به گزارش انرژی مدیا (آریا اکوپرس)، در روزهایی که کمآبی به یکی از جدیترین تهدیدهای پایتخت تبدیل شده و مسئولان بارها از مردم خواستهاند مصرف آب را کاهش دهند، اظهارات علیرضا جزءقاسمی، مدیرعامل شرکت آب و فاضلاب استان تهران، پرده از یک تناقض مهم در نظام مدیریت آب برداشته است؛ تناقضی میان ضرورت کاهش مصرف و وابستگی درآمد شرکت به میزان فروش آب.
جزءقاسمی در نشست خبری روز یکشنبه 19 مهر با خبرنگاران، با اشاره به وضعیت درآمدی شرکتهای آب و فاضلاب گفته است: «دو دسته، پرمصرف و بدمصرف، محل درآمد شرکتهای آب و فاضلاب هستند و ما در یک پارادوکس یا یک دوگانگی گیر کردهایم، چون کاهش مصرف آب یعنی کاهش درآمد.»
این سخن در شرایطی مطرح میشود که سیاست رسمی مدیریت آب، کاهش مصرف و عبور از بحران کمآبی است؛ بنابراین، پرسش اساسی این است: اگر کاهش مصرف، یک هدف راهبردی برای حفظ منابع آب کشور است، چرا تحقق این هدف میتواند درآمد شرکت متولی تأمین و توزیع آب را کاهش دهد؟
موفقیت مردم در صرفهجویی، نگرانی مالی آبفا
مدیرعامل آبفای تهران در تشریح تغییر الگوی مصرف مشترکان اعلام کرده است که سهم مشترکان خوشمصرف از ۲۹ درصد در دو سال قبل به ۵۰ درصد در سال جاری رسیده است.
به گفته او، سهم مشترکان پرمصرف نیز از ۶۵ درصد به ۴۷ درصد و سهم بدمصرفها از ۵ درصد به ۳ درصد کاهش یافته است.
این آمار، در صورت اتکا به یک مبنای آماری یکسان، نشاندهنده تغییر قابلتوجه در الگوی مصرف مشترکان است؛ تغییری که باید از منظر حفاظت از منابع آب، یک دستاورد تلقی شود.
اما همزمان، جزءقاسمی از فشار مالی ناشی از کاهش مصرف سخن گفته است.
شرکت آبفای تهران در سال گذشته حدود ۷.۶ هزار میلیارد تومان عدم تحقق درآمد داشته و در نیمه نخست سال جاری نیز از درآمد پیشبینیشده ۸ هزار میلیارد تومانی، حدود ۵ هزار میلیارد تومان محقق شده است.
این ارقام، پرسش دیگری را پیش میکشد: چرا کاهش مصرف که برای حفظ منابع آب ضروری است، باید چنین فشاری بر منابع مالی شرکت وارد کند؟ آیا ساختار درآمدی آبفا به اندازه کافی با اهداف مدیریت مصرف هماهنگ شده است؟
آیا آبفا به درآمد پرمصرفها وابسته است؟
اظهارات مدیرعامل آبفای تهران به معنای اثبات این موضوع نیست که شرکت از اسراف آب استقبال میکند؛ اما نشان میدهد میان ساختار درآمدی و هدف کاهش مصرف، دستکم از نگاه این مقام مسئول، تعارضی وجود دارد که باید درباره آن توضیح داده شود.
در کشوری که بخشی از درآمد از فروش آب تأمین میشود، کاهش حجم فروش میتواند درآمد را پایین بیاورد. بااینحال، میزان اثرگذاری این موضوع به تعرفهها، هزینه تأمین و توزیع، هزینههای ثابت شبکه و سهم درآمدهای غیرمرتبط با حجم فروش بستگی دارد.
بنابراین، پرسش اصلی متوجه طراحی نظام مالی است: آیا میتوان هزینههای نگهداری و توسعه شبکه را بهگونهای تأمین کرد که شرکت برای حفظ پایداری مالی، به افزایش فروش آب وابسته نباشد؟
این پرسش در شرایطی اهمیت بیشتری پیدا میکند که کاهش مصرف باید به یکی از شاخصهای اصلی موفقیت مدیریت آب تبدیل شود، نه عاملی که تحقق آن نگرانی مالی ایجاد کند.
قبضهای سنگین؛ راهحل بحران یا منبع درآمد؟
موضوع تعرفهگذاری مشترکان پرمصرف نیز بخش دیگری از این معادله است. بر اساس اعلام وزارت نیرو، از ابتدای اردیبهشت ۱۴۰۵ تعرفه غیریارانهای برای مصرف مازاد بر الگوی مصرف، معادل ۱۴۳ هزار ریال به ازای هر مترمکعب تعیین شده است.
این سیاست با هدف نزدیککردن هزینه مصرف مازاد به هزینه تأمین آب دنبال میشود؛ اما پرسش اینجاست که درآمد حاصل از این تعرفهها چه سهمی در تأمین مالی شرکت دارد و آیا سیاست تعرفهای در عمل به کاهش مصرف منجر میشود یا صرفاً هزینه مشترکان پرمصرف را افزایش میدهد؟
اگر هدف اصلی، اصلاح الگوی مصرف است، موفقیت سیاست باید با شاخصهایی مانند کاهش مصرف واقعی، کاهش فشار بر منابع زیرزمینی و پایداری تأمین آب سنجیده شود؛ نه صرفاً میزان درآمد حاصل از تعرفههای بالاتر.
از سوی دیگر، تعرفهگذاری باید میان مصرف غیرضروری و مصرفی که به دلیل شرایط ساختمان، تعداد ساکنان یا محدودیتهای فنی افزایش یافته است، تا حد امکان تمایز قائل شود.
صورتحساب نهایی باید روشن باشد
اظهارات جزءقاسمی یک پرسش اساسی را پیش روی وزارت نیرو و شرکت مهندسی آب و فاضلاب کشور قرار میدهد: آیا ساختار مالی شرکتهای آبفا به شکلی طراحی شده که کاهش مصرف آب، بدون ایجاد بحران در تأمین هزینههای نگهداری و توسعه شبکه، امکانپذیر باشد؟
اگر کاهش مصرف درآمد را کاهش میدهد، باید مشخص شود چه سهمی از این افت ناشی از کاهش حجم فروش، چه سهمی ناشی از تحققنیافتن درآمدهای پیشبینیشده و چه سهمی مرتبط با هزینههای ثابت و تعهدات مالی شرکت است.
همچنین باید روشن شود چه سازوکاری برای جبران هزینههای ضروری شبکه، بدون تضعیف انگیزه صرفهجویی، در نظر گرفته شده است.
در نهایت، شهروندان نمیتوانند همزمان به کاهش مصرف دعوت شوند، از کمبود منابع آب نگران باشند و در برابر این پرسش بیپاسخ بمانند که چرا موفقیت در صرفهجویی، به نگرانی درآمدی متولی تأمین آب تبدیل شده است.
مدیریت بحران آب فقط دعوت مردم به بستن شیرها نیست؛ اصلاح ساختار مالی و تعرفهای نیز بخشی از مسئولیت مدیریت این بحران است./

