به گزارش انرژی مدیا ( آریا اکو پرس)، از همان ابتدا، هشدار مکرر کارشناسان برجسته حوزه آب و محیطزیست نادیده گرفته شد؛ متخصصانی که بارها تأکید کردند اقلیم خشک و نیمهخشک تهران با بحران جدی منابع آبی دستبهگریبان است و هدایت منابع محدود زیرزمینی و سطحی به سمت یک آبگیر مصنوعی، به بهای سنگین تشنگی و مرگ تدریجی بوستان جنگلی چیتگر تمام خواهد شد.
با وجود این هشدارهای صریح، پروژه با اصرار پیش رفت تا آنچه امروز بیش از هر کاربری تفریحی یا گردشگری در پهنه غربی پایتخت خودنمایی کند، ساختوسازهای افسارگسیخته، برجسازیهای نجومی و رشد قارچگونه شهرکهایی باشد که مستقیماً منافع رانتی و سوداگرانه جریانهای خاص را تأمین کرده است.
براساس این گزارش، ساخت دریاچه مصنوعی وشکل گیری ساخت وساز بی رویه در این منطقه بدون اینکه حتی توان تامین آب آشامیدنی برای همین واحدهای مسکونی نیز وجود داشته باشد، با خشک شدن بیش از ۳۰ هزار اصله درخت در پارک چیتگر و معضلاتی زیست محیطی دیگر موجب دغدغه فراوان کارشناسان و حتی افراد عادی شد و در نهایت تبعات تلخ این غفلت تاریخی آشکارتر از همیشه شده و ابعاد این فاجعه زیستمحیطی را وارد مرحلهای بحرانی کرده است.
بنا بر اظهارات و شواهد موجود، بخش عظیمی از درختان این پارک جنگلی به بهانه کمبود منابع آب و شیوع آفت، دیگر آبیاری نمیشوند و با نشانهگذاری در صف قطع و نابودی کامل قرار گرفتهاند.
در این میان، بسیاری از صاحبنظران و کنشگران شهری بر این باورند که سناریوی خشکاندن درختان، یک پروسه هدفمند و از پیش طراحیشده است که طی آن با قطع عمدی جریان آب و رها کردن درختان، زمینه برای خشک شدن، قطع، پاکتراشی عرصه و در نهایت تغییر کاربری زمین به نفع توسعه ساختوسازهای پیرامونی فراهم میشود.
کارشناسان محیطزیست هشدار میدهند در صورت تداوم این رویکرد ویرانگر، چنین سناریویی متوقف نخواهد شد و دامنه آن به مرور به اراضی برخی از دیگر از پارکها مانند سرخه حصار و ... نیز سرایت خواهد کرد.
در عین حال مطالبه اصلی که امروز افکار عمومی و جامعه کارشناسی را در بهت فرو برده این است که چگونه مدیران شهری پیش از رسیدن این حجم عظیم از سرمایههای سبز پایتخت به مرحله خشکی و مرگ، چارهای برای آبرسانی و نجات آنها نیندیشیدند و درست در لحظه وقوع فاجعه، سادهترین راهکار یعنی قطع درختان را برگزیدند؟
در اصول بدیهی برنامهریزی و آمایش سرزمین، اولویت بنیادین هرگونه اقدام عمرانی، حفظ حیات اقلیمی، بقای پوشش گیاهی و مدیریت پایدار منابع آبی است که اقتضا میکرد هرگونه ساختوساز یا شهرکسازی جدید تنها پس از تضمین سهمیه آب فضای سبز موجود انجام پذیرد. امروز تشدید اعتراضها به این شیوه مدیریت نشان میدهد که تبدیل ششهای تنفسی تهران به بیابانهای مستعد ساختوساز، دیگر صرفاً یک خطای مدیریتی تلقی نمیشود، بلکه زنگ خطری جدی برای آینده زیستپذیری پایتخت است.

بازخوانی اشتباه از روز نخست
اسماعیل کهرم ، تحلیلگر در حوزه محیط زیست و فعال اجتماعی در این باره به خبرنگار ما گفت: جنگلهای دست کاشت و درختان اطراف دریاچه چیتگر، که سالها بهعنوان یکی از مهمترین ششهای سبز پایتخت شناخته میشدند، امروز با بحرانی جدی روبهرو هستند؛بحرانی که به گفته کارشناسان، ریشه در تصمیمی دارد که از همان روز نخست احداث این دریاچه اشتباه تلقی میشد. اما علیرغم تمام اعتراضهایی که در این زمینه صورت گرفته، ساخت این دریاچه در اوج بحران آبی پایتخت، منابع آب را هدر میدهد و همین امر باعث شده درختان و جنگلهای پارک چیتگر دچار بحران کمآبی شوند و از میان بروند.
عضو سابق شورای شهر تهران، ضمن تأیید احتمال دخالت دستهای دیگر در این ماجرا تاکید کرد: درباره اینکه آیا اساساً نگهداری و تأمین آب دریاچه چیتگر، با توجه به بحران آبی که تهران با آن روبهروست، میتواند منطقی باشد، باید گفت که در این دریاچه اگر مسئله تأمین آب را لحاظ نکرده بودیم، اساساً احداثش یک اشتباه بزرگ بود و این را بارها متخصصان ذکر کردهاند.
دریاچهای بدون برنامه تأمین آب
او برای تشریح عمق مسئله به آمار بارندگی در ایران اشاره کرد: میانگین جهانی بارش سالانه حدود ۸۰۰ میلیمتر است، در حالی که این رقم در ایران تنها حدود ۲۱۰ تا ۲۵۰ میلیمتر است؛ یعنی کمتر از یکسوم میانگین جهانی.
به تعبیر او، در کشوری که چنین وضعیت خشک و نیمهخشکی دارد، از ابتدا باید مشخص میشد که منابع آب این دریاچه از کجا تأمین میشود تا بتواند سرپا بماند؛ اما به نظر میرسد چنین کاری هرگز انجام نشد. به گفته این کارشناس، مشکل تنها به نبود برنامه تأمین آب آب محدود نمیماند، بلکه شیب زمین نیز بهگونه طراحی شده که وضعیت را بدتر کرده است، شیب دریاچه به نحوی است که شما تا پنج متر پایین میروید و این شیب باعث میشود جنگلهای اطراف از آب تهی شوند و آب سرریز به سمت دریاچه برود؛ نتیجه این است که حتی درختانی که تنها چهار یا پنج متر بالاتر از سطح دریاچه قرار دارند، عملاً از دسترسی به آب محروم شدهاند.
او ادامه داد: ما آب را از درخت گرفتیم و درختان را از دریافت آب محروم کردیم و آب را به دریاچهای رساندیم که هیچ فایدهای ندارد؛ نه از نظر حفظ آب کار مثبتی انجام دادهایم و نه از نظر فایده تفریحی و امثال آن.

استدلال بحثبرانگیز دریاچه برای ماندن جوانان
او در روایت دلایل احداث دریاچه گفت: در دوران عضویت من در شورای اسلامی شهر تهران، برخی از اعضای شورا یا نمایندگان مجلس در شورا حضور داشتند و استدلال میکردند که جوانها دارند مملکت را ترک میکنند و اگر دریاچه ایجاد شود، این روند متوقف میشود.
او گفت: من هیچ ربطی بین این دو پیدا نمیکردم؛ یعنی چه معنایی دارد که اگر دریاچه ایجاد کنیم جوانها در مملکت میمانند؟ به چه وسیله، چطور؟ به باور من، آنهایی که بر این استدلال پای میفشردند، هیچ سند و مدارکی در دست نداشتند که نشان دهد ایجاد منابع تفریحی موجب ماندن جوانان در کشور میشود.
کهرم ضمن ابراز تاسف در این باره گفت: ما متأسفانه هم آب را از درختان گرفتیم و آنها را از دریافت آب محروم کردیم، و هم یک منبع تفریحی برای جوانان این مملکت ایجاد نکردیم.
به تعبیر او، این طرح در هیچیک از دو هدف اعلامی خود موفق نبوده است، نه آب را حفظ کرده و نه تفریح واقعیای خلق کرده است.
وی افزود: هنوز هم فلسفه این استدلال را متوجه نشده ام و حتماً آنها که در این فکر بودند، فلسفهای برای خودشان داشتد که البته در نهایت به گسترده شدن ساخت وساز در حول وحوش این منطقه منتهی شده است.
آمار خشکیدن درختان
او درباره آمار دقیق خشک شدن درختان به جز خبر منتشر شده اخیر مبنی بر خشکیدن سه هزار اصله درخت در پارک منطقه چیتگر گفت: متأسفانه آمار دقیق ندارم. اما در جایی که بنده آمارگیری میکنم، حتی یک اصله درخت آنقدر ارزش دارد که نباید بهراحتی فراموش کنیم و از دست بدهیم. ما در یک مملکت خشک و نیمهخشک قرار گرفتهایم و این مسئله ای جدید نیست. حتی می توان به سخنان کوروش بزرگ در ۲۵۰۰ سال پیش استناد کرد که خواستار حفظ سرزمینش از دشمن، خوشخیالی و دروغ و کم آبی شده بود.
ساختوسازها و زمین های مرده ای که با دریاچه جان گرفتند
او درباره دلیل و انگیزه اصلی درباره ساخت دریاچه با وجود مشکلات پیرامون آن و اصرار کارشناسان از انصراف ساخت دریاچه گفت: یکی از دلایل اصرار بر ساخت این دریاچه، همان ساختوسازهای بیرویهای است که منافع بسیاری را در حوالی دریاچه چیتگر تأمین میکند. به یک زمین مرده مقداری آب میرسانند برای چند سال و بهطور موقتی این زمین مرده را میفروشند و مردم فریب میخورند و میروند شهر و شهرک و بلوار و اینچنین چیزها را میسازند، و بعد آن را به امان خدا رها میکنند و تکتک این درختان از بین میروند و خشک میشوند؛ و هیچکس هم متأسفانه پاسخگو نیست. به این ترتیب، تصویری روشن از یک الگوی تکرارشونده ترسیم شد؛ ارزشسازی موقتی از زمینهایی که بهطور طبیعی برای کشاورزی یا جنگلداری مناسب نیستند، فروش آنها به شهروندانی که از ابعاد واقعی ماجرا بیخبرند، و سپس رها شدن پروژهها با تمام پیامدهای زیستمحیطیشان، بدون آنکه هیچ مسئولی پاسخگو باشد.


