در حالی که انسداد دو آبراه مهم بر گلوگاههای حیاتی انرژی جهان سنگینی میکند، ارزیابی تازه غولهای بانکی و موسسات مالی بینالمللی نشان میدهد که بازار جهانی نفت خود را برای ورود به یک دوره بیثباتی شدید آماده میکند. از پیشبینیهای محافظهکارانه تا سناریوهای نفت ۱۵۰ دلاری توسط بانکهایی چون بارکلیز و جیپیمورگان، همگی حاکی از وقوع یک شوک عرضه احتمالی در صورت تداوم انسداد تنگه هرمز و بابالمندب است. بحرانی ژئوپلیتیک که نه تنها نقشه توزیع جریان نفت خام را دگرگون میکند، بلکه با معرفی برندگان جدید لجستیکی و بازندگان بزرگ در بند واردات، توازن قدرت اقتصادی جهان را دوباره بازنویسی خواهد کرد.
همزمان با تداوم نااطمینانی نسبت به سرنوشت تنگه هرمز و بابالمندب به دنبال تشدید تنشها، بانکها و مؤسسات مالی بینالمللی از سناریوهای صعودی تازه برای قیمت نفت سخن میگویند. از برآورد نفت ۱۰۶ دلاری بارکلیز تا سناریوی نفت بالای ۱۲۰ دلار گلدمن ساکس و احتمال لمس سطح ۱۵۰ دلار در اوج بحران، یک پرسش کلیدی پیش روی بازار قرار گرفته است: اگر تنشها ادامه یابد، کدام کشورها از این شوک منتفع و کدام اقتصادها زیر بار نفت گرانتر آسیب میبینند؟

پیشبینی غولهای بانکی از قیمت نفت
بانک بارکلیز در تازهترین یادداشت خود اعلام کرده است که در صورت ادامه بسته بودن تنگه هرمز، ریسک افزایش قیمت نفت در سال ۲۰۲۶ بیش از ریسک کاهش آن خواهد بود و هرچه این وضعیت طولانیتر شود، احتمال جهش بیشتر قیمتها نیز افزایش مییابد.
در ادامه این یادداشت آمده است که اگر تنشها در یک تا سه ماه آینده ادامه یابد، قیمت نفت برنت در سال ۲۰۲۶ میتواند بین دو تا ۱۰ دلار بالاتر از سطوح فعلی قرار گیرد. بر اساس پیشبینی این بانک، در سناریوی تداوم سهماهه بحران، میانگین قیمت نفت برنت میتواند به حدود ۱۰۶ دلار در هر بشکه برسد. همچنین در طول این دوره، قیمت لحظهای نفت ممکن است برای مدتی سطح ۱۵۰ دلار در هر بشکه را نیز لمس کند.
در مقابل، تحلیلگران جیپی مورگان ارزیابی محتاطانهتری ارائه کردهاند. به باور این بانک، اگر درگیریها ظرف یک ماه مهار شود، میانگین قیمت نفت برنت در محدوده ۹۴ دلار باقی خواهد ماند. با این حال، تحلیلگران این مؤسسه نیز تأکید دارند که هرچه تنشها طولانیتر شود، برای جبران کمبود عرضه، نفت بیشتری از ذخایر وارد بازار خواهد شد. در نتیجه، سطح ذخایر بهتدریج کاهش مییابد و فشار بیشتری بر قیمتها وارد میشود. بر همین اساس، برآورد جیپی مورگان نشان میدهد هر ماه تداوم بحران میتواند حدود هفت تا هشت دلار به میانگین قیمت هر بشکه نفت برنت اضافه کند؛ بهگونهای که در صورت ادامه تنشها تا سه ماه آینده، میانگین قیمت برنت به حدود ۱۱۴ دلار در هر بشکه خواهد رسید.
بانک گلدمن ساکس نیز در تازهترین ارزیابی خود هشدار داده است که تداوم اختلال در عبور نفت از تنگه هرمز میتواند بازار جهانی نفت را با شوک عرضه مواجه کند. بر اساس این تحلیل، در سناریوی تشدید بحران، قیمت نفت برنت میتواند به بیش از ۱۲۰ دلار در هر بشکه برسد. البته این بانک در عین حال معتقد است اگر جریان صادرات خلیج فارس به شرایط عادی بازگردد، فشار صعودی بر قیمتها کاهش خواهد یافت.

کاسبان بحران در قلب تگزاس و آمازون
اما در صورت تحقق این سناریوها، چه کشوری برنده خواهد بود؟
واقعیت این است که نفت ۱۵۰ دلاری برای همه تولیدکنندگان، بهویژه در خاورمیانه، الزاماً خبر خوبی نیست. در چنین سناریویی، برنده واقعی کشوری یا شرکتی خواهد بود که هم بشکه بیشتری برای فروش داشته باشد و هم مسیر صادراتی امنتری در اختیار بگیرد. به عبارت دیگر، در بازار بحرانزده، صرف تولید بالا کافی نیست و مزیت اصلی در ترکیب تولید، لجستیک و امنیت مسیر نهفته است.
آمریکا یکی از برندگان احتمالی این بحران است؛ کشوری که پس از لغو ممنوعیت صادرات نفت خام در سال ۲۰۱۵، به یکی از بازیگران مهم بازار جهانی تبدیل شد. تولید نفت خام آمریکا در سال ۲۰۲۶ در محدوده ۱۳.۵ تا ۱۳.۸ میلیون بشکه در روز قرار دارد و صادرات نفت خام آن نیز در هفتههای اخیر بین سه تا چهار میلیون بشکه در روز در نوسان بوده است.
با این حال، افزایش قیمت نفت برای اقتصاد آمریکا دو اثر متضاد دارد. از یک سو، شرکتهای تولیدکننده نفت، ایالتهای نفتخیز مانند تگزاس و نیومکزیکو و همچنین شرکتهای خدمات نفتی از این وضعیت سود میبرند. از سوی دیگر، مصرفکنندگان آمریکایی، شرکتهای هواپیمایی و صنایع وابسته به سوخت از بازندگان این روند خواهند بود و دولت آمریکا نیز ناچار میشود با افزایش قیمت بنزین و فشارهای تورمی ناشی از آن مقابله کند.
گویان نیز به یکی از بازیگران جدی بازار نفت در سالهای اخیر تبدیل شده و حالا در سال ۲۰۲۶ یکی از مهمترین منابع رشد عرضه نفت خارج از اوپک به شمار میرودو رشد تولید این کشور عمدتاً از بلوک فراساحلی استابروک ناشی میشود. اداره اطلاعات انرژی آمریکا نیز گویان را در کنار برزیل از مهمترین عوامل رشد تولید نفت جهان در سال ۲۰۲۶ معرفی کرده و تولید نفت آن در این سال به حدود ۹۰۰ هزار بشکه در روز نزدیک شده است.
در همین حال، برزیل نیز با اتکا به تولید فراساحلی خود، جایگاه مهمی در بازار پیدا کرده است. تولید نفت و میعانات این کشور در محدوده ۲.۵ تا ۲.۶ میلیون بشکه در روز قرار دارد. فاصله جغرافیایی برزیل از کانون تنشهای خاورمیانه و دسترسی آن به مسیرهای صادراتی اقیانوس اطلس، این کشور را به یکی از برندگان بالقوه هرگونه اختلال در خلیج فارس تبدیل میکند.

بازندگان افزایش قیمت نفت
در سوی مقابل، همانطور که نفت ۱۵۰ دلاری برای همه تولیدکنندگان خبر خوبی نیست، برای کشورهایی که چرخ اقتصادشان به نفت وارداتی وابسته است، قطعاً خبر بدی خواهد بود. چین به عنوان یکی بزرگترین واردکننده نفت خام جهان، از هر افزایش قیمت نفت بهطور مستقیم آسیب میبیند. این کشور روزانه میلیونها بشکه نفت وارد میکند و بخش مهمی از نفت خاورمیانه نیز راهی پالایشگاههای چینی میشود. در نتیجه، نفت گرانتر به معنای افزایش هزینه پالایشگاهها، حملونقل و صنایع تولیدی این کشور خواهد بود. البته چین یک مزیت مهم دارد: ذخایر استراتژیک نفت و توان مدیریت واردات. پکن در دورههای جهش قیمت، معمولاً با استفاده از ذخایر و کاهش خرید در بازار نقدی تلاش میکند شدت فشار را کنترل کند.
هند نیز یکی از بزرگترین قربانیان نفت گران است. این کشور حدود ۸۵ تا ۹۰ درصد نیاز نفتی خود را از طریق واردات تأمین میکند و رشد اقتصادی آن به شدت به انرژی ارزان وابسته است. در نتیجه، افزایش قیمت نفت به معنای رشد قیمت بنزین و گازوئیل، فشار تورمی و افزایش هزینه صنایع خواهد بود. به همین دلیل، هند یکی از اقتصادهایی است که بیشترین حساسیت را نسبت به نوسانات قیمت جهانی نفت نشان میدهد.
در این میان، ژاپن و کره جنوبی نیز به دلیل وابستگی بالا به جریان نفت عبوری از هرمز، در برابر چنین بحرانهایی بسیار آسیبپذیر هستند و هرگونه اختلال پایدار در این مسیر، امنیت انرژی این دو اقتصاد صنعتی را مستقیماً تحت تأثیر قرار میدهد. اروپا نیز اگرچه وابستگی مستقیم کمتری به نفت هرمز نسبت به آسیا دارد، اما از افزایش قیمت جهانی نفت مصون نخواهد ماند. رشد قیمتها میتواند هزینه انرژی، حملونقل و تولید را در اقتصادهای اروپایی بالا ببرد و بر روند تورم و رشد اقتصادی این قاره اثر بگذارد.
فراتر از کشورها، صنایع انرژیبر نیز از جمله قربانیان اصلی نفت ۱۵۰ دلاری خواهند بود. نفت و گاز خوراک اصلی بسیاری از محصولات پتروشیمی به شمار میروند و افزایش قیمت انرژی به معنای افزایش هزینه خوراک، کاهش حاشیه سود و فشار بر تولیدکنندگان کوچکتر است. در چنین شرایطی، شرکتهایی که از مقیاس کوچکتر و حاشیه سود محدودتری برخوردارند، بیش از دیگران در معرض آسیب قرار میگیرند.

چه چیزی میتواند سناریوی نفت ۱۵۰ دلاری را زمین بزند؟
با این حال، رسیدن قیمت نفت به ۱۵۰ دلار فقط به میزان اختلال در عرضه بستگی ندارد، بلکه به این وابسته است که بازار جهانی با چه سرعتی میتواند جایگزین پیدا کند. تجربه بحرانهای گذشته نشان داده است که نفت میتواند در اثر یک شوک ژئوپلیتیکی جهش کند، اما ماندگاری قیمتهای بالا به توان تولیدکنندگان، واکنش مصرفکنندگان و وضعیت کلی اقتصاد جهانی بستگی دارد. شرایط امروز اما یک تفاوت مهم با بحرانهای پیشین دارد، زیرا فشار همزمان از چند مسیر حیاتی انرژی، تنگه هرمز تا بابالمندب، دایره گزینههای جایگزین را محدودتر کرده است. در چنین وضعیتی، حتی ذخایر استراتژیک و افزایش تولید خارج از منطقه نیز تنها میتوانند زمان بخرند، نه آنکه به سرعت تمام کمبود عرضه را جبران کنند.
بنابراین، آینده قیمت نفت بیش از آنکه به یک عدد مشخص وابسته باشد، به یک سؤال کلیدی گره خورده است: آیا بازار سریعتر از تشدید بحران میتواند بشکههای از دسترفته را جایگزین کند؟ اگر پاسخ مثبت باشد، نفت ۱۵۰ دلاری میتواند صرفاً یک جهش موقت باشد؛ اما اگر اختلال در جریان انرژی طولانی شود، جهان ممکن است با یکی از بزرگترین شوکهای انرژی در دهههای اخیر روبهرو شود که نهفقط قیمتها، بلکه توازن قدرت در بازار جهانی نفت را نیز بازنویسی خواهد کرد.


