به گزارش آژانس رسانه ای انرژی مدیا (اکوپرس آریا)، حدود دو سال از آغاز مدیریت محمدصادق عظیمیفر در شرکت ملی پالایش و پخش فرآوردههای نفتی ایران میگذرد؛ دورهای که قرار بود با افزایش تولید فرآوردههای نفتی، اجرای طرحهای پالایشی، کنترل مصرف و کاهش ناترازی سوخت همراه باشد. اما در این مدت، مسئله بنزین نهتنها از دستور کار خارج نشد، بلکه به یکی از مهمترین چالشهای اقتصاد انرژی کشور تبدیل شد.
با این حال، قضاوت درباره این کارنامه بدون توجه به یک متغیر مهم، یعنی جنگ و آسیب به زیرساختهای نفتی، منصفانه نیست. جنگ اخیر بخشی از خطوط انتقال، مخازن و تأسیسات نفتی را تحت تأثیر قرار داد و شبکه پالایش و پخش را با آزمونی جدی مواجه کرد. عظیمیفر در مرداد ۱۴۰۵ اعلام کرد با وجود آسیب به خطوط لوله، تأسیسات مخابراتی و مخازن پخش، تولید و توزیع فرآوردهها، بهویژه بنزین، متوقف نشده است.
اما آیا عبور از بحران جنگ به معنای حل ناترازی است؟ پاسخ منفی است.
افزایش تولید؛ از ۹۷ تا بیش از ۱۱۰ میلیون لیتر
یکی از مهمترین دستاوردهایی که مدیرعامل پالایش و پخش بر آن تأکید دارد، افزایش تولید بنزین است.
طبق اظهارات عظیمیفر، تولید روزانه بنزین پالایشگاهها از حدود ۹۷ میلیون لیتر به حدود ۱۰۵ میلیون لیتر رسید. در ادامه نیز در زمستان ۱۴۰۴، تولید روزانه بنزین پالایشگاههای کشور از ۱۱۰ میلیون لیتر عبور کرد. به گفته او، تولید بنزین پالایشگاه ستاره خلیج فارس نیز از حدود ۳۸ میلیون لیتر در ابتدای دولت به بیش از ۴۵ میلیون لیتر در زمستان ۱۴۰۴ رسید.
این اعداد نشان میدهد افزایش تولید واقعی بوده و نمیتوان کارنامه پالایش و پخش را بدون اشاره به آن ارزیابی کرد.
اما مسئله اصلی اینجاست که افزایش تولید الزاماً به معنای رفع ناترازی نیست.
در اسفند ۱۴۰۳ و فروردین ۱۴۰۴، عظیمیفر اعلام کرد مجموع تولید بنزین کشور با احتساب تولید پالایشگاهها و فرآیندهای اختلاط در انبارها حدود ۱۲۰ میلیون لیتر در روز است، در حالی که متوسط مصرف سال ۱۴۰۳ حدود ۱۲۴ میلیون لیتر در روز بوده است.
بنابراین حتی با احتساب تولید انبارها، فاصله میان تولید و مصرف وجود داشت.
مسئله فقط تولید نیست
شاید مهمترین دفاع عظیمیفر در برابر منتقدان همین نکته باشد.
او بارها تأکید کرده که ناترازی سوخت تنها با افزایش عرضه حل نمیشود. در آخرین اظهارات او نیز همین رویکرد تکرار شده است: «حل ناترازی سوخت تنها با افزایش تولید ممکن نیست.»
از نگاه مدیریت پالایش و پخش، رشد مصرف، خودروهای پرمصرف، فرسودگی ناوگان، قاچاق و الگوی مصرف، بخش مهمی از معادله ناترازی هستند.
این استدلال از نظر اقتصادی قابل توجه است؛ زیرا اگر تولید ۱۰ میلیون لیتر افزایش پیدا کند اما مصرف نیز بهسرعت بالا برود، شکاف عرضه و تقاضا دوباره شکل خواهد گرفت.
در همین راستا، پالایش و پخش به سمت کنترل مصرف و استفاده بیشتر از کارت سوخت شخصی نیز حرکت کرده است. گزارشهای منتشرشده از سوی این شرکت نشان میدهد رشد مصرف بنزین از حدود ۶ درصد به ۲ درصد کاهش یافته و استفاده از کارت سوخت اضطراری نیز کاهش پیدا کرده است.
این بخش را میتوان یکی از نقاط قابل دفاع کارنامه عظیمیفر دانست.
اما وعده افزایش ظرفیت چه شد؟
در اردیبهشت ۱۴۰۴، عظیمیفر اعلام کرد بیش از ۳ میلیارد دلار پروژه جدید صنعت پالایش در سال ۱۴۰۴ به بهرهبرداری میرسد و ظرفیت پالایشی کشور حدود ۱۸۰ هزار بشکه در روز افزایش خواهد یافت. او همچنین از اجرای حدود هزار کیلومتر خط لوله و سه طرح کیفیسازی فرآوردههای نفتی خبر داد.
در همان مقطع گفته شد با اجرای این طرحها، تولید بنزین و نفتگاز هرکدام حدود ۵ میلیون لیتر در روز افزایش خواهد یافت.
اما وعده جدیدتر عظیمیفر در مرداد ۱۴۰۵ نشان میدهد بخشی از این افزایش ظرفیت هنوز در مسیر تکمیل و بهرهبرداری بوده است.
او اعلام کرده با بهرهبرداری از دو پالایشگاه آدیش جنوبی و مهر خلیج فارس تا پایان سال ۱۴۰۵، تولید بنزین کشور حدود ۱۲ میلیون لیتر در روز افزایش خواهد یافت؛ رقمی معادل حدود ۹ درصد مصرف فعلی کشور.
به عبارت دیگر، بخش مهمی از راهحل ناترازی همچنان به پروژههایی وابسته است که باید به بهرهبرداری کامل برسند.
جدول وعدهها و وضعیت تحقق

جنگ؛ یک امتیاز مثبت یا یک هشدار؟
جنگ اخیر شاید مهمترین متغیر در ارزیابی عملکرد دو سال اخیر باشد.
زنجیره پالایش و پخش با آسیب به بخشی از زیرساختهای نفتی مواجه شد؛ از خطوط لوله و تأسیسات مخابراتی گرفته تا مخازن ذخیره فرآورده.
با این حال، عظیمیفر اعلام کرده است که حمله به برخی انبارهای نفت در تهران و البرز باعث توقف تولید و توزیع فرآوردههای نفتی، بهخصوص بنزین، نشد و عملیات بازسازی ادامه دارد.
اگر این ادعا را مبنا قرار دهیم، حفظ جریان سوخت در شرایط جنگی یک نقطه مثبت جدی برای مدیریت پالایش و پخش است.
اما همین اتفاق یک پرسش دیگر را نیز ایجاد میکند:
چرا بخشی از زیرساختهای حیاتی توزیع سوخت تا این اندازه در برابر حملات آسیبپذیر بودند؟
پاسخ این سؤال فقط به مدیریت فعلی مربوط نمیشود؛ زیرا بسیاری از این زیرساختها طی دهههای گذشته ایجاد شدهاند. بنابراین نمیتوان آسیبپذیری تاریخی شبکه را به دو سال مدیریت عظیمیفر نسبت داد.
ناترازی؛ همچنان پاشنه آشیل
با وجود افزایش تولید، مشکل اصلی پابرجاست: مصرف همچنان بالاست.
شرکت ملی پالایش و پخش اکنون بهدرستی تأکید میکند که افزایش تولید بهتنهایی کافی نیست. اما از منظر یک ارزیابی مدیریتی، این پرسش مطرح میشود که در دو سال گذشته چه میزان از ناترازی از طریق کاهش مصرف، اصلاح ناوگان، مقابله با قاچاق و افزایش بهرهوری کاهش یافته است؟
در این بخش، عملکرد شرکت نشانههایی از پیشرفت دارد. کاهش رشد مصرف از ۶ به ۲ درصد و کاهش استفاده از کارت اضطراری، از جمله این موارد است.
اما این با «حل ناترازی» تفاوت دارد.
در واقع، میتوان گفت مدیریت فعلی توانسته شدت رشد ناترازی را کاهش دهد، اما هنوز نمیتوان با اطمینان گفت ناترازی ساختاری بنزین به پایان رسیده است.
کیفیت؛ پروندهای که نباید فراموش شود
موضوع دیگری که در کنار کمیت تولید باید بررسی شود، کیفیت فرآورده است.
در برنامههای اعلامشده برای سال ۱۴۰۴، افزایش تولید فرآوردههای با استاندارد بالاتر نیز مورد تأکید قرار گرفت. از جمله قرار بود واحد CCR پالایشگاه تهران به افزایش تولید بنزین و ارتقای آن به استاندارد یورو ۵ کمک کند.
بنابراین ارزیابی واقعی کارنامه پالایش و پخش نباید فقط با «چند میلیون لیتر بنزین بیشتر» انجام شود؛ بلکه باید اکتان، گوگرد، استانداردهای زیستمحیطی و کیفیت واقعی سوخت تحویلی به مصرفکننده نیز در این ارزیابی لحاظ شود.
جمعبندی؛ عظیمیفر در میانه راه
اگر بخواهیم منصفانه قضاوت کنیم، کارنامه دو ساله محمدصادق عظیمیفر نه یک شکست کامل است و نه میتوان آن را موفقیتی بدون نقص دانست.
نقاط مثبت شامل افزایش تولید بنزین، افزایش تولید در پالایشگاه ستاره خلیج فارس، انجام تعمیرات اساسی، تلاش برای کنترل مصرف، کاهش رشد مصرف و حفظ جریان توزیع سوخت در شرایط جنگی است.
در مقابل، چالشهای اصلی همچنان پابرجاست: شکاف تولید و مصرف، وابستگی به واردات برای تعادل بازار، رشد مصرف، نیاز به تکمیل پروژههای جدید و آسیبپذیری بخشی از زیرساختهای حیاتی.
از این منظر، مهمترین انتقاد از مدیریت پالایش و پخش را شاید بتوان در یک جمله خلاصه کرد:
افزایش تولید اتفاق افتاده، اما هنوز معلوم نیست این افزایش توانسته ناترازی ساختاری بنزین را بهطور پایدار حل کند.
جنگ اخیر نیز یک نکته مهم را روشن کرد: مدیریت پالایش و پخش در شرایط بحران توانست جریان سوخت را حفظ کند، اما همین بحران ضرورت سرمایهگذاری برای افزایش تابآوری شبکه تولید، ذخیرهسازی و انتقال را بیش از گذشته نشان داد.
اکنون چشمها به پایان سال ۱۴۰۵ دوخته شده است؛ زمانی که قرار است دو پالایشگاه جدید وارد مدار شوند و حدود ۱۲ میلیون لیتر در روز به تولید بنزین کشور اضافه کنند.
اگر این ظرفیت واقعاً و بهصورت پایدار وارد مدار شود، میتواند بخش مهمی از شکاف عرضه و تقاضا را پوشش دهد.
اما حتی آن زمان نیز یک سؤال باقی خواهد ماند:
اگر مصرف با همین سرعت رشد کند، چند سال دیگر دوباره به نقطه امروز بازخواهیم گشت؟
پاسخ این سؤال مشخص میکند که مدیریت پالایش و پخش صرفاً توانسته بحران بنزین را مدیریت کند، یا واقعاً توانسته مسیر ناترازی را تغییر دهد./


