یارقلی با اشاره به تجربه کشورهای عربی میگوید این کشورها پس از سالها استفاده از فناوریهای قدیمی، بهویژه روشهای حرارتی، اکنون تمرکز خود را بر فناوریهایی با مصرف انرژی کمتر و پیامدهای زیستمحیطی پایینتر گذاشتهاند: کاهش مصرف انرژی به ازای هر واحد آب شیرینشده، بهینهسازی تجهیزات و پایش مستمر کیفیت آب از جمله محورهای اصلی این کشورهاست. در سالهای اخیر، فناوریهای دیجیتال و هوش مصنوعی نیز وارد فرآیند مدیریت سامانههای نمکزدایی شدهاند.
به گفته این کارشناس، هوش مصنوعی میتواند با تحلیل دادههای گسترده، پیشبینی رفتار سامانهها و بهینهسازی عملیات بهرهبرداری، به کاهش هزینهها و افزایش پایداری و کارایی این تأسیسات کمک کند. همچنین کشورهای منطقه سرمایهگذاری قابل توجهی در حوزه پژوهش و توسعه فناوریهای نمکزدایی انجام دادهاند؛ از تولید غشاهای با راندمان بالا و روشهای پیشگیری رفع گرفتگی غشاها گرفته تا کاهش مصرف انرژی و کنترل پیامدهای زیستمحیطی.
چرا بازچرخانی پساب در اولویت نیست؟
در کنار نمکزدایی، تصفیه و بازچرخانی پساب شهری و صنعتی نیز میتواند یکی از گزینههای تأمین منابع آبی جدید باشد.
بهمن یارقلی در مقایسه میان این دو روش معتقد است اگر هدف استفاده از پساب برای تأمین آب با استاندارد شرب باشد، تصفیه فاضلاب خانگی و صنعتی به دلیل نیاز به فرآیندهای پیشتصفیه بیشتر و متنوعتر میتواند هزینه بالاتری نسبت به نمکزدایی آب دریا داشته باشد.
علاوه بر هزینه، مسئله پذیرش اجتماعی نیز یکی از موانع استفاده از پساب برای تأمین آب شرب است.
با این حال، این کارشناس تأکید میکند اگر فاضلاب شهری با روشهای متعارف و بدون استفاده از نمکزدایی تکمیلی تصفیه شود، هزینه آن میتواند با روش نمکزدایی رقابت کند و حتی کمتر از آن باشد.
از سوی دیگر، تصفیه اصولی فاضلاب شهری و صنعتی در صورت طراحی، اجرا و بهرهبرداری صحیح میتواند به حفاظت از محیطزیست و توسعه پایدار کمک کند.
توسعه نامحدود آبشیرینکنها؛ راهحل یا بحران جدید؟
در نهایت، به نظر میرسد مسئله اصلی نه مخالفت با فناوری نمکزدایی، بلکه نحوه و محل استفاده از آن است.
بهمن یارقلی معتقد است فناوری نمکزدایی مانند هر فناوری دیگری، اگر اصولی و بر اساس مطالعات دقیق به کار گرفته شود، میتواند در خدمت انسان و محیطزیست باشد؛ اما توسعه بیضابطه و بدون ارزیابیهای اقتصادی، اجتماعی و زیستمحیطی میتواند خود به عاملی برای ایجاد بحران تبدیل شود.
از نگاه این کارشناس، پیش از اجرای هر پروژه باید گزینههای مختلف از جمله مدیریت مصرف، کاهش هدررفت، بهینهسازی مصارف، بازچرخانی آب و اصلاح الگوی استقرار صنایع با یکدیگر مقایسه شوند؛ بنابراین مسئله تنها این نیست که چگونه آب بیشتری تولید کنیم؛ بلکه باید پرسید این آب برای چه مصرفی، در کجا، با چه هزینهای و با چه پیامدهای زیستمحیطی تولید و منتقل خواهد شد؟/

