به گزارش انرژی مدیا (آریا اکوپرس)، جدیدترین گزارش منتشر شده نشان می دهد که رشد اقتصادی در بهار امسال به منفی ۱۰.۱ درصد رسیده است. در حالی اقتصاد ایران در نخستین فصل امسال نسبت به مدت مشابه سال گذشته حدود ۱۰ درصد کوچک تر شده که دکتر هاشم اورعی، استاد دانشگاه صنعتی شریف میگوید اگر مصرف انرژی در ایران مطابق استانداردهای جهانی بود، می توانستیم به رشد ۱۲.۵ درصدی دست پیدا کنیم؛ یعنی وضعیت اقتصاد کشورما ۲۲.۵ درصد از وضعیت امروز بهتر بود.
این کارشناس انرژی بر این باور است که بدون درست کردن میزان مصرف انرژی، رسیدن به توسعه اقتصادی، توهمی بیش نبوده و نیست.
به گفته وی، دستگاه های متولی مدیریت مصرف انرژی از وزارت نیرو گرفته تا وزارت نفت و سازمان بهینه سازی به جای بازی کردن با کلمات باید به دنبال اصلاح وضعیت موجود و سیاست گذاری های اشتباه گذشته باشند.

هاشم اورعی، تحلیلگر انرژی
مصرف انرژی در ایران چه بازخوردی در اقتصاد دارد؟
بررسی آمارهای کلان اقتصادی و انرژی کشور نشان میدهد که مسئله ناترازی انرژی در ایران، بیش از آنکه ریشه در «حجم» مصرف داشته باشد، معلول کیفیت فاجعهبارِ بهرهوری و ساختار معیوب اقتصاد انرژی بوده و این همان نکته ای است که اورعی، رییس دانشکده برق دانشگاه صنعتی شریف به آن اشاره می کند.
او که معتقد است اقتصاد ایران با تداوم این روند، به سمت ورشکستگی قطعی پیش میرود، می گوید کیفیت تنها به کالا و خدمات محدود نمی شود، بلکه مصرف انرژی هم می تواند با کیفیت یا بی کیفیت باشد.
به گفته این کارشناس انرژی، ما در عین حال که می توانیم مصرف کننده بزرگی باشیم، میتوانیم مصرف کننده با کیفیتی هم باشیم و این همان رویه ای است که در کشورهای پیشرفته دنیا شاهد هستیم. شاهد هستیم که مصرف انرژی در کشورهای توسعه یافته به شدت بالا است، اما مساله اینجاست که این مصرف بالا صرف تولید بیشتر، رشد اقتصادی و اشتغال زایی بیشتر شده است. به همین دلیل بهتر است به جای استفاده از واژه «پرمصرف» و «کم مصرف» از واژه «بد مصرف» و «خوش مصرف» استفاده کنیم. در واقع باید بررسی شود که با انرژی مصرفشده چه میکنیم و این انرژی چه بازخوردی در تولید ناخالص داخلی (GDP) دارد.
مصرف انرژی در ایران پنج برابر دنیا
بررسیهای کمی نشان میدهد متوسط سرانه مصرف انرژی در ایران حدود ۲.۲ برابر متوسط جهان است، اما وقتی شاخص کیفی یعنی سرانه GDP را وارد معادله میکنیم، با واقعیت تلخ تری مواجه می شویم. متوسط سرانه GDP جهان ۱۱۵۰۰ دلار در سال و در ایران در بهترین حالت ۵۰۰۰ دلار در سال است. به عبارت دیگر می توان ادعا کرد که کشور ما در این حوزه عقب ماندگی حدود ۲.۳ برابری را تجربه می کند.
در واقع اگر بخواهیم یک نگاه واقعی تر از وضعیت مصرف انرژی در کشور داشته باشیم باید ضریب ۲.۲ ( مربوط به شدت مصرف انرژی) و ضریب ۲.۳ (عقب ماندگی در حوزه تولید ناخالص داخلی) را در یکدیگر ضرب کنیم. با این حساب، ایران در عمل پنج برابر متوسط جهانی (شامل کشورهای توسعهیافته و حتی اقتصادهای نوظهور و در حال توسعه) انرژی مصرف می کند.
۶۰ درصد از کل تولید ناخالص داخلی کشور صرف مصرف انرژی می شود
بر اساس محاسبات انجامشده، کل انرژی مصرفی کشور روزانه معادل۷.۳ میلیون بشکه نفت خام است. برای درک بهتر بزرگی این عدد باید بدانیم که ایران از نظر مصرف انرژی در جایگاه ششم جهان قرار دارد و این در حالی است که سهم اقتصاد ما از اقتصاد جهانی تنها ۰.۴ درصد است.
اورعی می گوید این آمار به خوبی نشان می دهد که ما انرژی مصرف نمی کنیم، بلکه انرژی را هدر می دهیم.
او در ادامه افزود: ارزش انرژی مصرفشده در کشور سالانه حدود ۲۰۰ میلیارد دلار تخمین زده میشود؛ در حالی که کل GDP کشور در بهترین حالت بین ۳۵۰ تا ۴۰۰ میلیارد دلار است. این یعنی نزدیک به ۶۰ درصد از کل تولید ناخالص داخلی کشور صرف مصرف انرژی میشود. بدیهی است که در چنین شرایطی مخازن نفت و گاز ما به سمت ورشکستگی می رود.
رییس دانشکده برق دانشگاه صنعتی شریف با ذکر مثالی، وضعیت موجود اقتصاد کشور را این چنین توصیف کرد: این وضعیت درست مانند یک واحد صنفی است که ۱۰۰ تومان فروش دارد، اما ۶۰ تومان آن را فقط بابت بهای برق پرداخت میکند؛ چنین کسبوکاری پیشاپیش ورشکسته است و زمان زیادی تا اعلام رسمی فروپاشی آن وجود ندارد.
ایران؛ شاگرد اول جهان در افزایش شدت مصرف انرژی
شدت مصرف انرژی به نوعی نشان دهنده کیفیت مصرف انرژی است. حال سوال اینجاست که برای اضافه شدن ۱۰۰۰ دلار به GDP کشور معادل چند کیلوگرم نفت خام مصرف میشود؟
شاید اگر نگاهی به روند تاریخی شدت مصرف انرژی در ایران بیندازیم، به عمق فاجعه در سیاستگذاریهای کلان کشور پی ببریم. آنگونه که آمارها نشان می دهد، در ایران در سال ۱۹۹۰ ایران برای تولید هزار دلارGDP معادل ۱۷۴ کیلوگرم نفت خام مصرف میشد. این در حالی است که در همان سال، این شاخص به طور متوسط در جهان حدود 130 کیلوگرم بود. اما ۳۳ سال بعد یعنی در سال ۲۰۲۳ مقدار انرژی مصرفی ایران برای تولید هزار دلارGDP از ۱۷۴ کیلوگرم به ۲۲۷ کیلوگرم رسید. این در حالی است که متوسط جهانی نسبت به آن سالها حدود ۲۰ کیلوگرم کمتر شده و به ۱۱۰ کیلوگرم رسیده است.
اورعی می گوید: کاهش مصرف انرژی در جهان، یک رویه منطقی و طبیعی است؛ چرا که ما در دوران گذار انرژی قرار داریم که یکی از ویژگی های اصلی آن کاهش شدت مصرف انرژی است.
او با بیان اینکه خودش شدت مصرف انرژی را در ۷۲ کشور از سال ۲۰۰۰ تا ۲۰۱۹ مورد بررسی قرار داده است، افزود: در میان ۷۲ کشور تنها در شش کشور روند مصرف انرژی افزایشی بود که شیب آن نیز تقریبا کند بود. در میان این شش کشور، رشد مصرف انرژی در ایران شیب تندی داشته و به عبارت دیگر شاگرد اول افزایش مصرف انرژی در دنیا بودیم.
چطور اقتصادمان را ۲۲.۵ درصد بهبود ببخشیم
اقتصاد ایران در حالی با رشد منفی دستوپنجه نرم میکند که به عقیده کارشناسان، کلید معکوس کردن این روند، نه در جذب سرمایهگذاریهای خارجیِ پیچیده، بلکه در اصلاح الگوی مصرفِ انرژی نهفته است. محاسبات دقیق اورعی نشان میدهد که "ناترازی انرژی" بیش از آنکه یک چالش فنی باشد، یک انتخابِ هزینهزا در ساختار کلان اقتصاد کشور است.
او می گوید در اقتصاد، معیاری به نام ICOR (نرخ سرمایه به تولید نهایی) وجود دارد که نشان میدهد هر واحد سرمایهگذاری، چه میزان رشد اقتصادی ایجاد میکند. اگر فرض کنیم اقتصاد ایران در شرایط مشابه کشورهای در حال توسعه باشد، با یک محاسبه ساده میتوان فهمید که چه فرصتی در حال سوختن است.
وی در توضیح گفتههایش افزود: سالانه حدود ۲۰۰ میلیارد دلار در ایران صرف انرژی میشود که تقریبا پنج برابر متوسط جهان است. به عبارت دیگر اگر قرار بود مطابق استانداردهای جهانی انرژی مصرف کنیم، سالانه باید ۴۰ میلیارد دلار را صرف انرژی می کردیم؛ یعنی یک پنجم مقدار فعلی که در نهایت، ۱۶۰ میلیارد دلار ما که در چرخههای غیر بهرهور از بین میرود، آزاد میشد.
اورعی با استناد به فرمولهای رشد اقتصادی، توضیح داد: اگر این ۱۶۰ میلیارد دلارِ آزاد شده، در بخشهای مولد سرمایهگذاری شود، با فرض ICOR چهار برای اقتصاد ایران، این سرمایه بهتنهایی میتوانست ۱۲.۵ درصد رشد اقتصادی ایجاد کند و با توجه به رشد منفی ۱۰ درصدی اقتصاد در بهار امسال، می توان ادعا کرد که در چنین شرایطی اقتصاد ما ۲۲.۵ درصد بهبود می یافت.
او البته تاکید می کند که چنین رشدی در یک شب ممکن نیست و نیازمند یک برنامه ریزی میان مدت پنج تا ۱۰ ساله است.
به عقیده وی، رسیدن به توسعه اقتصادی بدون بازنگری در مدل مصرف انرژی، فرضی محال است. با این حال، گویی با نبود شجاعت تصمیمگیری یا درایت لازم، ترجیح داده شده است که این ۱۶۰ میلیارد دلارِ طلایی، همچنان در کوره "بدمصرفی" کشور دود شود. این اعداد، بیش از آنکه یک تحلیل اقتصادی باشند، صورتمسئلهای هستند که فعلاً کسی تمایلی به حل آن ندارد./

