به گزارش انرژی مدیا ( آریا اکوپرس) ، ایران سالهاست با این تناقض زندگی میکند؛ از یک طرف در صدر جدول دارندگان ذخایر گاز جهان قرار دارد و از طرف دیگر، در روزهای سرد سال، گاز صنایع قطع میشود، خوراک پتروشیمیها کاهش پیدا میکند، نیروگاهها ناچار به استفاده از سوختهای جایگزین میشوند و حتی در برخی مناطق، گاز مشترکان خانگی با محدودیت مواجه میشود.
این تناقض زمانی عجیبتر میشود که بدانیم ایران یکی از بزرگترین تولیدکنندگان گاز جهان است، اما مسئله دقیقا از همینجا شروع میشود؛ ذخیره گاز با گاز قابلمصرف یکی نیست.
میدان گازی پارس جنوبی
بخش بزرگی از تولید گاز ایران به میدان مشترک پارس جنوبی وابسته است؛ میدانی که حدود ۷۰ درصد گاز مورد نیاز کشور را تامین میکند.
در دو دهه گذشته، بخش مهمی از سرمایهگذاری صنعت گاز نیز به توسعه همین میدان اختصاص یافته است، اما اتکای سنگین به یک میدان، یک نقطه ضعف جدی ایجاد کرده است.
با افزایش برداشت از پارس جنوبی، فشار مخزن به تدریج کاهش پیدا میکند و برای حفظ تولید، به سرمایهگذاریهای سنگین و فناوریهای جدید نیاز است.
در طرف دیگر ماجرا مصرف قرار دارد؛ جایی که ایران یک رکورد عجیب ثبت کرده است: مصرف گاز در بخش خانگی و تجاری، از حدود ۱۶۰ تا ۱۷۰ میلیون مترمکعب در روز در تابستان، در زمستان میتواند به ۶۰۰ تا ۷۰۰ میلیون مترمکعب برسد؛ یعنی فقط با تغییر فصل، مصرف بخش خانگی چند برابر میشود.
گسترش شبکه گازرسانی و دسترسی بیش از ۹۵ درصد جمعیت کشور به گاز طبیعی، اگرچه یک دستاورد مهم محسوب میشود، اما بدون اصلاح الگوی مصرف، فشار سنگینی به شبکه وارد کرده است.
ایران یکی از پرمصرف های گاز جهان
ایران امروز از نظر شدت مصرف انرژی، یکی از کشورهای پرمصرف جهان است که بخش قابل توجهی از این مصرف نه به دلیل تولید صنعتی بیشتر، بلکه به دلیل قیمتگذاری نامتناسب، ساختمانهای کمبازده، تجهیزات فرسوده و نبود انگیزه اقتصادی برای کاهش مصرف اتفاق میافتد.
نبود توازن بین تولید و مصرف گاز
در واقع، مسئله فقط این نیست که مردم زیاد گاز مصرف میکنند، مسئله این است که سالها میان تولید، مصرف، سرمایهگذاری و زیرساختهای انرژی توازن ایجاد نشده است و وقتی تولید گاز افزایش پیدا میکند اما مصرف همزمان با آن، یا حتی سریعتر، رشد میکند.
وقتی توسعه میادین جدید با سرعت مورد نیاز پیش نمیرود، وقتی بخش عمده تولید به یک میدان وابسته است و وقتی سرمایهگذاری کافی برای حفظ ظرفیت تولید انجام نمیشود، نتیجه چیزی جز ناترازی گاز نیست و اینجاست که تناقض بزرگ اقتصاد گاز ایران خودش را نشان میدهد: کشوری که دومین ذخایر گازی جهان را دارد، ممکن است در زمستان گاز کم بیاورد، نه به این دلیل که گاز ندارد، بلکه به این دلیل که نتوانسته میان ذخایر، تولید، سرمایهگذاری و مصرف تعادل برقرار کند.
بحران گاز ایران بیش از آنکه بحران نداشتن گاز باشد، بحران حکمرانی گاز است؛ بحرانی که هر زمستان، هزینه آن را صنایع، نیروگاهها و در نهایت اقتصاد کشور پرداخت میکنند.


