به گزارش انرژی مدیا (آریا اکوپرس)، در روزهای سرد سال که مصرف گاز بخش خانگی و تجاری به مرز ۶۰۰ تا ۷۰۰ میلیون مترمکعب در روز میرسد، نوک پیکان ناترازی بهسمت مشترکان پرمصرف نشانه میرود.
با اجرای نظام تعرفهگذاری جدید شرکت ملی گاز، حدود ۲ درصد از مشترکان در بالاترین پلکان قرار گرفتهاند و بهتنهایی ۶ درصد از کل گاز خانگی کشور را میبلعند. اما پرسش محوری که کارشناسان شهری و اقتصادی مطرح میکنند این است: آیا این جهش مصرف صرفا حاصل متراژ بالا و پنتهاوسهاست، یا ساختار معیوب ساختمانها و نبود الگوی مصرف متناسب با زیربنا پای همه را به بحران باز کرده است؟
دستهبندی مشترکان؛ از خوشمصرفها تا گروه ۲ درصدی
در نظام جدید تعرفهگذاری که بر مبنای تحلیل ۱۳۰۰ منطقه اقلیمی و میانگین مصرف ۵ سال گذشته هر شهر تنظیم شده، مشترکان خانگی به چهار پله مشخص تقسیم شدهاند.
در پله اول یا خوشمصرفها، حدود ۷۰ درصد از کل مشترکان قرار دارند که مصرف آنها تا ۵۰ درصد میانگین شهر است و کمترین هزینه را میپردازند.
پله دوم که شامل ۱۸ درصد از مشترکان است، به مصرف متوسط اختصاص دارد که با نرخهایی نزدیک به الگوی متعارف محاسبه میشوند.
گروه سوم، یعنی پرمصرفها، حدود ۱۰ درصد مشترکان را تشکیل میدهند که مصرف آنها بین ۷۵ تا ۹۵ درصد میانگین منطقه است و مشمول افزایش تعرفه پلکانی میشوند.
اما گروه آخر که کمتر از ۲ درصد از کل ۲۸ میلیون مشترک خانگی را تشکیل میدهند، با عنوان بسیار پرمصرف شناخته میشوند.
نکته قابلتأمل اینجاست که همین گروه کوچکِ ۲ درصدی، بهتنهایی ۶ درصد از کل گاز مصرفی بخش خانگی کشور را به خود اختصاص دادهاند؛ گروهی که اغلب به استخرهای خانگی، گرمایش فضاهای باز، ویلاها یا سکونتگاههای چندبرابر متراژ استاندارد مجهز هستند.
رابطه متراژ با مصرف گاز؛ اعداد مهندسی چه میگویند؟
در نگاه کارشناسی، مصرف گاز در بخش خانگی به دو بخش تفکیک میشود: نخست، مصرف ثابت و غیرگرمایشی (پختوپز و آب گرم) که حدود ۲ تا ۳ مترمکعب در روز است و وابستگی چندانی به متراژ ندارد.
دوم، مصرف گرمایشی که متغیر اصلی وابسته به متراژ و اقلیم است. بر اساس دادههای فنی، در روزهای اوج سرما برای گرمایش استاندارد هر مترمربع زیربنا، حدود ۰.۱۵ تا ۰.۲ مترمکعب گاز در روز نیاز است.
به بیان سادهتر، یک واحد ۱۰۰ متری در زمستان حدود ۱۸ تا ۲۲ مترمکعب گاز در روز مصرف میکند؛ این در حالی است که یک واحد ۲۵۰ تا ۳۰۰ متری، حتی بدون تجهیزات رفاهی لوکس، بهطور طبیعی روزانه ۴۰ تا ۶۰ مترمکعب گاز نیاز دارد.
گزارشهای مرکز پژوهشهای مجلس نیز تایید میکنند که میانگین سالانه مصرف گاز کشور حدود ۲۰ مترمکعب بهازای هر مترمربع زیربناست؛ عددی که در خانههای بدون عایقکاری، جهشهای نگرانکنندهای پیدا میکند.
چرا «متراژ» در قبوض گاز ثبت نشده است؟
یکی از اصلیترین انتقادات کارشناسان به سازوکار فعلی، تککنتوری بودن بدون در نظر گرفتن زیربناست. وقتی کنتور گاز به یک واحد مسکونی اختصاص مییابد، شرکت گاز تفاوتی بین یک آپارتمان ۵۰ متری و یک خانه ۴۰۰ متری قائل نمیشود. این مسئله دو چالش اساسی ایجاد کرده است:
۱. جریمه ناعادلانه: خانوادههای پرجمعیت در خانههای بزرگِ متعارف (مثلاً ۱۵۰ متری)، ممکن است بدون هیچگونه ریختوپاش، به دلیل متراژ بالا و تعداد ساکنین، ناخواسته وارد پلههای پرمصرف شوند.
۲. پنهان ماندن بدمصرفی: واحدهای کوچکی که با پنجرههای غیرعایق و اتلاف حرارتی بالا مصرف غیرمتعارف دارند، ممکن است همچنان در پلههای میانی باقی بمانند و از دایره اصلاح الگوی مصرف خارج شوند.
مقصران خاموش؛ از مبحث ۱۹ تا تجهیزات کمبازده
تحقیقات نشان میدهد سهم بخش ساختمان در فصول سرد تا مرز ۵۰ درصد از کل تولید گاز کشور بالا میرود. کارشناسان انرژی تاکید دارند بخش بزرگی از پرمصرفی، ریشه در اتلاف دارد نه لزوما متراژ. بیش از ۴۰ درصد انرژی حرارتی خانهها در ایران به دلیل عدم رعایت مبحث ۱۹ مقررات ملی ساختمان و استفاده از پنجرههای تکجداره هدر میرود. علاوه بر این، راندمان سیستمهای گرمایشی در ایران با استاندارد جهانی فاصله دارد و همین موضوع باعث شده است که حتی خانههای کوچک نیز در زمره پرمصرفها قرار بگیرند و به نظر میرسد تا زمانی که الگوی مصرف به جای کنتورمحوری، به سمت سرانه مصرف بهازای مترمربع زیربنا حرکت نکند، تفکیک دقیق بین بدمصرفی ناشی از تجملات و مصرف ناشی از متراژ واقعی همچنان یکی از چالشهای اصلی ناترازی گاز در ایران باقی خواهد ماند./

