آژانس رسانه انرژی
تازه‌ترین اخبار

شبکه عنکبوتی امارات در خاورمیانه برای دور زدن تنگه هرمز

نفت
شبکه عنکبوتی امارات در خاورمیانه برای دور زدن تنگه هرمز
امارات سال‌ها پیش از آنکه سایه جنگ به خاکش نزدیک شود، برای روزهای ناامن نقشه کشیده بود؛ از احداث خط لوله حبشان– فجیره برای انتقال نفت خارج از تنگه هرمز گرفته تا گسترش بنادر در دریای عمان، دریای سرخ و شرق آفریقا. اکنون با بالاگرفتن تنش‌ها، اختلال در مسیر نفتکش‌ها و افزایش آسیب‌پذیری گلوگاه‌های دریایی، ابوظبی می‌کوشد صادرات نفت و تجارت خارجی خود را به یک مسیر وابسته نگه ندارد

به گزارش آژانس رسانه ای انرژی مدیا (آریا اکوپرس)،

محدودیت ظرفیت خطوط لوله و آسیب‌پذیری بنادر و کریدورهای جایگزین نشان می‌دهد که میلیاردها دلار سرمایه‌گذاری نیز هنوز نتوانسته امارات را از جغرافیای هرمز رها کند.

امارات سال‌ها بود که تلاش می‌کرد تصویر متفاوتی از خود در خاورمیانه بسازد؛ بازیگری که از یک سو شریک تجاری ایران بود و در سوی دیگر پیوندهای خود را با آمریکا و در خفا با رژیم صهیونیستی محکم می‌کرد. ابوظبی با همین رویکرد دوگانه پیش می‌رفت تا آنکه اسفند سال ۱۴۰۴ و پس از آنکه حملاتی از پایگاه‌های آمریکایی مستقر در خاک امارات علیه ایران انجام شد که منجر به پاسخ متقابل ایران شد، معادله سیاسی ابوظبی در قبال شریک سنتی خود، یعنی ایران به هم خورد.

برای کشوری که سال‌ها تلاش کرده بود تا خود را به عنوان مأمنی امن برای تجارت و سرمایه‌گذاری خارجی به دنیا معرفی کند، حتی دو ساعت بسته ماندن حریم هوایی، علاوه بر هزینه‌های نظامی، بار روانی سنگینی داشت؛ به همین خاطر اتاق فکرهای ابوظبی، راه حل کاهش ریسک و تنوع بخشی به مسیرها را در اولویت کار خود قرار داده بودند.

امارات نقشه لجستیکی خود را بسیار دقیق طراحی کرده بود. این را می‌توان در شرایط فعلی که تنش‌ها در خاورمیانه بالا گرفته و عبور نفتکش‌ها در تنگه هرمز و باب‌المندب دیگر همانند گذشته نیست، فهمید که پول‌پاشی امارات برای ایجاد کریدورهای مختلف بی‌دلیل نبوده است.

اولین بیمه ژئوپولیتیکی امارات

یکی از پروژه‌های امارات برای دور زدن تنگه هرمز و کاهش وابستگی، خط لوله «حبشان- فجیره» است که در سال ۲۰۱۲ به طول ۳۷۰ کیلومتر افتتاح شد. این خط لوله که با ظرفیت بین ۱.۵ تا ۱.۸ میلیون بشکه در روز فعالیت می‌کند، در عمل اولین بیمه ژئوپلیتیکی امارات در برابر تنش‌های خاورمیانه و حکم ضربه‌گیر بازار نفت را برای این کشور دارد. امارات روزانه بیش از سه میلیون بشکه نفت صادر می‌کند و با در نظر گرفتن ظرفیت این خط لوله می‌توان پی برد که فجیره به تنهایی یک جایگزین کامل و تمام‌عیار برای مسیر هرمز نیست.

با این اوصاف، فجیره‌ای که اساساً برای دور زدن تنگه هرمز ساخته شده بود، خودش نیز مورد هدف قرار گرفت. حملات به فجیره پیام آشکاری برای ابوظبی داشت: «دیگر داشتن یک مسیر جایگزین کافی نیست.»

در پی این اتفاقات، امارات سرمایه‌گذاری خود را جدی‌تر کرد و خط دوم لوله موازی با شرکت ملی نفت ابوظبی «ادنوک» را دستور کار قرار داد. هدف از احداث این است که از طریق این خط لوله، صادرات بنزین، گازوئیل و سوخت جت را انجام دهد و ظرفیت صادرات خارج از هرمز را به بیش از سه میلیون بشکه در روز برساند که قرار است تا سال ۲۰۲۷ به بهره‌برداری کامل برسد.

البته با اعلام محدوده جدید تنگه هرمز از سوی ایران در جنگ 40 روزه که بخش جنوبی آن را در امتداد خط میان کوه مبارک در ایران و جنوب فجیره در امارات تعریف می‌کند، مشخص شد که فجیره همچنان تحت تأثیر تحولات امنیتی اطراف هرمز قرار دارد و هرگونه افزایش تنش در آب‌های پیرامونی می‌تواند هزینه‌های بیمه، حمل‌ونقل دریایی و ریسک فعالیت در این منطقه را افزایش دهد.

گام‌هایی در راستای کاهش وابستگی دریایی

اما امارات تغییر نقشه خود را فقط به صادرات نفت گره نزد، بلکه در زمینه تجاری نیز با شرکت «دی‌پی‌ورلد» (DP World) که یکی از بزرگترین اپراتورهای بنادر و لجستیک جهان است، قراردادی ۵۰ ساله امضا کرد تا نیاز تجاری خود را به تنگه هرمز به حداقل برساند.

این کشور با این کار دو پایانه اصلی خود از جمله پایانه «الرغیلات» را می‌خواهد توسعه دهد که قرار است سالانه ۲.۵ میلیون واحد TEU (واحد معادل کانتینر ۲۰ فوتی) ظرفیت داشته باشد. این پایانه همچنین توان بارگیری ۱.۷ میلیون تن کالای عمومی و ۱۹۰ هزار واحد CEU (واحد معادل خودرو) را خواهد داشت. در کنار آن، پایانه «دبا» نیز قرار است با توانایی جابه‌جایی ۱.۷ میلیون تن کالای عمومی ایجاد شود که با انجام این کار امارات به سمت مدلی حرکت می‌کند که وابستگی دریایی آن در خلیج فارس کاهش می‌یابد.

نقشه بندری امارات

باید در نظر داشت که امارات فقط به دنبال خروج از سایه تنگه هرمز نیست و ساخت‌وسازهای آن هم صرفا به یک خط لوله یا بندر داخلی ختم نمی‌شود. ابوظبی شبکه لجستیکی خود را در مسیر دریای سرخ و اقیانوس هند گسترش داده است. بندر «بربره» در سومالی‌لند، امروز مهم‌ترین پروژه امارات در قاره آفریقاست که به علت موقعیت آن در ساحل جنوبی عدن، اهمیت مهمی دارد، زیرا این بندر امکان اتصال شرق آفریقا به خلیج فارس را فراهم کرده و به دریای سرخ نیز بسیار نزدیک است.

بندر «عصب» در اریتره نیز که در مجاورت تنگه باب‌المندب قرار دارد، توسط امارات توسعه یافت و در سال‌های جنگ یمن به عنوان یک پایگاه لجستیکی کلیدی از آن استفاده شد. از دیگر پروژه‌های امارات، بندر «بوصاصو» در سومالی است که این کشور در توسعه آن نقش محوری داشته و شرق آفریقا را به بازار خلیج فارس متصل می‌کند. به بیان دیگر، بربره، عصب و بوصاصو پروژه‌های جداگانه و پراکنده نیستند، بلکه این بنادر در کنار فجیره، یک شبکه‌ منسجم از نقاط لجستیکی را شکل می‌دهند که از دریای عمان تا خلیج عدن، باب‌المندب و شرق آفریقا امتداد می‌یابد و این امکان را به امارات می‌دهد که تجارت جهانی خود را گسترش دهد.

در کنار این پروژه‌ها، امارات در کریدور «آی‌مِک» (هند- خاورمیانه- اروپا) نیز یکی از بازیگران اصلی است که در صورت تکمیل این پروژه و آغاز تجارت ریلی میان آسیا و اروپا می‌تواند به وابستگی مسیرهای دریایی آن را کاهش دهد. البته عربستان سعودی در حال بررسی تغییر مسیر راهبردی این کریدور است؛ به گونه‌ای که با عبور از خاک سوریه، اسرائیل را از این پروژه تجاری و لجستیکی کنار بگذارد.

اپیدمی دور زدن هرمز

البته امارات تنها کشوری نیست که به دنبال کاهش وابستگی به تنگه هرمز است؛ عربستان سعودی نیز سال‌هاست که بخشی از صادرات نفت خود را از طریق خط لوله شرق– غرب (پترولاین) به بندر «ینبع» در دریای سرخ منتقل می‌کند. عمان نیز با توسعه بنادر «دقم» و «صلاله» تلاش کرده نقش خود را در زنجیره تجارت و انرژی منطقه تثبیت کند.

به نظر می‌رسد از این به بعد، مزیت کشورها فقط به حجم تولید نفت وابسته نیست و اینکه نفت تولید شده را از چند مسیر مختلف به بازار برسانند، به همان اندازه اهمیت پیدا کرده است.

توهم حذف

اگر تا چند وقت پیش، «عبور سالم نفتکش‌ها» معنای امنیت انرژی را می‌داد، حالا داشتن مسیر جایگزین اهمیت پیدا کرده است. به نظر می‌رسد برای خریداران بین‌المللی نیز تداوم و امنیت عرضه سوخت و کالا حتی از قیمت آن نیز اهمیت بیشتری پیدا کرده است.

گزارش اخیر اندیشکده آمریکایی «چتم‌هاوس» نیز بیانگر آن است که این مسیرهای جایگزین هنوز فاصله زیادی تا جایگزینی کامل هرمز دارند. به نوشته این اندیشکده، «امارات و عربستان با روش‌های جایگزین قادر به فروش حجم کمتری از نفت خود از طریق خطوط لوله به پایانه‌های خارج از تنگه هرمز هستند. خط لوله شرق- غرب که از عربستان سعودی به ینبع امتداد دارد، ظرفیت انتقال 5 میلیون بشکه در روز را دارد، در حالی که خط لوله ابوظبی به فجیره می‌تواند ۱.۵ میلیون بشکه را منتقل کند. حتی ظرفیت کامل این مسیرها تنها می‌تواند حدود یک چهارم نفتی را که معمولاً از تنگه هرمز عبور می‌کند، پوشش دهد و این زیرساخت‌ها در برابر حملات احتمالی ایران و حوثی‌های یمن آسیب‌پذیر هستند».

اندیشکده مطالعات بین‌الملل و راهبردی اس. راجاراتنام در سنگاپور(RSIS) نیز در گزارشی آورده است: گزینه‌هایی مانند خط لوله حبشان_ فجیره امارات و خط شرق_ غرب عربستان نشان می‌دهند کشورهای خلیج فارس در حال تلاش برای کاهش وابستگی به تنگه هرمز هستند، اما این مسیرها نمی‌توانند جایگزین کامل هرمز شوند.

همچنین موسسه سیاست عمومی بیکر، یکی از اندیشکده‌های سیاست‌گذاری و انرژی در ایالات متحده در یک پژوهش با محوریت خطوط لوله و جنگ به این موضوع پرداخته و نتیجه این مقاله آن است که خط لوله جایگزین برای امارات می‌تواند در شرایط بحران به یک دارایی امنیت اقتصادی ملی تبدیل شود؛ اگرچه این خط می‌تواند بخش بزرگی از صادرات نفت امارات را به خارج از هرمز منتقل کند، اما بندر فجیره همچنان یک نقطه آسیب‌پذیر باقی می‌ماند.

به همین دلیل، هرچند امارات در سال‌های اخیر تلاش کرده با راه‌اندازی خطوط لوله، بنادر و کریدورهای جدید، وابستگی خود را به تنگه هرمز کاهش دهد، اما واقعیت این است که محدودیت ظرفیت خطوط لوله، زمان‌بر بودن تکمیل زیرساخت‌ها و آسیب‌پذیری مسیرهای جایگزین، اجازه نمی‌دهد هرمز به سادگی از جغرافیای انرژی حذف شود.

اگر نگاهی به نقشه کریدوری امارات بیندازیم، متوجه خواهیم شد که ابوظبی زودتر از سایر کشورهای منطقه متوجه شد تهدید فقط در تنگه هرمز نیست. دریای سرخ، باب‌المندب و سایر مسیرهای تجارت جهانی نیز می‌توانند به همان اندازه بر امنیت انرژی و تجارت اثرگذار باشند. هدف امارات هم حذف هرمز، باب‌المندب و دریای سرخ نیست؛ هدف این است که هیچ‌یک از این گلوگاه‌ها تنها گزینه روی میز نباشند.

لینک کوتاه:

دیدگاه‌های کاربران (0)