به گزارش آژانس رسانه ای انرژی مدیا (اکوآریا) حقیقت تلخ است، مسئله فقط کمبود تولید نیست. ما با یک شکاف و ناترازی عمیق روبرو هستیم؛ شکافی میان «عرضه» و «تقاضا». برآوردها از کسریِ بیش از ۲۰ درصدی در تولید گاز و برق خبر میدهند. در حالی که رشد تولید ما به کمتر از ۲ درصد رسیده، عطش تقاضا سالانه ۷ درصد بیشتر میشود.
این وضعیت، تابستان را هم خاکستری کرده است. در آستانه تابستان ۱۴۰۵، مصرف برق تا مرز ۸۰ هزار مگاوات بالا رفت؛ آن هم در حالی که فرسودگی نیروگاهها و خشکی سدها، شبکه را با ناترازی هولناک ۲۰ تا ۲۴ هزار مگاواتی مواجه کرده است و باعث خاموشی خانگی وصنایع شده است و به این ترتیب امیدی به رشد تولید در این شرایط نیست و از سوی دیگر باعث افزایش نارضایتی های مردم هم می شود.
اما راهکار چیست؟
دولت میگوید تنها با ۱۰ درصد صرفهجویی، میتوان معادل ۹۰۰ هزار بشکه نفت ذخیره کرد! ۹۰۰ هزار بشکه... این یعنی بخش بزرگی از بحران، در بخش مصرف است؛ مصرف نکردن نه، مصرف بهینه. اما ساختمانهای کمبازده، تجهیزات گرمایشی فرسوده و قیمتگذاری یارانهای، باعث شده هر چقدر تولید کنیم، باز هم در این چرخه معیوب مستهلک شود. این دیگر فقط یک بحران تولید نیست؛ این یک بحرانِ حکمرانی در مدیریت مصرف است که باید در یک چرخه مدیریتی در ساخت و ساز، تولید، فرهنگسازی و ... به دنبال حل آنباشیم.
و اما این روزها حال قلب انرژی ایران خوب نیست... پارس جنوبی. قلب تپنده گاز ایران، ستون اصلی تغذیه نیروگاهها و صنایع ما. اما همین قلب تپنده، امروز در مرحلهای حساس است. حملات اخیر آمریکا و اسرائیل به برخی تأسیسات، در کنارِ افت فشار مخازن و سایه سنگین تحریمها، این میدان مشترک را به شدت تهدید میکند.
هرچند پیش از این نیز این منطقه با اُفت فشار گاز در رقابت با کشور قطر و برداشت از منابع موجود حال چندان خوبی نداشت اما در این میان، خبرِ بازگشت ۶۰ میلیون مترمکعب گاز به مدار تولید و طرح افزایش ظرفیت تا ۱۰۰ میلیون مترمکعب، کورسوی امیدی را برای کشور روشن کرده است. قطعاً خبری خوش است، اما صادقانه بگوییم، این ارقام بهتنهایی معجزه نمیکنند.
ولی قطعاً پارس جنوبی امروز هم یک فرصت است و هم یک هشدار بزرگ.
در شرایطی که سایه تهدید جنگ و حملات کشور، از سرِ تأسیسات ما دور نشده، ماندن در وضعیت فعلی یعنی شکست. بدون توسعه میادین، بدون جذب سرمایه و ورود فناوری، و بدون نوسازیِ ساختار مصرف، ما همچنان در این تناقض پرهزینه باقی خواهیم ماند که؛ کشوری که بر دومین ذخایر گاز جهان نشسته، اما هر زمستان میلرزد و هر تابستان، در تاریکی فرو میرود و این واقعیتی است که اقتصاد ایران، دیگر تابِ تحمل آن را ندارد و امید به این دارد که با راهکاری در حوزه دیپلماسی و اقتصاد به سوی بهبود حرکت کند.


