به گزارش انرژی مدیا (آریا اکوپرس)، در روزهای اوج ناترازی فصلی گاز، آمارهای رسمی شرکت ملی گاز ایران از یک واقعیت قابل تامل پرده برمیدارد: در فصول سرد بیش از ۷۰ تا ۷۵ درصد کل گاز تحویلی به شبکه، در سبد مشترکان خانگی، تجاری و صنایع غیرعمده بلعیده میشود.
در این میان، مقایسه مصرف انفرادی برخی واحدهای تجاری بزرگ و خدماتی با کارگاههای صنعتی کوچک (تراشکاریها، کارگاههای قطعهسازی، چاپ و مونتاژ) این پرسش جدی را ایجاد کرده است که چگونه یک مجتمع فروشگاهی یا مرکز خدماتی میتواند چندین برابر یک واحد صنعتی، سوخت مصرف کند؟
آمارهای رسمی و اظهارات مسئولان حوزه گاز
طبق اظهارات سیدحسن موسوی، سخنگوی شرکت ملی گاز ایران، در روزهای پیک سرما مصرف روزانه بخش خانگی، تجاری و صنایع جزء از مرز ۶۰۰ تا ۶۲۰ میلیون مترمکعب در شبانهروز عبور کرده و بیش از ۷۱ درصد از کل گاز شیرین کشور را به خود اختصاص داده است.
همچنین در اظهارات سعید توکلی، مدیرعامل شرکت ملی گاز ایران ، خط مبنای مصرف روزانه این بخشها ۴۳۵ میلیون مترمکعب تعریف شده و عبور از این رقم کشور را با چالش جدی تامین پایدار انرژی روبرو میکند. بر اساس مصوبات شرکت ملی گاز (نظام ۴ پلهای الگوی مصرف)، مشترکان پرمصرف این بخشها مشمول تصاعدیترین نرخها میشوند، اما در میدان عمل، ساختار مصرفی اصناف تجاری تفاوت بنیادینی با خطوط کارگاهی دارد.
اتلاف حرارتی ساختاری و معماری باز
بسیاری از پاساژها، مالهای چندمنظوره، رستورانهای بزرگ و فروشگاههای زنجیرهای بر اساس ماهیت فعالیت خود دارای درهای اتوماتیک یا پیوسته باز، سقفهای بلند (ارتفاع بیش از ۴ تا ۵ متر) و جریان ممتد ورود هوای سرد خیابان هستند که برای گرم نگه داشتن چنین فضایی، چیلرهای جذبی یا مشعلهای حرارتی پرظرفیت ناچارند بهصورت ۲۴ ساعته و بدون وقفه با حداکثر ظرفیت کار کنند.
در نقطه مقابل، یک کارگاه صنعتی کوچک اغلب فضایی محدودتر با حداقل بازشوی درب ورودی داشته و صرفا با سامانههای موضعی یا هیترهای متمرکز تابشی گرم میشود.
ماهیت فرایندی در برابر ماهیت رفاهی و خدماتی
بسیاری از کارگاههای صنعتی جزء (مثل تولید قطعات فلزی، نجاری مکانیزه، سیمپیچی، مونتاژ بردهای الکترونیکی و صنایع دستی)، اساسا کاربری گازپایه ندارند و نیروی محرکه اصلی آنها برق است. گاز در این کارگاهها صرفاً برای گرمایش مختصر پرسنل یا آبگرمکن بهداشتی مصرف میشود.
در طرف دیگر، یک واحد تجاری مانند آشپزخانه صنعتی، رستوران بزرگ، فستفود، قنادی یا نانوایی تجاری، گاز را مستقیما بهعنوان خوراک فرایندی مصرف میکند. در این واحدها مشعلها و فرها از ساعتهای اولیه صبح تا پاسی از شب با دبی جریان بالا در حال کار هستند و گرمایش محوطه بیرونی با هیترهای فضای باز (پاسیویی و قارچی) نیز این هدررفت را دوچندان میکند.
چوب ناترازی بر سر تولید
بررسیها اثبات میکند که برچسب صنعتی الزاما به معنای مصرف بالای گاز نیست. یک کارگاه تولیدی خرد با اتکای اصلی به انرژی الکتریکی و فضای بسته میتواند ماهانه سوخت به مراتب کمتری نسبت به یک رستوران تجاری یا مجتمع فروشگاهی با اتلاف حرارتی بالا مصرف کند.
تمرکز پایشهای شرکت ملی گاز بر ممیزی انرژی در اصناف خدماتی-تجاری و اجبار به استانداردهای عایقبندی، کلید مهار این پارادوکس مصرف در زمستانهای پیشرو است.
نگاهی به رویه سالانه توزیع و مصرف انرژی در فصل سرما، پرده از یک تناقض دردناک در سیاستگذاریهای اقتصادی دارد. در حالی که با نخستین برودت هوا، زنگ خطرِ قطعی و محدودیت گاز برای کارگاهها و واحدهای تولیدی بهصدا درمیآید و چرخ صنعت خرد و نیمهخرد کشور قفل میشود، بسیاری از واحدهای تجاری، پاساژهای لوکس و رستورانهای بزرگ با درهای باز و سیستمهای گرمایشیِ رهاشده، بیمحابا مگاواتها و مترمکعبها گازِ ملی را دود میکنند.
اینکه چگونه یک مجتمع تجاری یا واحد خدماتی میتواند سوختی فراتر از یک کارگاه تولیدیِ مولد ببلعد، بازتابدهنده یک نارسایی ریشهای در سیستم ممیزی انرژی و تعرفهگذاری است.
تا زمانی که هزینه هدررفت انرژی در بخش تجاری، بازدارندگی لازم را نداشته باشد و جریمهها نتوانند مانع معماریهای پرمصرفِ بازار شوند، این معادله معکوس پابرجا خواهد ماند.
مسئولان شرکت ملی گاز اگر بهدنبال راهکاری واقعی برای عبور از سد ناترازی زمستانی هستند، به جای اعمال فشارهای زودهنگام بر خطوط تولید و کارگاههای صنعتی خرد، باید تیغ تیزِ نظارت و بازرسی را متوجه اصناف پرمصرف و مجتمعهای تجاری کنند؛ چرا که تولیدکننده کشور تاوان گران بیدروپیکر بودن بازارهای تجاری را پس میدهد./

