آژانس رسانه انرژی
تازه‌ترین اخبار
برداشت نفت قطر از پارس جنوبی ۱۵۰ برابر ایران است!

فاز ۱۱ پارس جنوبی؛ پرونده‌ای با ۱۵ تا ۲۰ سال بلاتکلیفی

گاز
فاز ۱۱ پارس جنوبی؛ پرونده‌ای با ۱۵ تا ۲۰ سال بلاتکلیفی
میدان گازی پارس جنوبی، که بیش از ۷۰ درصد گاز مصرفی ایران را تامین می‌کند، امروز وارد مرحله‌ای شده که کارشناسان از آن به عنوان «افت فشار مخزن» یاد می‌کنند؛ مرحله‌ای که اگر با طرح‌های فشارافزایی جبران نشود، به کاهش تدریجی برداشت و تشدید ناترازی انرژی در کشور منجر خواهد شد.

به گزارش آژانس رسانه ای انرژی مدیا (اکوپرس آریا)، اهمیت این مسئله فقط فنی نیست، بلکه مستقیما به امنیت انرژی، تولید صنعتی، تامین سوخت نیروگاه‌ها و حتی ثبات اقتصادی کشور گره خورده است.

ایران و قطر دو شریک اصلی این میدان مشترک‌ هستند، اما مسیر توسعه آنها یکسان نبوده است.

بر اساس آمار موجود، ایران روزانه ۲۰۰۰ بشکه از لایه نفتی پارس جنوبی برداشت می کند، در حالی که برداشت قطری ها به طور متوسط، روزانه بیش از ۳۰۰ هزار بشکه بوده که حدود ۱۵۰ برابر ایران برآورد می شود.

البته مشکل اصلی اینجاست که میدان پارس جنوبی یک مخزن جوان و بی‌پایان نیست؛ یعنی هرچه برداشت از آن ادامه پیدا کند، فشار طبیعی مخزن پایین‌تر می‌آید و برای حفظ سطح تولید، باید گاز با فناوری‌های پیشرفته و کمپرسورهای عظیم به درون میدان بازگردانده شود.

طبق برآوردهای رسمی و کارشناسی، اگر پروژه‌های فشارافزایی اجرا نشود، ایران ممکن است هر سال دست‌کم ۲۵ میلیون مترمکعب در روز از ظرفیت تولید خود را از دست بدهد؛ رقمی که در افق چندساله می‌تواند به افت ۳۰ تا ۴۰ درصدی تولید منجر شود.

میدانی با دو نماد تفاوت مدیریت

به اعتقاد کارشناسان؛ پیامد این عقب‌ماندگی، فقط کاهش تولید گاز نیست، چون در کشوری مثل ایران که زمستان‌های آن به گاز وابسته است، افت تولید یعنی فشار بیشتر بر نیروگاه‌ها، صنایع، بخش خانگی و در نهایت بودجه عمومی. نتیجه چنین وضعی نیز افزایش مصرف سوخت‌های مایع، رشد آلودگی، اختلال در تولید و تشدید هزینه‌های اقتصادی است.

به بیان روشن، هر روز تأخیر در فشارافزایی پارس جنوبی، به معنای از دست رفتن بخشی از ثروت ملی است؛ ثروتی که می‌توانست به تقویت اقتصاد، توسعه زیرساخت‌ها و تامین پایدار انرژی کمک کند.

قطعاً در شرایطی که ایران به دلیل تحریم‌ها و محدودیت‌های سرمایه‌گذاری خارجی بیش از هر زمان دیگری به بهره‌برداری هوشمندانه از منابع داخلی نیاز دارد، تعلل در برداشت از پارس جنوبی یک خطای پرهزینه است؛ چراکه قطر در سوی دیگر همین میدان، با شتاب در توسعه و فشارافزایی، نه‌تنها برداشت خود را حفظ کرده بلکه برای افزایش ظرفیت آینده هم برنامه‌ریزی کرده است.

عقب ماندگی مزمن ایران

هدایت‌الله خادمی، نماینده ادوار مجلس در این باره به خبرنگار ما گفت: گفت: قطر سال‌ها زودتر برداشت را آغاز کرده است. تولید ایران در مقطعی به ۷۵۰ تا ۸۰۰ میلیون مترمکعب در روز رسیده اما با افت فشار مخزن و تعلل‌های پی‌درپی، طرح فشارافزایی هنوز به نتیجه عملی نرسیده است. قطر سال‌ها قبل از ما شروع کرد به تولید و ایران به‌رغم برداشت سنگین در سال‌های اوج، امروز با پیامدهای طبیعی افت فشار در مخزن و تأخیر در اجرای طرح‌های جبرانی روبه‌رو است.

این نماینده سابق مجلس البته مسئله را فقط کمبود تجهیزات یا یک تصمیم مقطعی نمی داند، بلکه آنچه او برجسته می‌کند؛ زنجیره‌ای از تعلل، وعده، تفاهم‌نامه و قراردادهایی است که به گفته او، در عمل خروجی قابل‌ذکری در میدان نداشته‌اند.

خادمی ادامه داد: آغاز مسئله نه در امروز، بلکه در آغاز بهره‌برداری از این میدان مشترک است. قطر سال‌ها پیش از ایران برداشت از پارس جنوبی را شروع کرده و همین تقدم زمانی، در طول سال‌ها به مزیتی انباشته برای دوحه تبدیل شده است.

ایران در این فاصله نتوانسته هم‌زمان و هم‌پای طرف قطری توسعه را پیش ببرد و نتیجه آن، عقب‌ماندگی محسوس در این میدان مشترک است؛ عقب‌ماندگی‌ای که حالا در قالب افت فشار و کاهش ظرفیت تولید خود را نشان می‌دهد. ایران به دلایل مختلف این کار را به‌موقع انجام نداده است. موضوع نیز فقط اختلاف سرعت در توسعه نیست، بلکه از دست رفتن فرصت‌هایی است که می‌توانست از محل آنها ضریب برداشت و تداوم تولید حفظ شود. همین شکاف زمانی، اکنون در برابر چشم گذاشته شده است و باعث شده تا قطر جلوتر رفته، ایران عقب مانده و هر سال تأخیر، جبران را دشوارتر کرده است.

شیب سقوط با افت فشار

خادمی با اشاره به اینکه توسعه جدی جدید، پس از موج نخست توسعه‌های پارس جنوبی، محدود مانده است، تاکید کرد: میدان مشترک به‌جای آنکه موتور پایدار رشد باشد، به پرونده‌ای تبدیل شده که با گذشت زمان و بی‌عملی در بخش‌های کلیدی، فشار بیشتری بر تراز انرژی کشور وارد کرده است. زمانی ایران حدود ۷۵۰ تا ۸۰۰ میلیون مترمکعب در روز برداشت می کرد که پارس جنوبی در سطحی بسیار بالا کار می‌کرد و کشور از محل این میدان به برداشت سنگین رسیده بود، اما همین سطح تولید، در طول زمان، زیر فشار طبیعی مخزن و نبود مداخله مؤثر برای حفظ فشار، رو به افت گذاشت.

مسئله این نیست که میدان یک‌باره از کار افتاده باشد؛ بلکه شیب سقوط، آرام اما پیوسته بوده است و توسعه‌های بعدی نیز جز در بخش‌هایی محدود، نتوانسته‌اند مانع از این روند شوند و به همین دلیل است که خادمی بر ضرورت طرح فشارافزایی تأکید می‌کند و آن را بخشی از پاسخ دیرهنگام به افت فشار مخزن می‌داند.

فاز ۱۱ پارس جنوبی؛ پرونده‌ای با ۱۵ تا ۲۰ سال بلاتکلیفی

این نماینده ادوار مجلس، در میان بخش‌های مختلف پارس جنوبی، بیش از همه روی فاز ۱۱ در دایره تولید کشور در این بخش تاکید و بیان کرد: این فاز از ۱۵ تا ۲۰ سال پیش بارها موضوع کار و پیگیری بوده است؛ یعنی نه یک پرونده تازه، بلکه مسأله‌ای طولانی‌مدت که به‌جای حل‌وفصل، بارها در چرخه پیگیری و وعده مانده است. روی این فاز سال‌هاست که کار می‌شود اما خروجی متناسب با اهمیتش در میدان دیده نشده است.

به گفته وی، این تأخیر طولانی در کنار عقب‌ماندگی از قطر، عملاً نشان می‌دهد که موضوع فقط یک پروژه فنی نیست، بلکه شاخصی از شیوه تصمیم‌گیری و سرعت اجرا در صنعت گاز کشور است.

فشارافزایی در دولت‌های رئیسی و پزشکیان

خادمی تفاهم‌نامه‌های پرسر و صدا و خروجیِ کم را دستاورد دولتهای فعلی و گذشته ذکر و بیان کرد: این موضوع بارها با تفاهم‌نامه و قرارداد مطرح شده، اما به نتیجه ملموس نرسیده است.

او می‌گوید این پرونده هم در زمان دولت شهید رئیسی رسانه‌ای شد و هم در دولت آقای پزشکیان دوباره با امضای تفاهم‌نامه‌ها و قراردادها میان چند شرکت دنبال شد، اما آنچه در میدان رخ داده با آنچه روی کاغذ اعلام شده، فاصله دارد. در حقیقت در مقاطع مختلف اعلام شد که کار آغاز می‌شود و شرکت‌هایی برای اجرای پروژه وارد شده‌اند، ولی در عمل اتفاق خاصی نیفتاد.

این نماینده سابق مجلس اضافه کرد: در بخش فنی و مالی، باید گفت که طرح‌های فشارافزایی از جنس پروژه‌های ساده و کم‌هزینه نیستند. این پروژه‌ها به تجهیزات پیچیده و فناوری خاص نیاز دارند و همین موضوع، هزینه اجرای آنها را به‌طور جدی بالا می‌برد.

او معتقد است که منابع مالی چنین طرح‌هایی باید از طریق صندوق توسعه ملی تأمین شود، اما همین مسیر نیز تا امروز به نتیجه مؤثر نرسیده است.

خادمی در ادامه تأکید کرد: اگر مساله تأمین مالی حل نشود، نه فناوری به‌تنهایی کار را پیش می‌برد و نه امضای قراردادها تضمین‌کننده نتیجه خواهد بود؛ بنابراین، مسئله فشارافزایی در پارس جنوبی فقط یک موضوع صنعتی نیست؛ بلکه ترکیبی است از سرمایه، فناوری و اراده اجرایی که تاکنون کنار هم ننشسته‌اند. در حقیقت تداوم وضع موجود، به کاهش تولید و تشدید بحران انرژی منجر می‌شود.

به اذعان وی، این خطر در پیوند مستقیم با تأخیر در فشارافزایی و افت فشار مخزن است؛ یعنی اگر میدان نتواند سطح تولید خود را حفظ کند، فشار آن بر تراز گاز کشور و سپس بر سایر حلقه‌های انرژی نیز بیشتر خواهد شد./

لینک کوتاه:

دیدگاه‌های کاربران (0)