به گزارش انرژی مدیا (آریا اکوپرس)، این اتفاق می تواند نشاندهنده آسیبپذیری حتی بزرگترین صادرکنندگان ال ان جی در برابر اختلالات ژئوپلیتیک است.
تغییر مسیر صادرات LNG قطر
قطر سالها یکی از ستونهای اصلی تجارت جهانی LNG بوده و بخش بزرگی از گاز خود را به بازارهای آسیایی صادر میکند.
بر اساس گزارش اداره اطلاعات انرژی آمریکا، قطر در سال ۲۰۲۵ دومین صادرکننده LNG جهان بوده و حدود ۲۰ درصد صادرات جهانی ال ان جی را به خود اختصاص داده است.
اما وابستگی شدید صادرات قطر به مسیر دریایی هرمز، این کشور را در جریان جنگ اخیر با یک آسیبپذیری جدی مواجه کرده و صادرات حدود ۱۰۵ میلیارد مترمکعب از صادرات LNG قطر که در سال گذشته به تایید آژانس بین المللی انرژی رسیده است را با تهدید مواجه کرده است.
حالا همین اختلال، معادلهای متفاوت را پیش روی دوحه قرار داده و آن هم خرید گاز توسط قطر از آمریکا است.
درحقیقت قطر برای اینکه مشتریان قدیمی خود را از دست ندهد، به جای آنکه فقط منتظر بازگشت صادرات خود باشد، بخشی از LNG مورد نیاز آنها را از بازار آمریکا تأمین میکند.
رویترز در سپتامبر ۲۰۲۶ از مذاکره قطر با تولیدکنندگان آمریکایی برای قراردادهای چندساله خبر داده است. پیش از آن نیز قطرانرژی دهها محموله LNG آمریکا را برای تحویل به مشتریانی در کرهجنوبی، تایوان، بنگلادش، هند و ژاپن خریداری کرده بود.
اهداف سیاسی – اقتصادی آمریکا در جنگ
هدایت الله خادمی، نماینده ادوار مجلس در این باره به انرژی مدیا گفت: این اتفاق را نمیتوان صرفاً یک معامله معمولی در بازار انرژی دانست؛ چراکه زمانی که یک جنگ یا بحران منطقهای شکل میگیرد، کشورهای بزرگ تلاش میکنند علاوه بر اهداف سیاسی و امنیتی، منافع اقتصادی خود را نیز در شرایط جدید حفظ یا تقویت کنند.
او میگوید آمریکا در چنین شرایطی تنها به یک حوزه محدود نمیشود و میتواند از مسیرهای مختلف اقتصادی، از فروش تجهیزات نظامی گرفته تا انرژی، از تحولات منطقه منتفع شود.
این کارشناس انرژی اضافه کرد: در جریان جنگ و افزایش نگرانی کشورهای منطقه درباره امنیت خود، بازار فروش تجهیزات نظامی نیز رونق میگیرد و کشورهایی مانند عربستان و امارات به خرید تجهیزات دفاعی و هواپیما از آمریکا روی میآورند.
اینها درآمدهایی هستند که مستقیماً از فضای ناامن منطقه برای شرکتها و اقتصاد آمریکا ایجاد میشوند.
صادرکننده ای که واردکننده شد
او اضافه کرد: اما در حوزه انرژی، آنچه اکنون اتفاق افتاده، بهمراتب قابل توجهتر است؛ چراکه قطر، که خود یکی از بازیگران اصلی صادرات LNG در جهان محسوب میشود، به دلیل اختلال در صادراتش ناچار شده برای حفظ بازار و مشتریان خود به تأمینکنندگان آمریکایی مراجعه کند.
به بیان دیگر، کشوری که در شرایط عادی گاز خود را به جهان میفروشد، در شرایط بحرانی بخشی از نیاز تجاری خود را از رقیب بزرگ خود در بازار LNG خریداری میکند.
او ادامه داد: این جابهجایی در حالی رخ داده که آمریکا خود بزرگترین صادرکننده LNG جهان است و صادرات این کشور در سال ۲۰۲۵ به ۱۵.۱ میلیارد فوت مکعب در روز رسید؛ رقمی که ۲۶ درصد از کل صادرات جهانی LNG را شامل میشد که به گفته اداره اطلاعات انرژی آمریکا صادرات LNG این کشور در سال ۲۰۲۶ به ۱۷.۴ میلیارد فوت مکعب در روز برسد.
حفظ مشتریان قطری با گاز آمریکا
خادمی تاکید کرد: این مسئله یک پیام مهمتر نیز دارد، وقتی جنگ باعث میشود صادرکنندهای مانند قطر برای حفظ مشتریان خود به سراغ گاز آمریکا برود، عملاً بخشی از ارزش اقتصادی اختلال در بازار انرژی به سمت تولیدکننده آمریکایی منتقل میشود.
آمریکا همزمان هم صادرکننده LNG است و هم دارای شرکتهایی است که از افزایش تقاضا و قیمت گاز در بازار جهانی منتفع میشوند.
خادمی در پاسخ به این سوال که، آیا جنگی که صادرات LNG قطر را مختل کرده، همزمان به فرصتی برای تثبیت جایگاه آمریکا در بازار جهانی گاز تبدیل شده است، گفت: این پرسش صرفاً اقتصاد نیست، چون اعداد تجارت LNG نشان میدهد که در شرایط فعلی، بخشی از جریان گاز قطر به سمت خرید از آمریکا تغییر کرده و شرکتهای آمریکایی از این جابهجایی بازار سهم میگیرند.
وی تاکید کرد: در چنین شرایطی، جنگ تنها تولیدکننده و مصرفکننده را به هم نزدیک یا از هم دور نمیکند، بلکه مسیر سود را نیز تغییر میدهد. قطر برای حفظ مشتریانش به گاز آمریکا نیاز پیدا میکند، آمریکا ظرفیت صادرات LNG خود را افزایش میدهد و مشتریان آسیایی که سالها به گاز قطر وابسته بودند، ناچار میشوند منابع جایگزین را جدیتر دنبال کنند.
این همان نقطهای است که باید منافع اقتصادی پنهان در تحولات انرژی پس از جنگ را نیز در کنار ابعاد سیاسی و امنیتی آن دید.
تصرف بازارهای جدید انرژی برای آمریکا
این گزارش می افزاید: در واقع، جنگ از یک سو صادرات قطر را با مشکل مواجه کرده و از سوی دیگر فضای بیشتری برای حضور LNG آمریکا در بازارهای بینالمللی ایجاد کرده است.
رویترز گزارش داده است که قطر انرژی در پی قراردادهای چندساله با تولیدکنندگان آمریکایی بوده و حتی به دنبال تأمین سالانه حدود ۲ تا ۳ میلیون تن LNG از پروژههای آمریکا است.
البته این تغییر مسیر به معنای آن نیست که آمریکا صرفاً به دلیل جنگ توانسته جای قطر را در بازار جهانی بگیرد. بازار LNG پیش از جنگ نیز در حال تغییر بود و آمریکا طی سالهای اخیر ظرفیت صادرات خود را به شکل قابل توجهی افزایش داده است.
از سوی دیگر، قطر نیز پروژههای بزرگی برای افزایش ظرفیت تولید خود در دست اجرا داشت و پیش از آغاز بحران، برنامه افزایش ظرفیت LNG از ۷۷ میلیون تن در سال به ۱۴۲ میلیون تن در سال را دنبال میکرد.
به گفته صاحبنظران، بحران اخیر یک واقعیت مهم را آشکار کرده است و آن اینکه در بازار LNG، فقط داشتن ذخایر عظیم گاز کافی نیست، بلکه امنیت مسیر صادرات و امکان تحویل مستمر به مشتری نیز بخشی از قدرت یک صادرکننده محسوب میشود.
به عبارتی، قطر اگر نتواند گاز خود را از مسیرهای امن به مشتریان برساند، حتی با وجود ذخایر عظیم میدان شمالی، ممکن است بخشی از بازار خود را در اختیار رقبایی مانند آمریکا قرار دهد، چرا که گزارشهای بازار نیز نشان میدهد اختلال صادرات قطر واقعاً به افزایش نقش LNG آمریکا منجر شده است. رویترز در ماه اوت گزارش داد که صادرات LNG قطر در پی بحران به شدت سقوط کرده و آمریکا برای جبران بخشی از کمبود ایجادشده، صادرات LNG خود را افزایش داده است./

