به گزارش انرژی مدیا (آریا اکوپرس)، سالهاست که از بحران آب تهران سخن گفته میشود؛ اما آنچه امروز اهمیت بیشتری پیدا کرده، تغییر شکل این بحران است.
تا همین چند سال قبل، بحث اصلی درباره کاهش بارندگی، خالیشدن سدها و افت منابع زیرزمینی بود؛ اما اکنون مسئله فشار شبکه و توان انتقال آب به ساختمانهای چندطبقه نیز به این بحران اضافه شده است.
شرکت آب و فاضلاب استان تهران نیز در پی تشدید تنش آبی، استفاده از مخزن ذخیره و سپس پمپ را برای ساختمانهای چندطبقه توصیه کرده است؛ اقدامی که نشان میدهد مدیریت فشار شبکه دیگر یک موضوع حاشیهای نیست و مستقیماً با زندگی روزمره شهروندان ارتباط پیدا کرده است.
پیشبینی نگرانکننده؛ طبقات بالاتر در خط مقدم بحران
برآورد کارشناسان این است که اگر کاهش منابع آب، افزایش مصرف و فشار بر شبکه ادامه پیدا کند، طبقات بالاتر ساختمانها زودتر از سایر نقاط شهر اثرات بحران را احساس خواهند کرد.
هرچه ارتفاع ساختمان بیشتر باشد، رساندن آب با فشار مناسب به طبقات بالاتر دشوارتر میشود و در شرایط افت فشار، وابستگی ساختمان به تجهیزات ذخیره و تقویت فشار افزایش پیدا میکند.
به همین دلیل، مسئله امروز صرفاً «داشتن آب» نیست؛ مسئله اصلی توان رساندن آب به مصرفکننده نهایی است.
زنگ خطر مصرف آب تهران
در همین چارچوب، هشدارهای کارشناسی درباره افق ۱۴۰۷ اهمیت پیدا میکند.
سخنگوی صنعت آب اعلام کرده است که مصرف آب استان تهران باید تا سال ۱۴۰۷ به شکل چشمگیری کاهش پیدا کند؛ بهطوری که مصرف از حدود ۳.۷ میلیارد مترمکعب به ۲.۲ میلیارد مترمکعب برسد و برداشت از منابع زیرزمینی نیز کاهش یابد.
این اعداد نشان میدهد سال ۱۴۰۷ صرفاً یک تاریخ تقویمی نیست؛ بلکه یک نقطه هشدار برای آینده منابع آب تهران است.
اگر کاهش مصرف و اصلاح الگوی برداشت محقق نشود، فشار بر شبکه و منابع آبی میتواند شدیدتر شود و ساختمانهای پرتراکم و مرتفع، زودتر از سایر بخشها با پیامدهای آن مواجه شوند.
مخزن و پمپ آب؛ مُسکن بحران، نه درمان آن
توصیه به نصب مخزن و پمپ آب شاید در کوتاهمدت بتواند مشکل افت فشار را برای یک ساختمان کاهش دهد، اما این راهکار نمیتواند کمبود واقعی منابع آب را برطرف کند.
مخزن، آب را ذخیره میکند و پمپ، فشار ایجاد میکند؛ اما هیچکدام آب جدید تولید نمیکنند. اگر منابع ورودی به شبکه کاهش پیدا کند، حتی مجهزترین ساختمانها نیز در نهایت با محدودیت ذخیره مواجه خواهند شد.
به همین دلیل، افزایش وابستگی ساختمانها به پمپ را نمیتوان نشانه حل بحران دانست؛ بلکه میتواند نشانهای از عمیقتر شدن مشکل فشار شبکه باشد.
تهران عمودی شد؛ آب اما محدود ماند
یکی از ریشههای بحران، فاصله میان رشد شهر و ظرفیت زیرساختهای آن است.
ساختمانهای بلندتر، واحدهای بیشتر و تراکم جمعیتی بالاتر به معنای تقاضای بیشتر برای آب است.
اما منابع آب، برخلاف طبقات ساختمانها، قابل افزایش نامحدود نیستند. وقتی در یک منطقه تعداد واحدهای مسکونی افزایش پیدا میکند، شبکه آب باید متناسب با این افزایش توسعه پیدا کند؛ در غیر این صورت، نخستین قربانی، فشار و پایداری شبکه خواهد بود؛ از همین منظر، سیاست ساختوساز دیگر نمیتواند جدا از سیاست آب تصمیمگیری شود.
خطر پنهان زیر زمین؛ بحران آب و فرونشست
ماجرا تنها به سدها و شبکه توزیع ختم نمیشود. کاهش منابع سطحی میتواند فشار بیشتری برای برداشت از منابع زیرزمینی ایجاد کند؛ در حالی که برداشت بیرویه از آبخوانها، خطر افت سطح آب زیرزمینی و فرونشست زمین را افزایش میدهد؛ در نتیجه، تهران با یک زنجیره خطرناک مواجه است که نشان میدهد بحران آب پایتخت یک مسئله مقطعی نیست؛ بلکه بحرانی چندلایه است که منابع طبیعی، زیرساخت شهری و حتی ایمنی ساختمانها را به یکدیگر پیوند میدهد.
بحران واقعی؛ روزی که آب هست اما به خانه نمیرسد
شاید یکی از نگرانکنندهترین سناریوهای آینده تهران، قطعی کامل آب نباشد. ممکن است آب در شبکه وجود داشته باشد اما فشار آن برای رساندن آب به طبقات بالاتر کافی نباشد.
در چنین شرایطی، ساکنان طبقات پایینتر ممکن است همچنان آب داشته باشند، اما طبقات بالاتر با افت فشار یا قطعیهای مقطعی مواجه شوند.
این همان نقطهای است که بحران آب از یک آمار در گزارشهای دولتی به یک تجربه روزمره برای میلیونها شهروند تبدیل میشود.
تهران برای نجات آب، باید از «ساختوساز بدون ظرفیتسنجی» عبور کند
ادامه توسعه شهری بدون درنظرگرفتن ظرفیت منابع آب، میتواند هزینه بحران را در سالهای آینده چند برابر کند.
هر مجوز ساخت جدید، جمعیت و مصرف جدید ایجاد میکند؛ بنابراین پیش از افزایش تراکم، باید مشخص باشد که منابع آب و شبکه توزیع منطقه ظرفیت جمعیت جدید را دارند یا خیر.
تهران نمیتواند ابتدا ساختمان بسازد و سپس برای تأمین آب ساکنان آن چارهاندیشی کند.
زنگ خطر را نباید تا روز بیآبی نادیده گرفت
هنوز نمیتوان گفت که از سال ۱۴۰۷ آبرسانی به تمام ساختمانهای بیش از دو طبقه غیرممکن خواهد شد؛ چرا که چنین ادعایی نیازمند سند رسمی و محاسبات دقیق فنی است، اما روند منابع آب، هشدارهای کارشناسی و توصیه آبفا به استفاده از مخزن و پمپ نشان میدهد مسئلهای جدی در حال شکلگیری است.
بحران آب تهران دیگر فقط پشت سدها نیست؛ بحران به شبکه توزیع و در نهایت به ساختمانها رسیده است.
اگر امروز برای منابع آب، مصرف، فرونشست، توسعه شهری و زیرساخت شبکه تصمیم جدی گرفته نشود، ممکن است در آینده مسئله تهران دیگر این نباشد که «آب داریم یا نداریم»؛ بلکه مسئله این باشد که آب داریم، اما آیا آب به طبقهای که در آن زندگی میکنیم میرسد؟/

